دانستنی هایی بسیار جالب درباره خانم ها

- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .

- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .

-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .

- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .

- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .

- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .

- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .

- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .

- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .

- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .

- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .

- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .

- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .

- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .

- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .

-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .

ادامه نوشته

ده فایده بسیار جالب لبخند زدن

خنده عملکرد ایمنی بدن شما را تقویت می‌کند چراکه شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی نیز می‌توانید جلوگیری کنید.

1. .لبخند جذابتان می کند..

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم..

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد..

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند..

3. لبخند مسری است..

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید..

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید..

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند..

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد..

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد..

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید..

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند..

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید..

مقایسه ورزشگاه ازادی بانیوکمپ

استادیوم آزادی در سال‌های اخیر در مقایسه با سایر استادیوم‌های ورزشی کشورمان پیشرفت نسبتا خوبی داشته اما در مقایسه با ورزشگاه‌های مطرح دنیا هنوز در وضعیت نامساعدی قرار دارد.

به گزارش خبرنگار سرویس ورزشی «فردا» در مقایسه‌ای میان مجموعه ورزشی آزادی با ورزشگاه نیوکمپ بارسلون در اسپانیا به تفاوت‌های مهم استادیوم‌های ایران با مجهزترین استادیوم‌های بین‌المللی پی خواهیم برد.

متاسفانه فوتبال کشورمان با توجه به استعداد بالای جوانان ایرانی هنوز در سطحی از امکانات قرار ندارد که بتوان مسابقاتی در حد و اندازه جام ملت‌های آسیا را در ایران برگزار کرد.

این در حالی است که کشورهای آسیایی به خصوص حوزه خلیج فارس که فوتبال آنها کمتر از 30 سال قدمت دارد برای رسیدن به اهداف خود روی به ساخت ورزشگاه‌ها و امکانات تفریحی آورده‌اند تا با میزبانی در رقابت‌های مختلف، جذب توریست نموده و سرمایه‌ای جدید را به کشورشان وارد کنند.

همین دو روز پیش گزارشی از سوی سایت «فردا» مبنی بر روزشماری قطری‌ها برای میزبانی جام ملت‌های آسیا منتشر شد. امیر قطر طی برنامه‌ای چشم اندازی 20 ساله برای این کشور ترسیم کرده تا این کشور تبدیل به یک کشور پیشرفته، قادر به حفظ و توسعه خود و ارائه استاندارد های بالای زندگی برای نسل های آینده باشد. از همین رو دولت قطر نیز که میزبانی جام ملت‌های آسیا 2011 را بر عهده دارد در تلاش است که با تجهیز امکانات عمومی و ورزشی فیفا را مجاب به انتخاب قطر برای میزبانی جام جهانی 2022 نماید.

حال به تفاوت‌های آشکار استادیوم آزادی به عنوان بزرگترین و مجهزترین استادیوم ورزشی کشورمان با ورزشگاه نیوکمپ اسپانیا می‌پردازیم.

ورزشگاه پنج ستاره نیوکمپ

باشگاه بارسلونا از ابتدا تا کنون 3 مرحله را پشت سر گذاشته است. در روزهای اولیه ، باشگاه همواره به دلایل مختلف تغییر کرده و در مرحله دوم ، باشگاه با پیدا کردن خانه دائم درکرتس لس تثبیت شد. مرحله سوم ساخت کمپ نو ، نشان دهنده گسترش و عظمت باشگاه در مقیاس جهانی شد.

بعد از جنگ داخلی اسپانیا باشگاه‌ها به دنبال جذب هواداران بیشتر برای خود شدند و به همین دلیل نیازمند ورزشگاهی بزرگتر بودند که تیم بارسلونا با ساخت ورزشگاه نیوکمپ این مشکل خود را حل کرد.

ساخت نیوکمپ در میانه‌های راه هزینه‌های گزافی را برای سازندگان آن ایجاد کرد و مبلغ هنگفتی نسبت به برآورد اولیه می‌طلبید. اما بالاخره با وام و مسکن و اوراق قرضه این استادیوم در سال 1957آماده شد.ذارتفاع ورزشگاه حداکثر 48 متر است و 55000 متر مربع (250 متر طول و 220 متر عرض) دارد.

