دانستنیهای شنیدنی وجالب از سراسر ایران وجهان
کاملا متفاوت وگوناگون
نحوه تشخیص اسکناس‌های تقلبی

ماده قانونی 526 قانون مجازات اسلامی، موارد بی‌شمار جعل اسکناس و انگیزه بالای جاعلان برای انتشار اسکناس تقلبی موجب می‌شود، جزو افرادی باشیم که مدام به اصل بودن اسکناس‌هاي درون کیفشان شک مي‌کنند و به دنبال راهی برای اطمینان حاصل کردن از اصل بودن آنها هستند.
شايد رايج‌ترين روشي که اغلب مردم کوچه و بازار براي تشخيص اصل بودن اسکناس‌ها از آن استفاده مي‌کنند، بالا نگه داشتن پول‌هاي کاغذي و تلاش براي ديدن به اصطلاح «نخ اسکناس» است، اما قابل‌توجه اين دسته از افراد بايد گفت که پول‌هاي تقلبي هم اين نخ‌ها را دارند. پس وقتي که نمي‌شود با اين شيوه تشخيص درستی داشت باید سراغ راه‌هاي ديگري رفت.
يکي از اين راه‌ها تاباندن اشعه ماوراء‌بنفش به اسکناس است. با اين کار، نخ‌هاي نامرئي امنيتي که به صورت رشته‌هاي تکه‌تکه در سراسر اسکناس پراکنده شده‌اند، نمايان مي‌شود.

اگر به اشعه ماوراء بنفش دسترسي نداريد، در بازار ماژيک‌هاي مخصوص تشخيص اسکناس‌هاي اصل موجود است. خاصيت اين ماژيک‌ها اين است که تنها روي اسکناس‌هاي تقلبي رنگ پس مي‌دهند. فروشندگان این ماژیک‌ها می‌گویند: اگر ماژيکي که در اختيار داريد روي اسکناس‌هايتان نقش ايجاد نکرد، يعني پول‌ شما اصل است.

اما يک روش ساده و کم‌خرج‌تر نيز وجود دارد. در اين روش يک عدد اسکناس و تکه‌اي پارچه سفيد موردنياز است. با کشيدن پارچه روي سطح اسکناس، اگر قلابي نباشد، پارچه به رنگ اسکناس در مي‌آيد. به اين ترتيب اگر مثلا اين کار را روي اسکناس دوهزار توماني انجام دهيد پارچه رنگ آبي به خود مي‌گيرد. (پارچه بايد روي عکس حضرت امام (ره) کشيده شود؛ چون اين بخش از اسکناس رنگ پس مي‌دهد). نکته ديگر اينکه با وجود رنگي شدن پارچه، اسکناس کمرنگ نخواهد شد.

بانک مرکزی ایران درخصوص مشخصات امنيتی اسکناس و ايران‌چک اعلام کرده است: مشخصات امنيتی و قابل‌بررسی اسکناس و ايران چک به شما کمک می‌کند تا به راحتی اسکناس‌های واقعی را از موارد تقلبی و جعلی آنها تشخيص دهيد. در اسکناس‌های صادره توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران موارد متعددی از خصوصيات امنيتی وجود دارد که تشخيص آنها با اندکی دقت برای شما آسان خواهد بود. در بيشتر موارد بهتر است به يک خصيصه اکتفا نکنيد، بلکه موارد بيشتری را جهت حصول اطمينان بيشتر بررسی نماييد.

بانک مرکزی به صراحت اعلام کرده است: دقت داشته باشيد که نگهداری و استفاده از اسکناس‌های جعلی پيگرد قانونی دارد.
- چاپ برجسته: تصوير حضرت امام خمينی(ره) در سمت راست با چاپ برجسته.
- واترمارك: طرح تصوير حضرت امام خمينی (ره) در سمت چپ و در خميره كاغذ (واترمارك) كه در مقابل نور از دو طرف قابل‌رويت است و همانند طرح تصوير واترمارك اسكناس‌های سری قبل است.

- نخ امنيتی: نخ امنيتی از نوع پلی‌استر با نوشته بانك مركزی جمهوری اسلامی ايران در درون كاغذ قرار گرفته است که در مقابل تابش اشعه ماوراء بنفش به رنگ‌های سبز، آبی و قرمز نمايان می‌شود.
- نشانه برجسته برای تشخيص نابينايان: سمت چپ و پايين دو نقطه به صورت برجسته برای سهولت شناسايی اين اسكناس توسط عزيزان روشندل در نظر گرفته شده است.

- سيترو: سمت چپ و پايين (سمت راست مشخصه موضوع بند 4) بخشی از مبلغ اسمی اسكناس به صورت لاتين (2000) چاپ شده كه با چاپ قسمت مكمل آن در پشت اسكناس در مقابل نور قابل‌رويت است. (طرح SeeThrough)
- تصوير مخفی: طرح تصوير مخفی در قسمت وسط و پايينی روی كتيبه قهوه‌ای رنگ مبلغ اسمی اسكناس به صورت لاتين (2000) به طور مخفی چاپ شده است كه با قرار دادن اسكناس در حالت افقی و در مقابل نور قابل‌رويت است.

- ريزچاپ (ميکروپرينت): عبارت «جمهوری اسلامی ايران» در مستطيل‌های کوچک بنفش رنگ در قسمت بالای اسکناس به صورت ريزچاپ (ميکروپرينت) درج گرديده است که با ذره‌بين قابل‌رويت است.
- شماره سريال زير نور ماوراء بنفش: شماره سريال اسکناس‌ها به رنگ قرمز در قسمت پايين سمت راست و بالای سمت چپ با استفاده از مرکب فلورسنت چاپ شده است که زير نور ماوراءبنفش به رنگ طلايی قابل‌رويت می‌باشد.

- چاپ برجسته: بخش‌هايی از اين اسکناس دارای چاپ برجسته می‌باشد که برجستگی اين سطوح در مقايسه با چاپ‌های ديگر به سادگی به‌وسيله انگشتان دست قابل‌لمس است.
- فيبرهای نامرئی فلورسنت: استفاده از فيبرهای نامرئی فلورسنت در خميره کاغذ به رنگ‌های سبز، آبی، قرمز و زرد در رو و پشت اسکناس که مقابل تابش اشعه ماوراءبنفش قابل‌رويت است.

- مرکب فلورسنت: استفاده از مرکب فلورسنت در بخش اعظم سطح اسکناس و بخشی از پشت اسکناس که در زير نور ماوراءبنفش به رنگ سبز روشن ديده می‌شود.
- نخ امنيتی: نخ امنيتی اين اسکناس از نوع پنجره‌ای با روکش فلزی است و آرم بانک مرکزی نيز در زمينه آن به چشم می‌خورد، اين نخ درون خميره کاغذ می‌باشد و فقط بخش‌هايی از آن در سطح کاغذ نمايان است.

- ريزچاپ برجسته: ريزچاپ برجسته با نوشته «بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران» که با استفاده از وسايل بزرگنمايی (ذره‌بين) به سادگی قابل‌رويت می‌باشد.
- ريزحروف برجسته منفی، مثبت: ريزحروف برجسته جمله «جمهوری اسلامی ايران» به‌صورت مثبت و منفی در طرح گنجانده شده که با استفاده از ذره بين به سادگی قابل‌رويت می‌باشد.

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 11:47 - جمعه بیست و نهم آبان 1388


گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیز ها در دنیای خاکی چیست؟
برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترین ها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند تمام تاج و تختش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه می رسد که با توجه به حرف ها و صحبت های مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد. عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سوال کنم. شاید جواب تازه ای داشت. بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد. چوپان هم می گوید تو باید مدفوعت را بخوری!
وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد. ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی، اما مطمئن باش پاسخی را که پیدا کرده ای غلط است.
تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را یکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد،
سپس چوپان به او می گوید: "کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو یه خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است را بخوری

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 11:43 - جمعه بیست و نهم آبان 1388


www.musiccloob.com شپش از کجا نشات می گیرد؟
حتما تا به حال نام شپش را شنیده‌اید. با شنیدن این نام احتمالا یاد خارش و اصلاح و تراشیدن موها هم می‌افتید. آیا شما هم تصور می‌كنید فقط آنهایی با مشكل شپش مواجه می‌شوند كه بهداشت را رعایت نمی‌كنند؟


فكر می‌كنید فقط كودكانی كه در مناطق غیربهداشتی زندگی می‌كنند، دچار این بیماری می‌شوند؟ تصورات غلط در مورد شپش‌ها زیاد است.
بهتر است اول با حقایقی در مورد شپش آشنا شویم كه حتما از شنیدنشان تعجب خواهید كرد:
1. شپش‌ها قرن‌هاست كه در اطراف ما وجود دارند. در واقع، باستان‌شناسان اجساد مومیایی را همراه با نشانه‌های شپش پیدا كرده‌اند.

2. شپش‌ها پراكندگی جغرافیایی گسترده‌ای دارند و حتی در نقاطی هم كه از نظر اقتصادی پیشرفته‌اند، یافت می‌شوند.

3. انتقال شپش سر از طریق استفاده از شانه، برس یا كلاه مشترك معمول نیست و بیشترین راه انتقال آن تماس مستقیم با موهای فرد مبتلاست. مثلا كشتی گرفتن در كودكان یا در آغوش گرفتن آنها باعث انتقال شپش‌ها می‌شود.

4. عفونت ناشی از شپش خطرناك نیست. ممكن است خارش وجود داشته باشد، ولی اغلب بی‌علامت است. بزرگ‌ترین مشكل آن عارضه عاطفی و احساسی است، چون هیچ كس دوست ندارد یك موجود خونخوار موهایش را مورد هجوم قرار دهد.

5. اصلاح موهای سر از ته بهترین راه درمان شپش نیست.با وجود آن كه این كار تا حدی موثر است، اما بندرت لازم به نظر می‌رسد. علاوه بر آن، ممكن است فرزند شما دوست نداشته باشد دوستانش او را كچل ببینند!

با شپش بیشتر آشنا شوید
نام علمی شپش سر، پدیكولوس هیومنوس كپیتیس است. دوره زندگی یك شپش تنها چند هفته است. شپش ماده در هر نوبت تخم‌ریزی، حدود 100‌‌تخم می‌گذارد. او ماده چسبناكی ترشح می‌كند كه باعث چسبیدن تخم‌ها به مو در نزدیكی پوست سر می‌شود. 8 روز بعد، تخم‌ها سر باز می‌كنند و در عرض 2 هفته این شپش‌ها بالغ می‌شوند و در مدتی كه از زندگی‌شان باقی است، روزی یك یا دو بار از خون انسان تغذیه می‌كنند. آنها 6 پا دارند كه به آنها این امكان را می‌دهد كه به موهای شما بچسبند و از یكی به دیگری جابه‌جا شوند. در ضمن می‌توانند بسرعت حركت كنند و این باعث می‌شود كه دیدن آنها سخت‌تر شود.
با وجود آن كه این انگل‌ها به خون انسان بسیار علاقه‌مند هستند، ولی علاقه چندانی به خون سگ، گربه یا سایر حیوانات خانگی ندارند. پس بگذارید همین جا از یك بدفهمی دیگر پرده‌برداری كنیم: «شپش‌ها از حیوانات خانگی به بچه‌ها منتقل می‌شوند.» در حقیقت، شپش‌ها اصلا حیوانات خانگی را آلوده نمی‌كنند. آنها نمی‌توانند بدون خون انسان بیش از یك تا 2 روز زنده بمانند.بنابراین جارو كردن خانه، تمیز كردن مبلمان و شستشوی كف زمین، نقش اندكی در پیشگیری از ابتلا به شپش دارد، چون شپش علاقه‌ای به ماندن روی این سطوح ندارد و اگر در این جاها باشد، مرگ او حتمی است.
با شپش چه كار باید كرد؟
اگر شما یا فرزندتان به شپش سر آلوده شدید، دست و پای خود را گم نكنید. ممكن است این بیماری به نظر ناخوشایند باشد ولی خطرناك نیست و نمی‌تواند بازتابی از پاكیزگی یا سایر جنبه‌های شخصیتی شما باشد. لازم نیست به سایت‌ها یا كتاب‌های پزشكی مراجعه كنید تا ظاهر انگل را ببینید، این فقط حال شما را بدتر می‌كند.

پیدا كردن یك شپش زنده بسیار مهم است، چون تشخیص را مسجل می‌كند. فقط شپش زنده و بیماری فعال باید درمان شود. به توصیه‌های دوستان و آشنایان در زمینه اصلاح موی سر از ته و مالیدن ژل یا روغن به سرتان برای خفه كردن انگل گوش ندهید. در عوض بهتر است از درمان‌هایی كه موثر ‌بودنشان به اثبات رسیده استفاده كنید.
برای این منظور، داروهایی تجویز می‌شوند كه حاوی پیرترین (ماده‌ای كه از گل داوودی گرفته می‌شود)‌، یا پرمترین (نوع صناعی آن)‌ هستند. شامپوهای حاوی این مواد نیز برای درمان شپش سر مورد تایید قرار گرفته‌اند و موثرند. معمولا یك درمان دوم نیز در روز 7 تا 10 ابتلا لازم است. گاهی شپش‌ها از خودشان مقاومت نشان می‌دهند و این مقاومت ممكن است بیشتر شود. در این موارد، قدم بعدی استفاده از شامپوهای حاوی لیندان یا مالاتیون است كه باید حتما توسط پزشك تجویز شوند. شانه كردن می‌تواند كمك‌كننده باشد، ولی بیشتر به درد كودكانی كه موهای كوتاه دارند می‌خورد. در حالی كه تمیز كردن مبلمان و فرش برای پیشگیری از شپش لازم به نظر نمی‌رسد، شستن روتختی، روبالشی و لباس‌ها توسط آب داغ توصیه می‌شود، چون این لوازم با سر شخص آلوده در تماسند. برس‌ها، شانه‌ها و هر چیزی كه با موی سر در تماس مستقیم است، مانند كلاه، كش مو و ... باید هر روز با آب داغ شسته شوند تا عفونت برطرف شود.

بدفهمی‌ها از كجا ریشه می‌گیرند؟
یكی از علت‌های وجود بدفهمی در مورد شپش این است كه شپش‌ها انواع مختلفی دارند. شپش بدن بیشتر در شرایطی به وجود می‌آید كه فرد چند لایه لباس می‌پوشد و به طور منظم آنها را نمی‌شوید.
به عنوان مثال،شپش بدن در دوره جنگ، بلایای طبیعی، خانه‌های آلوده و در بین فقیرها و افراد بی‌خانمان شایع‌تر است. برخلاف شپش سر، شپش بدن می‌تواند بیماری‌های خطرناك را منتقل كند كه تیفوس و تب راجعه از این دسته‌اند.
در چند قرن اخیر، میلیون‌ها نفر به دنبال ابتلا به این بیماری‌ها جان خود را از دست داده‌اند.
احتمالا انواع دیگر شپش مانند شپش تناسلی هستند كه باعث شده‌اند مردم از شپش سر وحشت داشته باشند. شپش‌های تناسلی مثل شپش سر هستند؛ فقط محل زندگی آنها متفاوت است و معمولا از طریق رابطه جنسی منتقل می‌شوند. گسترش اطلاعات نادرست درباره شپش نسبت به میزان گسترش بیماری، مشكل بزرگ‌تری است. اگر به شپش سر مبتلا شدید، با پزشك مشورت كنید. این وضعیت ناخوشایند است اما آنقدرها هم جدی نیست.


کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 11:35 - جمعه بیست و نهم آبان 1388


روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!...

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
www.musiccloob.com نصیحت لقمان حکیم به پسرش
www.musiccloob.com نصیحت لقمان حکیم به پسرش
لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 11:32 - جمعه بیست و نهم آبان 1388


حتما در دوران تجردتان مواقعـی پـیـش آمـده كـه شـنــیـده باشـیـد خــانمها معمولا نمی‌توانند مرد نجیب، حساس و خـوب و مـهـربـان مـورد نـظـر خـود را پـیـدا نمایند. همچنین مطمئنا برای شما هم پیش آمده كه بخواهید آن مرد مورد نـــظر باشید و حتما فكر كرده اید كه نباید در مقابل خانمها مـقـاومــت زیادی از خود نشان دهید. ولی در كمال نابوری ایــن مورد جواب نخواهد داد، خانمهای زیادی اطراف شــما وجـود خــــواهند داشت اما با هیچ كدام از آنان نمی‌توانید رابطه عـاشقـانـه داشـته بـاشیـــد و زندگی مشترك شروع كـنـید. در نـهایـت سرگردان می‌شـــوید كه در چه جهنمی گرفتار آمده اید.
من این قضیه را برای شما روشن خواهم كرد، تفاوت قابل توجهی بین آنچه كه خانمها از مرد مورد نظرشان انتظار دارند و خصوصیات واقعی آن شخص وجود دارد. به عبارت دیگر، خصوصیات واقعی فرد مورد نظر و اسطوره ای كه طرف مقابل از شخص مورد نظر برای خود ساخته است. آنچه در زیر آمده برخی از عمومی ترین خصوصیات ذكر شده از مرد مورد نظر می‌باشد، همچنین این مطلب كه آیا این موارد آنقدر صحت دارند كه بتوان روی آنان حساب كرد نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.


مرد حساس
بسیاری از خانمها اذعان می‌كنند به مرد حساسی علاقه مندند كه از بیان مداوم احساسات خود واهمه نداشته باشد، وقتی این مورد زیاد تكرار می‌شود با احساس زنانه او هماهنگ است حال هر معنی داشته باشد مهم نیست. این مردی است كه رفتار مردانه ندارد.

بنابراین چنین مردی در نهایت هر زنی را از خود می‌راند و انتظارات او را نیز بالا می‌برد (این مورد زمانی روی می‌دهد كه مرد بسیار احساساتی و نفوذ پذیر باشد). البته این بدان معنا نیست كه خانمها یك انسان بی احساس و حیوان صفت را می‌پسندند كه همیشه به آنان بی احترامی نماید و اعصاب آنان را خورد كند. بنابراین خانمها به دنبال چه نوع مردی هستند؟ مردی بین دو مورد ذكر شده. مردی كه نه زیاد احساساتی باشد و نه زیاد بی احساس. به عنوان مثال در صورت درگذشت یكی از بستگان نزدیك عادی است كه مردها فریاد بزنند اما این مورد برای بیستم بار به یاد آوری یك نمایش، بسیار غیر عادی خواهد بود.