این استادیوم دارای 5 ستاره است که فقط 3 استادیوم دیگر در اسپانیا چنین امتیازی را دارند. ویسنته کالدرون خانه اتلتیکومادرید، استادیوم امپیک و استادیوم المپیک در سویل.

استادیوم نیوکمپ یکی از مجهز ترین استادیوم های دنیا است که از امکانات مختلف نظیر داخل ورزشگاه، کلیسای کوچک در کنار رختکن، جایگاه ریاست جمهوری ، سالن VIP ، اتاق مطبوعات ، استودیو های تلویزیونی، چندین مرکز پزشکی، ورزشی و ترمیمی ، واحد کنترل ، جایگاه جانبازان ، باشگاه فوتبال بارسلونا، موزه باشگاه ، پرستاری و دفاتر بسیار که همه در اختیار باشگاه می باشد.




موزه نیوکمپ
ایده ساخت بهترین موزه فوتبال در جهان برای نمایش تاریخ بارسلونا برمیگردد به دهه بیست سالگی، زمانی که جوآن گمپر موسس باشگاه پیشنهاد ساخت آن را به اعضای انجمن ارائه کرد.

این موزه که یکی از مهمترین سمبل‌های موزه فوتبال در جهان است لحظه های فراموش نشدنی را برای هواداران این تیم دوباره زنده ساخته و نماد باشگاه بارسلون در جهان به شمار می‌رود.

در این موزه می‌توان خاطرات تمام بازیکنان بزرگ بارسا را که در طول سالیان دراز برای این تیم موفق ظاهر شده‌اند را یافت. همچنین موزه بیشترین بازدیدکننده در کل کاتالونیا را به خود اختصاص داده و بیش از 1200000 بازدید کننده در سال دارد.



منطقه مخلوط

فضایی در استادیوم که کنار اتاق کنفرانس مطبوعاتی قرار دارد و 200 متر مربع است.

در آن خبرنگاران می‌توانند به طور مستقیم بعد از بازی با بازیکنان مصاحبه کنند و جلسات آموزشی نیز در این قسمت انجام می‌شود.



رختکن تیم

رختکن تیم 850 متر مربع می‌باشد که به چهار قسمت متفاوت تقسیم شده است.
بخش اول برای تغییر لباس است و قسمت دوم شامل استخر ، جکوزی، سونا ، حمام بخار، حمام سرد و منطقه استراحت است. منطقه درمان توسط پزشک و فیزیوتراپ استفاده می شود . در نهایت ، سطح فنی حاوی سه دفتر ، یک اتاق جلسه و اتاق هیات مربیگری می‌باشد.



جایگاه خبرنگاران

این فضا دارای 192 میز و صندلی ، 2 استودیو تلویزیونی و رادیویی و همچنین دارای فای و صفحه نمایش پلاسما برای تماشای بازی و پخش تکرار است.



اماکن پزشکی

ادامه نوشته

روز والنتین چه روزی است...

تصویری از یک کارت پستال روز والنتین در حدود سال ۱۹۰۰ میلادی

روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) سپس فرهنگ مدرن غربی روز ابراز عشق است. این مناسبت هر سال در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه و بعضی سال‌ها ۲۶ بهمن‌ماه) برگزار می شود.

سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد. روز والنتین برگرفته از سنن روم باستان و مسیحیت می باشد. [۱]

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود.

 

والنتین قدیس و مریدانش

تاریخچه کامل و دقیق والنتین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته‌است.

امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌است که حداقل سه قدیس به نام والنتین یا والنتیوس وجود داشته‌اند که همگی به قتل رسیده‌اند [۱]، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.