همچنین، زمانی كه خانمها به شخصی واقعا علاقه مند باشند، رفتار آنان كمی مرموز و عجیب می‌شود. پس باید بدانید كه چه موقع باید كنار او باشید و چه موقع باید تنهایش بگذارید. به عنوان مثال در صورتی كه به شما با حالتی گریان زنگ بزند چرا كه یكی از بدترین هفته‌های زندگی اش را گذرانده و شما به خوبی با او رفتار نكنید، اصلا رفتار خوبی نخواهد بود پس عصبی اش نكنید و به او زنگ بزنید.
بر خلاف باور عمومی سن جوانی سن حساس، خوب و پر از سلحشوری و فتوت میباشد. با این وجود خانمها مرد بسیار احساساتی را دوست ندارند، آنها یك مرد واقعی با احساسات مردانه را می‌پسندند. اما باز هم سخن از تعادل می‌باشد. چنانچه سعی در تحت تاثیر قرار دادن ما از طریق احساساتی بودن زیاد دارید، احساسات ما را خاموش خواهید كرد، اما چنانچه با اغوش باز در را به روی همسرتان باز كنید و برایش چای بریزید و به او خسته نباشید بگویید، راه درست را بر گزیده اید.


پولدار پولدار

اغلب آقایان فكر می‌كنند خانمها یك مرد پولدار موفق با ماشین آخر سیستم و آپارتمان مجلل می‌خواهند. اما درست نیست، چرا كه اغلب خصوصیات خوب آقایان است كه خانمها را تحت تاثیر قرار می‌دهد نه حسابهای بانكی آنان.

خانمها مردی را خواهند پسندید كه قادر به ایجاد یك زندگی خوب و راحت باشد همچنین بلند پرواز باشد نه اینكه ناگهان ارث پدری به او رسیده و از طریق آن خوشبخت و پولدار شود. چرا كه به قول معروف باد آورده را باد می‌برد، بنابراین خانهما می‌خواهند بدانند آیا واقعا مردشان قدرت بدست آوردن پول و جرات چرخاندن یك زندگی را دارد یا نه.



هواداران تام كروز

به غیر از زنان پست و فرومایه و دختران نوجوان، دیگر خانمها از شما انتظار نخواهند داشت كه مانند یك ستاره سینما عمل كنید. آنچه كه آنان از شما انتظار دارند اینست كه از آنچه به دست می‌آورند، نهایت استفاده را بكنید و به خودتان اهمیت دهید، اعتماد بنفس و جذبه بالائی داشته و توان استفاده از آن در اداره زندگی را داشته باشید. همچنین بدانید كه چه مدلها و رنگهایی به شما می‌آید و از آنان استفاده نمائید.
سعی كنید كسی نباشید كه در دراز مدت نتیجه معكوس برای خانمها داشته باشید. به خاطر خدا سعی كنید از شخصیت خودتان لذت ببرید و هوش خانمها را با بازی دادنهای مشخص و واضح آزمایش نكنید تا آنان را مجبور كنید دوستتان داشته باشند.


مرد خانواده

زنی كه به دنبال چیزی بیش از یك عیش و نوش زود گذر است می‌خواهد با مردی باشد كه حداقل از زندگی در بین سرو صدای بچه‌ها برای خود جهنم نسازد و بچه‌ها را دوست داشته باشد. لازم نیست كژپنداری كنید و فكر كنید كه زنها به دنبال پدری برای فرزندان متولد نشده شان هستند. این فقط بدین معناست كه چنانچه خانمها برای خود در آینده فرزندی تصور كنند، مایلند شریك زندگی آنان كسی باشد كه مانند آنان فكر كند، بنابراین اگر روزی زنی احساس كند كه باردار است نگران این نباشد كه این قضیه برای همسرش شك بدی است و یا اینكه نگران این نباشد كه همسرش از او بخواهد بچه را سقط كند؛ این مرد مورد علاقه اوست.

همچنین اغلب خانمها مایلند با كسی زندگی كنند كه با افراد خانواده آنان رابطه خوبی داشته باشد و با آنان با احترام و مهربانی برخورد نماید. این قضیه نشان می‌دهد كه او برای مفهوم خانواده ارزش قائل است و اهمیت یك رابطه خوب و نزدیك داشتن را در خانواده می‌داند.

خصوصیات دیگری كه زنها در زندگی برای مرد مورد علاقه اشان به دنبال آن هستند عبارتند از:

یك اخلاق خوب كه فقط مختص به شوخی و مزه ریختن با دیگران نمی‌شود

وفاداری (هیچ زنی وجود یك هوو را تحمل نمی‌كند)

احترام

مهربانی

گرما

هوشمندی

تفاهم

موارد بالا را به خاطر بسپارید، چرا كه شانس شما برای اینكه مرد مورد علاقه خانمی باشید را افزایش می‌دهد. نگران نباشید لازم نیست نقش مرد رویائی را بازی كنید كه سوار بر اسب سفید برای خوشبخت كردن خانمی از راه می‌رسد.

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 11:30 - جمعه بیست و نهم آبان 1388



شرکت آمریکایی ارائه کننده خدمات توالی ژنتیکی اعلام کرد تعدادی از ثروتمندان جهان برای دست یافتن به نسخه رایانه ای توالی ژنتیکی خود در رقابت با یکدیگر بوده و حاضر به پرداخت 70 هزار دلار هستند.


به گزارش خبرگزاری مهر، تعدادی از ثروتمندترین افراد جهان در رقابتی شدید تلاش دارند با پرداخت 70 هزار دلار به حافظه رایانه ای که توالی ژنتیکی آنها بر روی آن نقش بسته است، دست پیدا کنند.

تنها چند صد نفر از این افراد قادر به دستیابی به یکی از این حافظه ها خواهند بود و لیست انتظار این پروژه به صورت لحظه ای رو به رشد گذاشته است.

هدف از ارائه این حافظه USB، ارائه دیدگاه هایی درباره بیماری هایی است که می تواند زندگی شخص مالک را با خطر مواجه سازد و به این شکل امکان کاهش دادن این خطرات به واسطه انجام فعالیتهای پیشگیرانه به وجود خواهد آمد.

به گفته جرج کوند - مدیر اجرایی شرکت Knome، شرکت ارائه دهنده این خدمات تا سال 2007 تنها سه توالی ژنتیکی شخصی در جهان موجود بود و حتی تا سال گذشته نیز تعداد افرادی که بر روی ماه قدم گذاشته بودند از تعداد افرادی که توالی ژنتیکی خود را در اختیار داشتند بسیار بیشتر بود.

بر اساس گزارش فاکس نیوز، فرایند رمزگشایی ژنوم یک انسان در حدود هشت هفته به طول خواهد انجامید که این زمان به تدریج و با پیشرفتهای به دست آمده در فناوری به چند روز کاهش پیدا خواهد کرد، در این صورت هزینه ارائه توالی ژنتیکی در جهان تا سال 2015 به هزار دلار خواهد رسید.
 
50 اختراع سال 2009 معرفی شدند/ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
جالب است بدانید
دوشنبه ، 25 آبان 1388 ، 12:14

مجله آمریکایی تایم همانند سالهای گذشته به معرفی و طبقه بندی 50 اختراع برتر سال پرداخته است در این دوره موشک "آرس- 1" ناسا توانست به عنوان بهترین اختراع سال برگزیده شود.


به گزارش خبرگزاری مهر، 40 سال پس از فرود آپولو 11 بر روی ماه، مجله تایم جایزه بهترین اختراع سال 2009 را به موشک جدید "آرس- 1" اعطا کرد این موشک قرار است به عصر شاتلها پایان دهد و راه را برای اکتشافات فضایی بیشتر باز کند.

این مجله آمریکایی طبقه بندی 50 اختراع برتر سال را همه ساله اعلام می کند که عنوان بهترین گزینه امسال آن، موشکی است که ناسا در پاسخ به امیدهای ماموریتهای سفر به ماه و در آینده دورتر سفر به مریخ ارائه کرده است.

نمونه آزمایشی "آرس- 1"، موشکی که بزرگتر از موشک "زحل-5" است برای اولین بار در پایان ماه اکتبر پرتاب شد.

در طرحهای آژانس فضایی آمریکا، "آرس" باید به کپسول "اویرون" متصل شود تا بتواند تیمی چهار نفره از فضانوردان را با خود به فضا ببرد. این موشک جدید نسبت به شاتلهای فعلی امنیت بیشتری را تضمین می کند ناسا پیش بینی کرده است که "آرس" می تواند از سال 2015 وارد عمل شود و در ماموریتهای فضایی شرکت کند.

انتخاب یک موشک به عنوان بهترین اختراع سال، کمی با عادات همیشگی مجله تایم متفاوت است به طوریکه در سالهای اخیر، این مجله همواره جایزه خود را به محصولات الکترونیکی کوچک و دستگاههایی اعطا کرده است که نزدیکی و تقارب بیشتری با انسان دارند. برای مثال در طبقه بندی سال 2006، تایم جایزه خود را به "یوتیوب"، در سال 2008 به "آی- فن" و در سال 2008 به "آزمایش DNA در خانه به نام Dna 23andMe" اعطا کرد.

هرچند در ادامه این طبقه بندی محصولاتی قرار گرفته اند که با زندگی روزمره انسانها تعامل بیشتری دارند. برای مثال در رتبه هشتم، واکسن آزمایشی در مقابل ویروس HIV و در رتبه پنجم "ناتال" یا سیستم پیشنهادی مایکروسافت برای کنترل بازیهای ویدیویی قرار گرفته است این سیستم بازیکن را قادر می کند که بدون استفاده از ابزارهایی چون "دسته فرمان" و تنها با حرکات بدن و اندامهای حرکتی، کنترل بازی را در دست گیرد.