طبق یک افسانه مشهور در سده سوم میلادی، در روم باستان در دوران فرمانروایی کلاودیوس دوم کشیشی به نام والنتین می زیسته است. کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای مردان جوان امپراتوری روم قدغن می‌کند. والنتین معتقد بود که این حکم ناعادلانه است؛ لذا مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را به مرگ محکوم کرد. [۱]

بارنی و دوستان در روز والنتین در سال ۲۰۰۷ در کاخ سفید.

افسانه دیگر می گوید شاید کشیش والنتین به علت نجات دادن و فراری دادن مسیحیان از آزار و شکنجه رومیان کشته شده باشد.[۱]

مطابق یک افسانه، کشیش وانتین خود عاشق دختر زندانبانش شده و نخستین کارت والنتین را خود او قبل از مرگش برای آن دختر فرستاد و در آن نوشت «از طرف والنتین تو». [۱]

] پیشینهٔ تاریخی

کشیش والنتاین احتمالا زمانی حدود سال 270 میلادی به قتل رسیده است. در حالی که برخی بر این رأیند که روز والنتین، سالگرد مرگ یا به خاکسپاری والنتین است، گروه دیگر معتقدند کلیسای کاتولیک به منظور مسیحی سازی یک سنت باستانی و مشرکانه لوپرکالیا که در روم مرسوم بوده، این تاریخ را برگزیده است. تا اواخر قرن پنجم میلادی در امپراتوری روم جشن لوپرکالیا بمناسبت باروری برگزار می شد. در سال ۴۹۸ میلادی، پاپ ژلازیوس یکم برگزاری جشن لوپرکالیا را ممنوع کرد. وی روز ۱۴ فوریه را به عنوان روز والنتین اعلام کرد، تا با اعمال مشرکانه مقابله کند.[۱]

در سده های میانه اروپا، بخصوص در انگلستان و فرانسه، والنتین یکی از محبوب ترین قدیسان بوده است. بخصوص همزمانی شروع جفت گیری پرندگان با روز والنتین، این باور را که روز والنتین بواقع روز عشاق است، تشدید کرد. [۱]

قدیمی ترین یادبو والنتین که امروز در دست می باشد، مربوط به چارلز، دوک اورلئان می باشد. وی که در پی شکست در نبرد اجینکورت در برج لندن زندانی بود نامه ای را در سال ۱۴۱۵ برای معشوقه اش نوشت که اکنون در مجموعه دستنویس های کتابخانه بریتانیایی نگهداری می شود.[۱]

] شهرهای منسوب به والنتین قدیس

بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتین قدیس که در سده ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوان‌های والنتین قدیس است توسط یک خانواده متمول فرانسوی در سده نوزدهم به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد. خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجود این بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گستردهٔ رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس «شهر عشاق» لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتین میزبان فستیوالی به نام «فستیوال عشق» می‌باشد.[۲][۳][۴]

[] رسوم والنتین

از هدایای مرسوم در این روز هدایای شکلاتی را می‌توان نام برد.

در کشورهای اروپایی و آمریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع آن نیز از آداب این روز به شمار می‌رود.

] در دیگر فرهنگ‌ها

برخی بر آنند که والنتین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بوده‌است. در کشور چین، روزی مشابه والنتین موجود است که تحت عنوان «شب هفت‌ها» نامیده می‌شود. برابر با افسانه‌ای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده، در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند. آخرین «شب ِ هفتها» در ۳۰ اوت ۲۰۰۶ بود. روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین، در ژاپن نیز موجود است که از آن به عنوان «تاناباتا» یاد می‌گردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدی‌ست. در کشور مصر، روز عشق دیگری موجود است که برابر با ۴ نوامبر هر سال است. در کره جنوبی، در ۱۱ دسامبر هرسال، روزی تحت عنوان «روز پِپِرو» موجود است که در آن زوج‌های جوان هدایایی به یکدیگر تقدیم می‌کنند.

] در ایران

در ایران تولید انواع پوستر، بروشور، جعبه و کارت های تبلیغاتی با نمادهای قلب، نیم قلب، گل رز قرمز و هر گونه فعالیتی مبنی بر اطلاع رسانی در این روز ممنوع است و از سوی مراجع قانونی با واحدهای متخلف برخورد قانونی می شود.[۵]

] در عربستان سعودی

در عربستان سعودی فروش محصولات مربوط به روز والنتین مانند گل رز، ممنوع می‌باشد و پلیس مذهبی این کشور از مغازه داران می‌خواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند.[۶]

نوشته شده در یکشنبه بیست و

11 میوه شگفت انگیز دنیا


کارامبولا، میوه ستاره‌ای (Carambola)
پی‌تایا، میوه اژدها (Pitaya)
دوریان، میوه بدبو! (Durian)
یانگ‌می، توت فرنگی چینی (Yangmei)

رمبوتان (Rambutan)

جک فروت(Jackfruit)

نونی (Noni)

لیچی (Lychee)
منگوستین (Mangosteen)


کامکوات (Kumquat)

خربزه خاردار (Horned Melon)

 

رازومهندسی و عجیب وغریب دلار

بسم الله الرحمن الرحیم

 بی شک باید  سمبولیسم و نماد گرایی را جز لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است . که قبلا در مقاله ای دیگر با عنوان "نماد های ماسونی مصر باستان" مفصل به آن پرداختم .

اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری  آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.

ششم ژوئيه سال 1785كنگره آمريكا ( که در آن زمان، تنها يك مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar  را واحد پول آن كشور قرار داد.

 پيش از استقلال ايالات متحده یعنی در 4 ژوئیه 1776 ، پول انگلستان (ليره) در 13 مهاجر نشين انگليسي آمريكاي شمالي رايج بود.

 در جريان انقلاب، آمريكائيان سكه نقره اي اسپانيا به نام «دلار» را كه در مكزيك رايج بود وسيله داد و ستد قرار داده دادند و به همين دليل نام پول ملي خود را «دلار» گذاشتند.

ادامه نوشته

روز خیانت یهودی ها

در آن روزگاردر فارس که حدود پانصدسال پ.ت.ت. می بوده مردی میزیسته بنام مردخای فرزند پائیر از نژاد بنیامین و پیرو کیش یهود.او عموزاده دختری داشت بنام هدسه که بی نهایت خوب رو بود و خوشکردار .این دختر نیز به میل خود به پایتخت آوردند بنا بر آنچه به او آموخته بودند او هرگز درباره خود و کیش خود با هیچکس سخن نمی گفت . او را همچون دیگر دختران به خواجه سراسپردند.. هدسه را خواجه سر بسیار خوش آمد . بنا براین خواجگان برآن شدند که او را آماده نمایند .پس از یک سال تمرینهای بدنی و آموختن طریقه رفتار با پوشیدن لباسهای گرانبها بروزی اورا با دیگر دختران خوبرو به نزد شاهنشاه ایران در آوردند. خشایارشا محبت اورا بدل گرفت و تاج برسرش نهاد . قرار برآن گردید که با شاهنشاه ایران ازدواج نماید . از آن هنگام او را استرنام نهادند. در آن زمان رسم بر آن بود که همگان می بایستی کیش خود را پنهان ننمایند و پنهان کردن کیش در نزد ایرانیان گناه بس بزرگ بود. مردخای

ادامه نوشته

ایا میدانیدچرادر سیزده فروردین درسراسر سرزمین های اشغالی جشن می گیرند

نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده است. از آن جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.
به گزارش «فردا»، بر مبنای کتاب استر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» می‌خواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.
اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی‌اش قبول نمی‌کند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب می‌کند. ملکه جدید که «هدسه یا استر» نام دارد, به همراه عده‌ای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخای را جانشین وی می‌کنند.
آنها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی می‌گیرند. خشایار شاه به خواست یهودیان دستور قتل ایرانیان را می دهد.
این جمع در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند, با بی‌رحمی تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت می‌برند.
گفتنی است یهودیان هنوز هم با گذشت 26 قرن به مناسبت این پیروزی و قتل عام بی‌سابقه تاریخی جشن می‌گیرند.
آنها در این روز لباس‌هایی شبیه شخصیت‌های داستان پوشیده و با بازی‌ کردن نقش‌های آنها این جنایت بزرگ را تجدید خاطره می‌کنند.
این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده است. این نحسی 13 که برخی از آن اسم می برند مرتبط با پوریم و این نسل کشی است.
ایرانیان از همان زمان, سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به