همچنین در این طبقه بندی محصولات "سبز" مورد توجه قرار گرفته اند به طوریکه یک پانل کنترل مصرف در خانه، یک خودروی الکترونیکی ارزان، یک لامپ کم مصرف که به مدت بسیار طولانی کار می کند نیز در این طبقه بندی وارد شده اند.

علاوه بر این، نمونه های آزمایشی خودروی تک سرنشین "فرمول 3" که انرژی خود را از پسماندهای گیاهی تامین می کند و "دیوارهای جاندار" نیز در این رده بندی دیده می شوند. دیوارهای جاندار، باغهای عمودی واقعی هستند که می توانند به عنوان دیوار خارجی ساختمانها استفاده شوند.

"چشم مصنوعی" در رتبه این رده بندی ایستاده است. این دستگاه را موسسه تکنولوژی ماساچوست توسعه داده است که از طریق یک تراشه به چشم پیونده زده می شود و به یک دوربین کوچک متصل می شود. این دستگاه به نابینایان اجازه می دهد که مسیر خود را در اتاق پیدا کنند و صورت افراد را تشخیص دهند.

همچنین در رتبه 28، آلبوم موزیکال " ThruYou" قرار گرفته است این آلبوم با ابزارهای ویدیویی و فیلمهای "یو تیوب" ترکیب شده و به آلبومی استثنائی که می تواند فیلمهای خانوادگی را هم در خود جای دهد تبدیل شده است.

پنج رتبه اول این طبقه به شرح زیر است:

1- موشک "آرس" ناسا: موشک ناسا که پایان ماه اکتبر آزمایش شد.

2- تانک برد- تونا: یک تانک نوآورانه پرورش ماهی تن در استرالیا

3- لامپ 10 میلیون دلاری: این لامپ کم مصرف "ال. ای. دی" را شرکت فلیپس توسعه داده است. این لامپ می تواند 25 هزار ساعت کار کند. وزارت انرژی آمریکا برای خرید این لامپها از شرکت فلیپس 10 میلیون دلار پرداخت کرده است.

4- ترموستات هوشمند: این ترموستات هوشمند که EnergyHub Dashboard نام دارد دستگاه کوچکی مجهز به یک صفحه نمایشگر است که میزان برق و هزینه دستگاههای الکترونیکی را دقیقا تعیین می کند.

5- کنترل کننده آزاد بازی: این سیستم را که ناتال نام دارد مایکروسافت ارائه کرده است. ناتال به بازیکن اجازه می دهد تنها با حرکات بدن، کنترل بازی را در دست
 
کشیدن اتوبوس با مو مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
جالب است بدانید
يكشنبه ، 24 آبان 1388 ، 11:21

او براي انجام اين كار، يك سر طناب را به موهاي خود و سر ديگر آن را به سپر جلوي اتوبوس بست و اين وسيله نقليه عمومي را با خود بيش از 21 متر كشيد.


لندن: يك مرد انگليسي كه سابقه‌اي طولاني در ماجراجويي دارد سرانجام موفق شد يك ركورد جهاني به نام خود ثبت كند. اين مرد چندي پيش تلاش كرد يك اتوبوس دو‌طبقه را با گوش خود بكشد كه در اين زمينه ناكام ماند. اما وي 2 روز پيش موفق شد يكي از اتوبوس‌هاي دو طبقه قرمز رنگ لندن را با موهاي سرش به مسافت 21 متر و 200 سانتي‌متر بكشد. او براي انجام اين كار، يك سر طناب را به موهاي خود و سر ديگر آن را به سپر جلوي اتوبوس بست و اين وسيله نقليه عمومي را با خود بيش از 21 متر كشيد. با اينكه وي 59 ساله است اما قصد دارد در آينده‌اي نزديك ركوردهاي ديگري را هم به نام خود ثبت كند.
 
 
نقش وراثت در چاقي بيشتر از قد است مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
جالب است بدانید
يكشنبه ، 24 آبان 1388 ، 11:21



عضو انجمن متخصصان غدد ايران گفت: در بسياري از افراد چاق، چاقي تنها مربوط به مقوله خوردن نيست.

دکتر عليرضا استقامتي

برخي افراد با وجود تحرک زياد و نخوردن غذاي زياد، چاق هستند،

ما در درمان چاقي خيلي موفق نبوده‌ايم زيرا عامل ژنتيکي در اين خصوص بسيار قوي است.

اگر نقش وراثت در قد را حدود 50 تا 60 درصد محاسبه کنيم، اين نقش در چاقي بالاي 70 درصد است.
 به هر حال افراد چاق بايد بدانند که حتي در صورت عدم موفقيت در درمان چاقي خود، بايد تلاش کنند تا وزنشان بيشتر نشود، به عنوان مثال، اگر يک دحتر جواني 80 کيلو وزن دارد، در صورت رعايت نکردن مي تواند به 100 کيلو نيز برسد بنابراين کنترل وزن نيز از اهميت به سزايي برخوردار است.

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 19:24 - پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388


 پوشیدن لباس‌های مارک‌دار خبری نیست. شیک بودن و رفتارهای جنتلمن مآبانه هم موضوع قابل اعتنایی محسوب نمی‌شود و در نهایت اینکه ورزش در این باشگاه مثل تنازع بقا، رقابتی برای برتری‌جویی به هر قیمتی است.
خبرآنلاین نوشت:

روزنامه بریتانیایی ایندپندنت در نظرسنجی از خوانندگان خود در سراسر جهان فهرست 10 نفره‌ ترسناک‌ترین ورزشکاران جهان منتشر کرده است.

از پوشیدن لباس‌های مارک‌دار خبری نیست. شیک بودن و رفتارهای جنتلمن مآبانه هم موضوع قابل اعتنایی محسوب نمی‌شود و در نهایت اینکه ورزش در این باشگاه مثل تنازع بقا، رقابتی برای برتری‌جویی به هر قیمتی است. ایندپندنت این بار به سراغ مخوف‌ترین ورزشکاران دنیا رفته و در یک نظر سنجی توسط خوانندگان خود در سراسر جهان فهرست 10 نفره‌ای را به عنوان ترسناک‌ترین ورزشکاران جهان منتشر کرده است. در این فهرست تنها چهره ظاهری خشن یا هیکل تنومند مبنای قرار گرفتن در جدول نبوده و خصوصیات روحی روانی و رفتارهای عصبی و جنجال‌آفرینی هم در نظر گرفته شده است.

1- نیکولای والوئف
غول دو متری روسیه معروف به «وحشی شرقی» هفتم نوامبر برای تصاحب عنوان قهرمانی بوکس سنگین وزن در آلمان رو در روی بوکسور انگلیسی قرار گرفت. ضربات سنگین والوئف که با ترکیب چهره مخوفش، معجون کشنده‌ای ساخته است، تا به حال حریفان زیادی را بیهوش از رینگ مسابقه خارج کرده است. در خارج از رینگ هم زندگی بوکسور سرشناس روس تفاوت زیادی با مردم عادی دارد؛ از جمله تفریح معروفش که رفتن به شکار گراز به همراهی یک چاقو است!

2- یونا لومو
لومو یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال آمریکایی و البته شاید یکی از ترسناک‌ترین ورزشکاران کل تاریخ است. لومو با قد دو متر و پنج سانتی متری و صد کیلو وزن در هنگام حمل توپ، حریفانی را که مثل مگس به پر و پایش می‌پیچند به گوشه‌ای پرتاب می‌کند و در واقع حتی قوی‌هیکل‌ترین بازیکنان هم در مقایسه با او کوتوله به نظر می‌رسند. لومو پس از کسب شهرت در رشته تخصصی و با توصیه دوستانش سری هم به دنیای بدنسازی زد اما حتی عضلات تراشیده شده و براق هم نتوانستند کمکی به تحمل کردن چهره مهیب او بکنند.

3- پیتر اشمایکل
تمامی بازیکنان منچستریونایتد در دهه نود متفق‌القول عقیده داشتند حضور اشمایکل درون دروازه شیاطین سرخ بیشتر از حریف، باعث هراس و استرس بازیکنان خودی می‌شد. دروازه‌بان دانمارکی که از حیث ظاهر دقیقا به اجداد وایکینگ خود رفته است، در هنگام انجام مسابقه با فریادهای وحشتناک و صورت سرخ شده و ریختن پیاپی آب دهان به زمین، نقش مهمی در جمع بودن حواس مدافعان تیمش داشت. اشمایکل از معدود بازیکنان منچستر یونایتد بود که از ابتدا تا انتهای حضورش در این تیم از برخورد قهرآمیز سر الکس فرگوسن در امان ماند.

4- ویلیام پری
این بازیکن راگبی در آمریکا به اسم «یخچال» معروف بود. جثه بی‌اندازه درشت او باعث می‌شد در هنگام بازی، بازیکنان حریف برای روبرو نشدن با او با سرعتی چند برابر از حد معمول توپ را به هم پاس بدهند تا از تنه‌های او در امان بمانند. نکته جالب دیگر اینکه مربیان تیم‌های نوجوانان و جوانان راگبی، برای آرام کردن بازیکنان بداخلاقی که از مربیان حرف شنوی نداشتند از او درخواست می‌کردند در ازای دریافت مبلغی، در محل تمرینات تیمشان حضور داشته باشد تا کسی جرات شیطنت پیدا نکند.