ادامه نوشته

این هم خطبه بی الف شاهکار امیرالمومنین

حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ

ادامه نوشته

درودخدابرشیرمردان حزب الله

اولین سالگرد خفن ترین پوزه مالی صهیونیستهای کثیف بدست فرزندان لبنانی حزب الله گرامی باد. یادآوری آن نبرد شورانگیز و نشانه ای برای یاران آخرالزمانی دین خدا :حزب الله

پیشینه: بعد از فرار اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000 ، حداقل دو مسئله همچنان باقی مانده بود. مزارع شبعا و اسرا. بنابراین جنگ هنوز تمام نشده . مضاف بر اینکه حزب الله به خوبی می داند که اسرائیل تنها در صورت مقابله به مثل ، دست از سلطه جویی و برتری طلبی و نسل کشی های نژادی بر می دارد.

 

بعد از چهار سال ، هنگام آخرین عملیات تبادل اسرا ( مبادله 400 اسیر لبنانی با یک سرهنگ و سه نظامی اسرائیلی) سران رژیم اسرائیل  طی یک فریب سیاسی ، از آزاد کردن تعدادی از اسرای لبنانی خودداری می کنند.قرار بر این بود که دو طرف اسرای خویش را به آلمان بفرستند و بعد با هم مبادله شوند.در این بین آلمان نقش واسطه را بازی می کرد. چونکه حزب الله حاضر به مذاکره مستقیم با اسرائیل نبود و اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت.

اما در فرودگاه آلمان بود که معلوم شد طرف اسرائیلی خیانت کرده است و سه اسیر لبنانی در میان آزادشدگان نیستند: «سمیر قنطار» ، «یحیی اسکاف» ، «نسیم نصر» .

اما کار از کار گذشته بود.

«سمیر قنطار» یکی از اعضای کمونیست جبهه ی خلق برای آزادی فلسطین بود که اسارتش به سال 1979، سالها قبل از ظهور حزب الله بر می گشت. سید حسن نصرالله سمیر قنطار را «عمید الاسرا» – (سرسلسله ی اسرا)-  نامیده بود . این نامگذاری ، از «سمیر» یک قهرمان ملی ، و از حزب الله یک مقاومت ملی ساخته بود.

 

در همان سال 2004 میلادی، سید حسن نصرالله در یک سخنرانی مهم که به افتخار آزادی اسرای لبنانی و در حضور ایشان برگزار شده بود چنین می گوید:« آنها احمق هستند.چون برادر ما سمیر قنطار را نگه داشتند . او الان باید آزاد شده بود و روی این صندلی در کنار ما می نشست....ولی راه سومی هم هست.به دستهای من خوب توجه کنید. راه سوم این است (اشاره به عکسهای پشت سر که در آن نیروهای حزب الله چند سرباز اسرائیلی را به اسارت در آورده اند - تشویق حضار) این عکس برادران شما در مقاومت اسلامی است ، اما دستشان کمی پر زور بود و اسرائیلی ها را مرده آوردند! من به شما می گویم راه سوم این است . اما به شما قول می دهم ، به نام مجاهدین مقاومت اسلامی که دفعه ی آینده ، در روزی از روزها ، این اسرای صهیونیستی را زنده خواهند آورد.»

حزب الله ، پس از ماجرای فریب مذکور، بارها وعده می دهد ، تا برای وادار سازی اسرائیل به تبادل اسرا ،  «عملیات اسیر گیری» را اجرا نماید.