5- برادران کلیشکو
دو بوکسور اوکراینی، مردن در هر مسابقه بوکس را کمترین تلاش برای پیروز شدن می‌دانند. جالب اینکه بارها عنوان کرده‌اند اگر مجبور شوند برای رسیدن به عنوان قهرمانی رودرروی هم قرار بگیرند، مادرشان باید خود را برای مراسم خاکسپاری یکی از پسرانش آماده کند! زد و خوردهای خیابانی و جنجال در باشگاه‌های شبانه کی‌یف بارها پای این دو برادر خشن را به اداره پلیس باز کرده است.

6- استوارت پیرس
مدافع سابق تیم ملی انگلیس که به دلیل رفتارهای کینه توزانه در زمین فوتبال و قبل از بازنشستگی مفتخر به دریافت لقب «روانی» شد هم اکنون به عنوان مربی روی نیمکت تیم جوانان انگلیس می‌نشیند. تصاویر زیادی از پیرس وجود دارد که در مسابقات مختلف، بعد از اینکه بازیکنان حریف روی او مرتکب خطا می‌شدند، تا زمانی که انتقام خطا را با ضربه‌ای عمدی و وحشتناک نمی‌گرفت به جریان عادی بازی برنمی‌گشت. معروف است که پیرس اغلب اوقات در بین دو نیمه به جای گوش دادن به صحبت‌های مربی، با گوش دادن موسیقی متال، 15 دقیقه استراحت را سپری می‌کرد.

7- مارتین جانسون
کاپیتان تیم راگبی انگلیس که همراه این تیم عنوان قهرمانی جهان را نیز به دست آورد بزرگترین لذتش در طول یک مسابقه را شنیدن صدای خرد شدن استخوان بازیکنان حریف می‌داند. این بازیکن دو متر و ده سانتی متری بعد از اینکه به عنوان مربی تیم کشورش انتخاب شد در همان جلسه اول تمرین رو به بازیکنان گفت: «اگر کسی آنقدر روحیه زنانه دارد که از دیدن کبود شدن صورت و شکستن دست و پای بازیکن حریف ممکن است ناراحت شود، بهتر است همین حالا از تیم ملی خداحافظی کند.»

8- مایک تایسون
او بی‌جهت لقب «بدترین مرد روی زمین» را به دست نیاورده است. تنها خالکوبی‌های هراس‌انگیز روی بدنش کافی است تا هر انسان عادی را قبض روح کند. تایسون که بخش زیادی از زندگی خود را به دلیل حمل مواد مخدر در زندان سپری کرده است هر ساله درگیر پرونده‌های مختلف غیر اخلاقی هم می‌شود. کندن گوش «ایواندر هالی فیلد» در فینال به یاد ماندنی سنگین وزن جهان و کتک زدن خبرنگاران تا سرحد مرگ کوچکترین موارد پرونده‌های جنجالی او هستند.

9- جان دالی
شاید عجیب باشد که یک ورزشکار ورزش با کلاس گلف در این فهرست باشد اما حضور «دالی» در جمع 10 نفر اول به دلیل رفتارهای غیر نرمال او است. ازدواج و جدایی‌های پیاپی و اعتیاد به الکل، او را همیشه سوژه داغی برای مجلات زرد کرده و در کنار این‌ها عصبانیت‌های معروفش در حین مسابقه نیز زبانزد است. در یکی از رقابت‌های جهانی، تماشاگر بخت برگشته‌ای که برای دیدن ضربه«دالی» بیش از حد به او نزدیک شده بود، هدف ضربه او قرار گرفت و یک هفته را در بیمارستان سپری کرد.

10- سباستین شابال
بازیکن تیم راگبی فرانسه که همه را به یاد گریم مل گیبسون در «شجاع دل» می‌اندازد، از کوتاه کردن مو و ریش متنفر است و به همین دلیل در فرانسه به غارنشین معروف شده است.

 

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 19:17 - پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388


بنابر گزارش این مرکز وابسته به مجلس ایران، به دلیل استهلاک مخازن نفتی و وارد شدن چاههای تولید نفت به نیمه دوم عمر خود ، این مخازن دچار افت تولید شده اند و همزمان نیز مصرف به شدت در حال افزایش است.


بی بی سی: مرکز پژوهشهای مجلس ایران با انتشار گزارشی با نگرانی از افت تولید نفت و افزایش مصرف مواد سوختی، اعلام کرده که در صورت ادامه این وضعیت و عدم سرمایه گذاری لازم، این کشور تا هشت سال دیگر به وارد کننده نفت تبدیل می شود.

بنابر گزارش این مرکز وابسته به مجلس ایران، به دلیل استهلاک مخازن نفتی و وارد شدن چاههای تولید نفت به نیمه دوم عمر خود ، این مخازن دچار افت تولید شده اند و همزمان نیز مصرف به شدت در حال افزایش است.

به عقیده کارشناسان مرکز پژوهشها، ایران برای افزایش تولید و حفظ حجم صادرات به حدود چهار و نیم میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد اما "با توجه به رشد منفی سرمایه گذاری در کشور تامین این میزان سرمایه بعید به نظر می رسد."

این گزارش با بررسی سیر تاریخی تولید نفت و صادرات آن نشان می دهد که در دوره های مختلفی ایران نتوانسته به اندازه سهم خود نفت تولید کند و در آخرین نمونه آن طی سه سال اخیر تولید ایران از میزان سهمش در اوپک کمتر بوده است.

بنابر پیش بینی این مرکز، تولید نفت ایران به دلیل افت فشار و وارد شدن چاههای نفتی به نیمه دوم عمر خود، و افزایش مصرف، سالانه حدود ده درصد کاهش خواهد یافت. تولید نفت ایران به طور متوسط چهار میلیون بشکه در روز است که ده درصد آن ۴۰۰ هزار بشکه می شود و این میزان کاهش تولید سالانه نفت ایران است.

ایران برای حفظ سطح تولید خود باید سالانه حدود چهار و نیم میلیارد دلار سرمایه گذاری در بخش تولید نفت انجام دهد تا بتواند وضعیت تولید فعلی را حفظ کند.

کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس سناریو های متفاوتی را مقابله با کاهش تولید و میزان سرمایه گذاری مورد نیاز بررسی کرده اند ولی نکته اصلی این است که این سرمایه باید از کجا تامین شود؟

ناتوانی در جذب سرمایه خارجی

بنابر برنامه پنج ساله چهارم توسعه که امسال آخرین سال آن است باید ۷۰ درصد سرمایه گذاری های بخش توسعه میادین نفت و گاز از طریق سرمایه گذاری خارجی به دست می آمد اما گزارشها نشان می دهد که میزان سرمایه گذاری خارجی طی سالهای اخیر به شدت کاهش پیدا کرده است.

آماری که مرکز پژوهشها به آن استناد کرده تا دو سال پیش را در بر می گیرد و میزان سرمایه جذب شده در سال ۱۳۸۴ بیشتر از دو میلیارد دلار بوده اما این رقم در سال ۱۳۸۶ یکباره به ۹۸۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرده است.

کارشناسان مرکز پژوهشها با توجه به چهار و نیم میلیارد دلاری که سالانه برای توسعه میدان های نفتی لازم است می گویند دولت باید بیشتر از سه میلیارد دلار آن را از منابع خارجی تامین می کرد.

باتوجه به رشد منفی سرمایه گذاری خارجی در بخش نفت و گاز در سالهای اخیر "بعید به نظر می رسد که بتوان سرمایه مورد نیاز برای توسعه میادین در سالهای پیش رو را تامین کرد زیرا این مهم نیازمند جذب سرمایه گذاری خارجی بیشتر است که با وضع موجود امکان پذیر نیست."

در سالهای اخیر به دلیل مشکلات بین المللی بر سر پرونده هسته ای و قطعنامه های شورای امنیت، تامین سرمایه خارجی برای ایران بسیار دشوار شده و ایران ناچار شده تا از محل سرمایه های داخلی شرکت ملی نفت منابع لازم را تامین کند که این سرمایه هم تکافوی نیازهای بخش نفت را نمی دهد.

کارشناسان مرکز پژوهشها نیز این پرسش را مطرح می کنند که با توجه "جذابیت پائین قراردادهای بیع متقابل برای سرمایه گذاری خارجی و همچنین تحریم های متعدد از جمله تحریم های مالی و بانکی که سرمایه گذاری را مشکل تر می کند، آیا دولت توان جذب سرمایه خارجی کافی برای تامین نیاز بخش صنعت و نفت و گاز را خواهد داشت؟"

مشکل افت فشار

مشکل افت فشار در چاه های نفتی بزرگترین مشکلی است که مخازن نفتی با آن رو به رو هستند و مرکز پژوهشهای مجلس تاکید دارد که این مخازن نیازمند رسیدگی بیشتر هستند و برای ثابت نگهداشتن فشار باید به این مخازن "گاز یا آب" تزریق شود اما "متاسفانه در صیانت از این مخازن سهل انگاری می شود."

در سالهای اخیر، همواره از میزان تولید ذخایر نفتی که در نیمه دوم عمر خود قرار دارند کاسته شده اما ایران با افزایش تولید توانسته این کسری را جبران کند. مشکل این است که "افزایش تولید و همچنین حفظ تولید در ایران اکثرا به دلیل برداشت صیانتی و تزریق گاز نبوده بلکه حفر چاه جدید به عنوان راه حلی برای افزایش تولید انتخاب شده است."

اما مشکل تازه ای که ایران با آن رو به رو شده این است که اکتشافات جدید نفتی طی سالهای اخیر کاهش پیدا کرده و " عدم توفیق در اکتشافات جدید و عدم سرمایه گذاری کافی در بخش توسعه میادین نفت و گاز و عدم توجه به روش های برداشت صیانتی از مخازن، تولید نفت خام کشور را در شرایط بحرانی قرار داده است."

با طرح این نگرانی ها مرکز پژوهشهای مجلس وضعیت تولید نفت ایران را در سه سناریو بررسی می کند. در سناریو اول که خوش بینانه ترین بخش است تا سال ۲۰۳۰ میلادی میزان تقاضا برای نفت خام افزایش می یابد و اوپک ۲۵ درصد این افزایش تقاضا را پاسخ خواهد داد.

با این وضع ایران باید در بیست سال آینده علاوه بر حفظ وضع موجود تولید و مصرف نفت، ۲۵ درصد نیز به تولید خود بیفزاید اما "این امر بعید به نظر می رسد" و با توجه به عدم توانایی ایران برای افزایش تولید نفت، سهم ایران در اوپک کاهش خواهد یافت و "این امر موجب کاهش سهم و در نتیجه کاهش تاثیر ایران بر این سازمان و جامعه جهانی و مناسبات سیاسی خواهد شد."

در سناریوی دوم حتی اگر ایران بتواند با سرمایه گذاری نیمی از کاهش صادرات را جبران کند تا ۱۶ سال دیگر صادرات نفتی ایران از دو و نیم میلیون بشکه در روز به صفر می رسد.

در آخرین سناریو کارشناسان مجلس ایران بدبینانه ترین شرایط را تصویر کرده اند که در آن فرض بر این است که "ایران هیچ سرمایه ای در حوزه توسعه صیانت از مخازن جذب نکند و افزایش مصرف داخلی هم به روند رو به رشد خود ادامه دهد. در این صورت " صادرات ایران تا سال ۱۳۹۶ یعنی هشت سال دیگر از حدود دو و نیم میلیون بشکه صادرات روزانه فعلی به صفر خواهد رسید."

گزارش مرکز پژوهشهای مجلس حاکی از وضعیت نامطلوبی است که ایران برای تولید و صادرات نفت در آینده نزدیک به آن رو به روست و "در صورت عدم سرمایه گذاری لازم در صنعت نفت کشور، ایران بخش قابل توجهی از صادرات نفت خود را از دست خواهد داد که با افزایش هزینه های تولید نفت و وابستگی بالای کشور ما به درآمدهای نفتی، کشور در آستانه بحرانی جدی قرار خواهد گرفت."

 

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 19:14 - پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388


 