 

اما از آن سو براساس تصمیم گیری های محرمانه میان آمریکا و اسرائیل ، قرار بر این  است که عملیات وسیعی با نام «راه تحول» انجام شود تا طی آن ، حداکثر در عرض یک هفته مقاوت اسلامی لبنان برای همیشه ریشه کن شود.

بر این اساس ، مطابق برنامه ای که از یکسال پیش توسط  «موساد» (سازمان اطلاعات و جاسوسی اسرائیل) و «سایرت ماتکال» (واحد اطلاعات ستاد کل ارتش) تنظیم شده بود ، شناسایی گسترده ای از اماکن و مناطق متعلق به حزب الله لبنان به عمل آمده و قرار بر این است تا طی یک حمله برق آسا تمامی آنها در کوتاهترین زمان ممکن منهدم شده و از بین برود. به این ترتیب زمان موعود برای اجرای این عملیات ، پاییز سال 2006 (1385 شمسی) تعیین می گردد. اما سرنوشت جور دیگری رقم می خورد.

اسرائیلی ها که استاد بهانه تراشی برای شروع حمله هستند اینک غافلگیر می شوند.

نیروهای حزب الله طی یک عملیات غافلگیرانه که بعدها «وعده ی صادق» نام گرفت موفق شدند دو سرباز اسرائیلی را به اسارت خود در آورند.یکی از مجریان این عملیات کم نظیر فردی بود که بعدها در جریان جنگ 33 روزه به شهادت رسید و به این ترتیب نامش توسط حزب الله فاش شد: «شهید محمود محمد قعیق» ، سی ساله که در کارنامه ی جهادی خویش سابقه ی شرکت در سی عملیات نظامی علیه اشغالگران صهیونیستی داشته و در تاریخ 11 مرداد1385 در منطقه ی «عیتا الشعب» به شهادت رسید.

 و اما روزشمار جنگ :

21 تیر ، روز اول: ساعت نه بامداد روز چهارشنبه 21 تیرماه 1385 ، یک واحد عملیاتی مقاومت اسلامی لبنان در منطقه ی «زرعیت» با پاره کردن سیم های خاردار ، وارد منطقه ی اشغالی لبنان موسوم به «مزارع شبعا» شده و گشتی های متعلق به «تیپ پنج پیاده» ارتش اسرائیل را مورد حمله قرار می دهند.در جریان این حمله ، هشت سرباز صهیونیستی کشته و دو تن دیگر به اسارت در می آیند. پیش از این ، نیروهای حزب الله دوبار دست به اجرای عملیات اسیر گیری در این منطقه زده بودند که ناموفق بوند.

ساعت 9:10  دقیقه صبح دو سرباز اسرائیلی به لبنان منتقل می شوند.صفحه اول روزنامه «یدعوت آهارنوت» در روز 21 تیر 1385- ترجمه تیتر:«جنگ»

یک ساعت پس از این واقعه ، نیروی هوایی صهیونیستی به منظور جلوگیری از بازگشت نیروهای عملیاتی حزب الله به عقبه ، پلهای مواصلاتی لبنان و دهها مرکز وابسته به حزب الله را بمباران می کند.

پس از آن تانک های ارتش با عبور از دیوار مرزی  پیشروی خود را در خاک لبنان آغاز می کنند. چهار ساعت بعد یعنی در ساعت 3 بعد از ظهر ، نیروهای تیپ ویژه «ناحال» وارد عمل شده و با عبور از مرز به سمت لبنان پیشروی می کنند که در حین پیشروی با نیروهای حزب الله درگیر شده و این درگیری تا شب ادامه پیدا می کند.

22 تیر ، روز دوم : امیل لحود ، رئیس جمهور ، ضمن هشدار به اسرائیل ، از عملیات شجاعانه حزب الله تقدیر می کند. سوریه ، حماس و جهاد اسلامی حمایت خویش از حزب الله را اعلام می دارند. بمباران لبنان و مناطق مربوط به حزب الله تشدید می شود.