تاریخچه پیدایش باب و بهائیت (1)منبع:نشریه حوزه اصفهان ،شماره 1-علی برونیمقدمه در روزگاری که ابرهای تیره ظلم و جنایت آسمان دنیای انسانی را پر کرده و ناله مظلومان و بی کسان با فریادهای پیر مردان و بیوه زنان در هم پیچیده شده و چشمان بی رمق یتیمان در جستجوی ناجی و فریاد رسی بود تا شاید دست آنان را گرفته و از زیر بار زورگوییها و تعدیها بیرونشان آورد. ناگهان زمزمه‏هایی از گوشه و کنار ایران به گوش رسید. بارقه‏ای از امید در دل آنان پدید آمد، از یکدیگر می‏پرسیدند، چه شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ آیا آرزوی دیرینه تحقق یافته؟ آیا کسی که انتظارش را می‏کشیدیم از سفر بازگشته! و صدها سؤال دیگر که جواب کاملی نداشت. کم‏کم جنجال و هیاهو بالا گرفت، هر روز خبرهای تازه‏ای در شهر برای گفتن وجود داشت. عده‏ای با شور و شوق از ظهور او سخن می‏گفتند و عده‏ای نیز تکذیب می‏کردند و دسته‏ای نیز با شک و تردید فقط به این سخنان گوش می‏دادند، کم‏کم جناح بندیها و موضعگیری‏هایی از طرف معتقدان و منکران رخ نمود و پس از مدت کوتاهی جنگهای خونین وبرادر کشیهای وحشیانه‏ای را در پی داشت. و این آغازی بود برای خونریزیها و درگیریهای بعدی که سالها ادامه پیدا کرد. فرقه و دین جدیدی پیدا شد و گروهی از شیعیان و مسلمانان را از کیش اصلی خویش دور کرده و تا جایی به پیش رفت که از دست موءسسان اولیه این دین جدید که ایرانی تبار بودند نیز خارج شد و سراز امریکا و انگلستان در آورده و موطن آن در اسرائیل و امریکا قرار داده شد. مؤسس اصلی این آیین جدید، سید علی‏محمد شیرازی ملقب به باب با دعوی امام زمانی عده‏ای را به سوی خود کشیده، احکامی را صادر کرد و قوانینی را پایه‏گذاری نمود که اندکی پس از او قسمتی از آنها توسط مریدانش نسخ شده و احکام دیگری جایگزین آن شد و این سیر نسخ و جایگزینی تا کنون ادامه پیدا کرده است و مبالغه نیست اگر بگوییم که نسبت به کیشها و فرقه‏های دیگر، بیشترین تغییرات و نزاعها را می‏توان در این فرقه یافت، زیرا اصل اولیه آن بر پایه نسخ قوانین و مقررات اسلام بنا گذارده شد و هر کدام از رهبران آن در زمان خود قسمتی از احکامی را که از طرف رهبر پیشین صادر شده بود بر هم می‏زدند و احکام جدیدی را می‏آوردند. در این میان بیشترین سود را کسانی بردند که سالها چشم طمع به این سرزمین حاصلخیز را داشته‏اند و هر روز به هر بهانه‏ای سعی می‏کرده‏اند سیاست مخصوص خویش با نام تفرقه بینداز و حکومت کن را به اجرا گذارده و از آب گل آلود ماهی بگیرند. فرقه بابی و بهایی که یک روز خود را به آغوش روس و روز دیگر به دامن انگلستان و روز دیگر به دامن آمریکا و اسراییل انداخته‏اند وسیله خوبی بودند تا سالها اغتشاش و نا آرامی را برای ایران به ارمغان بیاورند و سود سرشاری به این دولتهای استعماری برسانند اگر چه در این راستا کتابهای زیاد و مفصلی نوشته شده و ماهیت این فرقه از لحاظ اعتقادی و سیاسی و غیره مورد بررسی قرار گرفته است ولی هنوز کسانی هستند که ناآگاهانه و از روی بی اطلاعی فریب خورده و با شعارهای پوچ این فرقه از قبیل "لیس الفخر لمن یحب الوطن" و "تساوی حقوق زن و مرد" هویت اسلامی خویش را باخته و کورکورانه عقاید آنان را بازگو می‏کنند. گفتار حاضر چکیده و خلاصه شده چندین کتاب است که در رد عقاید این فرقه نوشته شده که به صورت اجمال در آمده و اطلاعاتی را به صورت محدود در اختیار خواننده می‏گذارد. تا به گوشه‏هایی از نیرنگها و فریبهای مردمانی جاه طلب و دغلباز که جز فساد و فتنه در امت اسلام فکری دیگر نداشته‏اند پی‏برده و به برخی از نقشه‏هایی که پیر استعمار هر روز برای کشورهای اسلامی می‏کشد آگاه شوند. امید است مورد توجه خوانندگان محترم قرار گرفته و به لغزشها و خطاهایی که در این نوشته به چشم می‏خورد با نظر لطف و اغماض بنگرند. کودکی و نوجوانی علی‏محمد باب سید علی‏محمد باب بنیانگذار فرقه بابی در روز اوّل ماه محرم سال 1235 هجری قمری مطابق با سوم یا بیستم اکتبر 1819 میلادی در عصر سلطنت فتحعلی شاه به دنیا آمد. و چنانچه در ظهور الحق فاضل مازندرانی که از نویسندگان بابی است آمده: "پدرش سید محمد رضا شیرازی که به خاطر شغل بزازی او را سید محمد رضا بزاز می‏گفتند در ایام کودکی سید علی محمد از دنیا رفت. از آن پس علی‏محمد تحت کفالت و سرپرستی مادرش فاطمه بیگم و دایی خود بنام سید علی در آمد. سید علی در کودکی توسط دایی خود به مکتب شیخ محمد عابد که در محله قهوه اولیاء (بیت العباس) شیراز واقع بود فرستاده شد". اگرچه بابیان و بهاییان اعتقاد به علم لدنی پیامبران و بالتبع باب دارند چنانچه کمال الدین بخت آور مبلِّغ بهایی در کتاب بحث در ماهیت دین و قانون این گونه می‏گوید: "... از این لحاظ می‏توان گفت: پیامبران آسمانی مربیان حقیقی عالم بشریت‏اند زیرا که اولاً مربی کامل کسی است که قائم به ذات بوده و محتاج به کسب کمالات از دیگری نباشد". ولی خود سید علی‏محمد در بیان عربی درباره رفتن به مکتب چنین به معلم خود خطاب می‏کند: "یا محمّد (شیخ محمد عابد) فلاتضربنی قبل ان یقضی علیّ خمسة سنة ... و اذا اردت ضرباً فلا تتجاوز عن الخمس و لا تضرب علی اللحم الاوان تحل بینهما سترا فان ادیّت تحرم علیک زوجتک تسعة عشر یوما" یعنی: "ای محمد آموزگارم، مرا قبل از آن که پنج سال بر من (در مکتب تو) بگذرد نزن، و اگر خواستی بزنی از پنج ضربه تجاوز نکن و بر گوشت مزن مگر این که بین گوشت و وسیله زدن پارچه‏ای قرار دهی. اگر چنین نکردی 19 روز همسر تو بر تو حرام است". و برای اصلاح کردن این اعتراف و تبرئه کردن سید علی‏محمد باب یکی از بابیان در کتابی به نام مطالع الانوار. (تلخیص تاریخ نبیل زرندی) چنین می‏نگارد: "خال (دایی) حضرت باب، ایشان را برای درس خواندن نزد شیخ عابد بردند. هر چند حضرت باب به درس خواندن میل نداشتند ولی برای این که به میل خال بزرگوار رفتار کنند به مکتب شیخ عابد تشریف بردند. شیخ عابد مرد پرهیزکار محترمی بود و از شاگردان شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی بشمار می‏رفت". سفر به بوشهر بعد از مدتی دائیش او را به بوشهر می‏برد و در آن جاست که سید علی‏محمد به کارهای عجیبی مانند تسخیر ستارگان دست می‏زند چنانچه زعیم الدوله در کتاب مفتاح الابواب چنین می‏نویسد: "او را به بوشهر فرستادند تا بیست سالگی نزد دایی خود بود و در این ایّام به کارهای روحی می‏پرداخت و به تسخیر ستارگان و کواکب اشتغال داشت، به بام کاروانسرای حاج عبداللّه که حجره دائیش در آن جا بود می‏رفت و سر برهنه تا عصر می‏ایستاد و او رادی می‏خواند و در نتیجه نوبه‏های شدیدی بر او غلبه کرد و قوای جسمی او را تضعیف نمود و نصایح دایی او هیچ تأثیری در وی نکرد". و در تاریخ نبیل زرندی با صورت محترمانه تری چنین نگاشته شده است: "حضرت باب غالب اوقات که در بوشهر بودند وقتی که هوا در نهایت درجه حرارت بود چند ساعت به بالای بام تشریف می‏بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهایت درجه حرارت بر او می‏تابید ولکن هیکل مبارک قلباً به محبوب واقعی متوجّه بود ...". و میرزا آقاخان کرمانی (داماد صبح ازل) در کتاب هشت بهشت می‏نویسد. "در آن ایام تموز که در بوشهر آب در کوزه می‏جوشید، با کمال نزاکت تمام آن ایام را از بامداد تا شام آن بزرگوار (میرزا علی‏محمد) در بلندی بام ایستاده و در برابر آفتاب به زیارت عاشورا، ادعیه و مناجات و اوراد و اذکار مشغول بودند". سفر به عراق پس از چند سال سید علی‏محمد به کربلا می‏رود و در مجلس درس سیّد کاظم رشتی حاضر می‏شود و با شاگردان وی و از جمله ملاحسین بشرویه‏ای که بعدها به او ایمان آورد آشنا می‏گردد چنانچه در مطالع الانوار این گونه آمده است: "پس از سه روز همان جوان (سید علی‏محمد) وارد محضر درس سیّد شد و نزدیک درب جلوس نمود، با نهایت ادب و وقار درس سیّد را گوش می‏داد". بازگشت به شیراز و ادعای سید علی‏محمد بر بابیت و قائمیت پس از این که سید علی‏محمد از کربلا به موطن خود بازگشت توسط نامه با شاگردان سید کاظم رشتی تماس داشت و در یکی از سوره‏های کتاب احسن القصص خود می‏گوید: "انَّ اللّه قد قدر ان یخرج ذلک الکتاب فی تفسیر احسن القصص من عند محمدبن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسن بن علی بن ابیطالب علی عبده لتکون حجة اللّه من عندالذکر علی العالمین بلیغاً". یعنی خداوند تقدیر کرد که این کتاب در تفسیر احسن القصص از ناحیه محمّد (امام زمان) فرزند حسن محمّد فرزند علی فرزند موسی فرزند جعفر فرزند محمّد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابیطالب بیرون آمده بدست بنده‏اش (علی‏محمد) تا حجت خدا از طرف "ذکر" به جهانیان ابلاغ گردد". پس از مکاتبات و مراسلات هیجده نفر از شاگردان سید کاظم رشتی توسط ملا حسین بشرویه‏ای ملقب به "باب الباب" نیابت باب را پذیرفتند و ملقب به حروف "حی" شدند که به حساب ابجد معادل با عدد 18 است. و این در اولین مرحله ادعای سید علی‏محمد بر بابیت بود لذا در احسن القصص اقرار به وجود امام زمان (عج) کرده است و خود را در زمره فدویان او قرار داده است. و می‏گوید: "یا بقیة اللّه قد افدیت بکلّی لک و رضیت السّب فی سبیلک و ما تمنّیت الاّ القتل فی محبتک". یعنی: "ای بقیة اللّه همه وجودم را فدای تو کردم و راضی شدم که در راه تو به من فحش و ناسزا بگویند و آرزویی جز مرگ در راه محبت تو ندارم". "قل ان اللّه فاطر السموات و الارض من عنده حجة القائم المنتظر و انه هو الحقّ و انی انا عبد من عباده" یعنی: "بگو خداوند آفریننده آسمانها و زمین است. حجت او قائم منتظر از طرف اوست. او بر حق است و من بنده‏ای از بندگان او هستم". و در صحیفه عدلیه می‏نویسد: "و اشهد لا وصیاء محمّد - صلی اللّه علیه و آله - بعبده علی - علیه السلام - ثم بعد علی، الحسن ثم بعد الحسن، الحسین ثم بعد الحسین علی ثم بعد علی محمد ثم بعد محمد جعفر ثم بعد جعفر موسی ثم بعد موسی علی ثم بعد علی محمد ثم بعد محمد علی ثم بعد علی الحسن ثم بعد الحسن صاحب العصر و حجتک و بقیتک صلوتک علیهم اجمعین". این ادعای باب از سال 1260 قمری در سن 25 سالگی شروع شده و تا سال 1264 ادامه پیدا کرد تا این که در اواخر سال 1264 ادعای بابیت را به قائمیت بدل نمود و به همین جهت فاضل مازندرانی در کتاب ظهور الحق مطلب را این گونه توجیه می‏کند که: "در ابتدای امر خود را به نام باب و عبد