«ایهود اولمرت» نخست وزیر اسرائیل ، «عامیر پرتز» وزیر جنگ و «دان حالوتس» رئیس ستاد نیروهای دفاعی این رژیم ، فرصت را غنیمت شمرده و در پی اثبات تعهد صهیونیستی و کارآمدی خویش ، تاریخ عملیات «راه تحول» را جلوتر انداخته تا بدین وسیله حل مشکل «حزب الله لبنان» را به نام خود تمام کنند.ناوچه ی جنگی ساعر 5

23 تیر ، روز سوم : سخنگوی وزارت خارجه اسرائیل : آماده ی جنگی طولانی شده ایم تا کار حزب الله را یکسره کنیم.غرق شدن ناوچه ساعر پنج در حمله حزب الله در سواحل بیروت.

24 تیر ، روز چهارم : بوش: خلع سلاح حزب الله تنها راه پایان یافتن حملات اسرائیل و اجرای آتش بس. فیگارو: بوش و رایس چراغ سبز نشان داده اند.

25 تیر ، روز پنجم : موشکباران حیفا توسط حزب الله.

خبرگزاری فرانسه:حیفا در عرض چند ساعت به شهر ارواح تبدیل شد.آمریکا و انگلیس بیانیه شورای امنیت در محکوم کردن حملات اسرائیل به غیر نظامیان را وتو کردند.

 26 تیر ، روز ششم : آغاز اولین حمله گسترده ی زمینی به جنوب لبنان.

27 تیر ، روز هفتم : مخالفت اسرائیل با استقرار نیروهای بین المللی در جنوب لبنان.

انهدام اولین تانک پیشرفته مرکاوا توسط حزب الله.

28 تیر ، روز هشتم : یونیسف: اوضاع لبنان فاجعه آمیز است. گاردین: آمریکا یک هفته دیگر به اولمرت مهلت داد.موشکباران حزب الله ادامه دارد.خبرگزاریها: اسرائیلی ها برای اولین بار معنای واقعی جنگ و وحشت را چشیدند.

29 تیر ، روز نهم: اسرائیل: سید حسن نصرالله و رهبران حزب اللهدو اسیر اسرائیلی عملیات الوعده الصادق را در مسجدی در «برج البراجنه» نابود کردیم.

سید حسن نصر الله: تنها راه ، مبادله ی اسرای لبنانی با اسرای اسرائیلی است.

30 تیر ، روز دهم : جلسه ی بی نتیجه شورای بی خاصیت امنیت سازمان ملل.

31 تیر ، روز یازدهم : رایس:با آتش بس مخالفیم.

مجله ی معتبر نظامی «جینز دیفنس» : حزب الله ، جنوب لبنان را به ویتنام اسرائیل تبدیل کرده است.

1 مراد ، روز دوازدهم : هاآرتص: نیمی از ساکنان شمال اسرائیل فرار کرده اند.

آسوشیتد پرس: محبوبیت بی سابقه حزب الله در میان اعراب.

2 مراد ، روز سیزدهم : بزرگترین هلی برن اسرائیل ناکام ماند.

مقامات اسرائیل: اعتراف می کنیم که نمی توانیم جلوی حملات موشکی حزب الله را بگیریم.

3 مراد ، روز چهاردهم : شیمون پرز معاون نخست وزیر اسرائیل: جنگ کنونی برای اسرائیل جنگ مرگ و زندگی است.

4 مراد ، روز پانزدهم : ورزیده ترین تیپ ارتش اسرائیل در خطوط اول مرز زمینگیر می شود.

حزب الله: موشکباران فراتر از حیفا آغاز می شود.

5 مراد ، روز شانزدهم : جنگ تن به تن در «بنت جبیل» با سلاح سرد.

هاآرتص: «بنت جبیل» جهنم ارتش اسرائیل.

6 مراد ، روز هفدهم : حمله ی موشکی حزب الله به شهر عفوله ، دورتر از حیفا.

7 مراد ، روز هجدهم : فیگارو : «بنت جبیل» ، استالینگراد کوچک ارتش اسرائیل.

8 مراد ، روز نوزدهم : تکرار فاجعه کشتار کودکان و مادران در روستای قانا.

شورای امنیت : از فاجعه قانا متاسفیم!!!!!!!! (..نه بابا!)

9 مراد ، روز بیستم : انهدام دومین ناوچه ی ساعر توسط حزب الله ، به تلافی کشتار قانا.

10 مراد ، روز بیست و یکم : نیویورک تایمز: حزب الله در نبرد قلبها پیروز شده است.

11 مراد ، روز بیست و دوم : کابینه اسرائیل: توان موشکی حزب الله را به شدت تضعیف کردیم.

خبرگزاری ها : اصابت سیصد موشک حزب الله تا عمق هفتاد کیلومتری اراضی اشغالی.

۱۲ مراد ، روز بیست و سوم : سنگین ترین حملات هوایی به شهرهای لبنان.

رئیس جمهور لبنان: معنای دموکراسی و حقوق بشر آمریکاییها را فهمیدیم.

1۳ مراد ، روز بیست و چهارم : مطبوعات اسرائیل: به تدریج مشخص می شود که ما شکست خورده ایم.

1۴ مراد ، روز بیست و پنجم : ایندیپندنت: حزب الله ترس ملتهای عربی از ارتش اسرائیل را نابود کرد.

۱۵مراد ، روز بیست و ششم : اولمرت : اروپائیها ما را سرزنش نکنند. کوزوو یادمان نرفته است.

۱۶مراد ، روز بیست و هفتم : اجلاس  کاملاً موثر و مفید و تعیین کننده ی ! وزیران خارجه عرب در بیروت.

1۷ مراد ، روز بیست و هشتم : هاآرتص : دیگر هیچ امیدی به پیروزی نیست.

1۸ مراد ، روز بیست و نهم : حملات جنگندههای اسرائیل به شهرهای لبنان ادامه دارد.

ارتش اسرائیل از پیشروی در چند ده کیلومتری جنوب لبنان هم بازمانده است.

1۹ مراد ، روز سی ام : مرگبارترین روز ارتش اسرائیل.

۲۰مراد ، روز سی و یکم : تصویب قطعنامه 1701 در شورای امنیت برای برقراری آتش بس.

هاآرتص : اسرائیل سیلی سختی از حزب الله خورده است.

گاردین: قرار بود اسرائیل تا سه هفته کار حزب الله را یکسره کند.

2۱ مراد ، روز سی و دوم : انهدام 21 تانک پیشرفته میرکاوا در یک روز و شگقتی محافل خبری دنیا.

خبرگزاریها: دشت خیام گورستان تانکهای فوق مدرن اسرائیل .

2۲ مراد ، روز سی و سوم : نیویورک تایمز: حزب الله با اسرائیل کاری کرد که تمام ارتش های عربی نتوانستند.

گاردین:شکست اسرائیل را به هیچ طریقی نمی توان پنهان کرد.

وزیر خارجه اسرائیل: هیچ ارتشی در جهان توانایی خلع سلاح حزب الله را ندارد.

روز بیست و چهارم : قبول آتش بس توسط اسرائیل ، شادی مردم لبنان و بازگشت آوارگان به جنوب لبنان.

خسارتهای اسرائیل :

-120 کشته و 400 زخمی از سربازهای اسرائیل.

- 50 کشته و 2500 زخمی در مناطق صهیونیست نشین.

- انهدام 120 دستگاه تانک میرکاوای نسل چهارم.

- 30 دستگاه زرهی.

- سقوط سه فروند هلی کوپتر آپاچی.

- سقوط یک فروند هلی کوپتر یسعور.

- متلاشی شدن یک فروند جنگنده اف -16 و یک فروند هواپیمای جاسوسی.

 

 

شاهکار مولانادرتعریف حقیقت انسان




روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم


از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم


مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم


جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم


مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم


ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم


کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟


کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟


تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم


می وصلم بچشان، تا در زندان ابد

از سرعربده مستانه به هم در شکنم


من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم


تو مپندار که من شعر به خود می گویم

تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم


شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی

وا… این قالب مردار، به هم در شکنم