بقیة اللّه معروف فرمودند که علی رغم القوم ایشان را مبعوث از امام غایب محمد بن الحسن - علیه السلام - تصور کردند". مشاهیر اصحاب و پیروان باب میرزا یحیی (صبح‏ازل) و حسینعلی (بهاءاللّه) در سال 1260 قمری، دو نفر به سید علی‏محمد باب ایمان آورده و از پیروان و فدویان او شدند که بعدا در ادامه راه او نقش به سزایی داشتند و آن دو میرزا یحیی و میرزا حسینعلی بودند. این دو برادر فرزندان میرزا عباس معروف به میرزا بزرگ نوری بودند، میرزا عباس از اهل نور مازندران بود و در دستگاه امام وردی میرزا که مدتی حاکم تهران و مدتی حاکم کرمان بود سمت منشیگری داشت. حسینعلی بهاء در سال 1233 هجری (دو سال قبل از تولد سید علی‏محمد) در تهران متولد شد. او در تحت کفالت پدرش میرزا عباس بزرگ شد و بنا به نوشته آیتی در کشف الحیل و ابوالفضل گلپایگانی مدتها نزد میرزا نظر علی حکیم درس خوانده است و مدت دو سال که در سلیمانیه کردستان بوده تحصیلات خود را نزد شیخ عبدالرحمن عارف ادامه می‏داده است. وی به عرفان و متصوفه علاقه داشت و در همان کودکی با عرفا و نویسندگان و فضلا بجهت پدرش معاشرت داشت. از این رو وقتی بزرگ شد در سلک درویشان در آمد و چنانچه از عکسی که به او نسبت داده‏اند پیداست دارای گیسوان بلند و موهای پریشان بوده است. همانطور که پسرش عبدالبهاء در مقاله سیاح اشاره کرده است "وقتی که آوازه بابیت سید علی‏محمد باب منتشر شد، در سن 27 سالگی حدود سال 1260 هجری به او ایمان آورد و در سلک اصحاب او در آمد". و این قسمت در کواکب الدریه آیتی آمده است. میرزاجانی کاشانی یکی دیگر از طرفداران باب میرزاجانی کاشانی است و جزء سی و دو نفری است که در سال 1268 در جریان ترور ناصر الدین شاه به قتل رسید. او صاحب کتاب نقطة الکاف است. این کتاب در تاریخ ظهور باب و شرح حوادث 8 سال اوّل تاریخ فرقه بابیه است و مستشرق معروف ادوارد برون انگلیسی، نسخه منحصر به فرد این کتاب را در کتابخانه پاریس به دست آورده و مقدمه مبسوطی بر آن نوشت و خود در کار چاپ آن نظارت نمود. این کتاب محتوی 66 صفحه مقدمه و 296 صفحه اصل کتاب و هر صفحه آن دارای 25 سطر است و در چاپخانه (بریل) در (لیدن) از شهرهای هلند بوسیله ادوارد برون به چاپ رسیده است. قرة العین قرة العین که نام اصلی وی زرین تاج و بنا به نوشته بهائیان ام سلمه است یکی از افرادی است که پس از میرزا یحیی (صبح ازل) و میرزا حسینعلی (بهاء اللّه) بیشترین نقش را در تحکیم بابیت داشته است. او دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینی است، در شهر قزوین در سال 1230 یا به قول آیتی در کواکب الدریه در سال 1231 متولد شد. وی در نهایت زیبایی بود و اندام بی‏نظیری داشت. او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقی مجتهد (شهید ثالث) مشغول تحصیل گردید. در پایان تحصیل پیرو مکتب شیخیه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتی به حساب آمد. عموی کوچکش ملا علی که از این گروه بود او را در این راه تحریص و تشویق نمود، تا این که باب مراسلات و نامه نگاری بین سید کاظم رشتی و او باز شد و سید او را قرة العین یعنی نور چشمی خواند و به این لقب شهرت یافت. وی با پسر عموی خود ملا محمد امام جمعه پسر ملا محمد تقی ازدواج کرد و از او دارای 2 یا 3 فرزند شد. طولی نکشید که در سن حدودا 29 سالگی در سال 1259 شوهر و فرزندان را ترک کرده و به عنوان این که دستش به استادش سید کاظم رشتی برسد به کربلا رفت ولی وقتی به کربلا رسید باخبر فوت سید کاظم روبرو شد. پس از چندی به بغداد رفت و سپس توسط ملا حسین بشرویه‏ای به میرزا علی‏محمد باب راه یافت و باب نیز به او لقب طاهره را داد. حاکم بغداد او و اطرافیانش را از بغداد بیرون راند و وی وارد ایران شد و ناچار پس از سه سال وارد قزوین شد و به خانه پدرش ملا صالح آمد ولی مورد اعتراض پدر و عمو قرار گرفت و آنان او را در خانه تحت نظر گرفتند و مانع تماس بابیان با او شدند و ملا محمد تقی پیروان مذهب شیخیه را کافر و زندیق خواند و قرة العین را بر رسومی که پیش گرفته بود بر حذر می‏داشت تا این که بابیان نقشه قتل ملا محمد تقی را طرح کردند. جریان قتل ملا محمد تقی مجتهد (شهید ثالث) در سال 1264 شبی بعد از نصف شب مرحوم ملا محمد تقی که مرجع تقلید قزوین بود برای خواندن نماز شب به مسجد رفت. مسجد خلوت بود. در حال سجده به خواندن مناجات خمسه عشر اشتغال داشت، ناگهان چند نفر بابی به مسجد ریختند. نخستین بار نیزه‏ای به پشت گردن او فرو بردند و سپس نیزه‏ای به دهان او فرو کردند. او برای رعایت نجس نشدن مسجد به هر زحمتی بود خود را به درب مسجد رساند و بیهوش شد. مردم خبر شدند و او را به خانه‏اش بردند و پس از دو روز شهید شد. و هم اکنون قبر او در قزوین در کنار شاهزاده حسین - علیه السلام - قزوین به عنوان قبر شهید ثالث معروف و ملجأ حاجتمندان است. و این قسمت در قصص العلما ذکر شده است. در کتاب کواکب الدریه آیتی نیز به تفصیل ذکر شده و در ذیل آن آمده است: "بعضی گویند: در راه که به مسجد می‏رفته مورد حمله قرار گرفت و حمله کننده میرزا صالح شیرازی و به قول بعضی ملا عبداللّه بوده است". پس از قتل ملا محمد تقی قرة العین و چند بابی دیگر من جمله حسینعلی (بهاء) و یحیی (صبح ازل) به طرف خراسان رهسپار شدند و در شاهرود در واقعه (بدشت) که پس از این به تفصیل ذکر خواهد شد شرکت کردند. سرانجام پس از واقعه سوء قصد به ناصر الدین شاه قاجار و تحت تعقیب قرار گرفتن بابیها در سال 1268 یعنی دو سال پس از اعدام باب قرة العین و عده‏ای که قبلاً دستگیر شده بودند محکوم به اعدام شده و به قتل رسیدند و این هنگامی بود که فرقه بهایی هنوز به وجود نیامده بود و وی بابی از دنیا رفت. سید باب هنگام نوشتن احسن القصص که در تفسیر سوره یونس است و دارای 111 سوره می‏باشد و در اول هر سوره آیاتی از سوره یوسف در آن عنوان شده است در اغلب سوره‏ها خطاباتی به او داشته مانند سوره 22 - 23 - 25 - 28 - 30 - 31 - 32 - 33 - 34 - 58 - 76 - 78 - 91 - 93 و ... و در سوره 76 می‏گوید: (یا قرة العین ان اللّه قد اختارک لنفسی فاستمع لما یوحی الیک من قبل اللّه العلی) یعنی ای نور چشم بدرستیکه خداوند تو را برای من اختیار کرده پس به آنچه از نزد خداوند تعالی به تو وحی می‏شود گوش فراده) و این نکته با تلخیص از کتاب جمال ابهی آورده شده‏است. و اما حال ببینیم آیتی در کتاب کشف الحیل راجع به قرة العین چه می‏گوید. او می‏نویسد: "بهائیان او را دارای هوش و ذکاوتی مدهش می‏دانند و قریحه ادبی بدیعی را به او نسبت می‏دهند اگر چه از فضل و ادب هم تهی نبوده ولی نه تا به این حد. و یکی از اشعاری که به او نسبت می‏دهند این شعر است". همه عاشقان شکسته دل که دهند جان به ره بلی لمعات وجهک ألحمت سلاسل الغم و البلاء ولکن این شعر از ملا باقر صحبت لاری است و تخلص او چنین است: "بنشین چو صحبت و دمبدم" که حضرات می‏خوانند "بنشین چو طوطی و دمبدم" در حالی که تخلص قرة العین طوطی نبوده است و صحبت لاری در احیان طلوع باب در گذشته و مقدم بر قرة العین بوده و تنها غزلی که می‏شود به او نسبت داد این غزل است: شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو گر به تو افتدم نظر چهره به چهر روبرو خانه به خانه در بدر کوچه به کوچه کو به کو از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‏ام غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو گرد عذار دلکشت عارض عنبرین خطت دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو می‏رود از فراق تو خون دل از دو دیده‏ام رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو مهر ترا دل حزین بافته بر قِماش جان صفحه به صفحه لابلا پرده به پرده تو به تو در دل خویش (طاهره) گشت و ندید جز وفا در کتاب کواکب الدریه که آن نیز نوشته عبدالحسن آیتی است (که در صفحات بعد به شرح زندگی او خواهیم پرداخت) یکی از مناجاتهای طاهرة قرة العین آمده است که این گونه شروع می‏شود: "اللّه هو الاعز الا رفع المجیب" ثنائیات مضیئات از حقایق اهل حقیقت در شعشعه و ضیاء و بهائیان منیرات از ذوات ارباب محبت در لمعات و بهاء آفرین بر جان آفرینی که سوای او نیست تا آن که او را آفرین گوید و تحسین بر خالق تحسینی که او سزد او را تحسین نماید. ای جان آفرینی که به خودی خودت خداوندی. خدایی و یا بدیعی که بدع را از روی خود نمایی نظری تمام بر اهل ولایت بالتمام و صطلی از صطلات غمام بر اهل نظام. الهی مشاهده می‏نمایم بعین العیان که ایشان مطهر از کل ما سوی آمدند و ملاحظه می‏فرمایم که قابل عطیات کبری شدند. الهی عطیه نازله از مصدر قدرتت الیوم سرّ ربوبیت است و آنچه قابل اعضای الهیه است آن عین الوهیت است. الهی مشاهده می‏نمایم که در حقیقت مقدسه‏ای در بروز و ملاحظه می‏فرمایم که در حقیقت نقطه‏ای در ظهور. الهی بهجتم لایق عطای سرمدی و آن که دلیل اویم قابل عطای احمدی. الهی صلوات تو نازل بر بهائیان بهیئه و زمیرات سرمدیه ... بعزتت که نقصی در هیکل امر مبرمت در بدء وجود او نبوده و طرئی بر وجه حکم احکمت از یوم ازل نازل نا نموده ... الهی باید که براندازی حجاب را از وجه باقی دیمومی و باید بپاشی ذرات سحاب را از طلعت قیام قیومی تا آن که اهل حقیقت از مرکز واحده به اجتماع برآیند و سرّ دعوت را اظهار، امنیت خود ابراز فرمایند. ای ملک وهابی که لم یزل فواره قدرتت در رشحان و لایزال عین عنایت بر اهل تبیان در جریان اشهد که مدمدادم از نزدت نازل و آری که سر تو صیل و دادم از حضرتت واصل ... الخ" و این گونه مناجاتها در کتب باب و بهاء زیاد دیده می‏شود که معمولاً از یک سبک و روش در آنها استفاده شده است که دارای کلماتی مبهم و در بعضی جاها بدون معنی می‏باشد. اوّلین فرمان سید علی‏محمد و آغاز درگیریها سید علی‏محمد پس از ادعای بابیت ظاهرا عازم مکه شده و پس از بازگشت از مکه به بوشهر وارد گردید و اولین فرمان خود را صادر نمود چنانچه در تلخیص تاریخ نبیل زرندی آمده است: "باب در مراجعت از مکه در بوشهر چند روزی اقامت کرد، دستوراتی به قدوس (محمد علی بابکی یکی از گروندگان باب) در رساله‏ای به نام خصایل سبعه داد که آن را به شیراز ببرد که از جمله دستورات این بود: (بر اهل ایمان واجب است در اذان نماز جمعه جمله اشهد انّ علیّاً قبل نبیل ـ که به حساب ابجد نبیل 92 است و محمد هم 92 ـ باب بقیة اللّه را اضافه کنند)... و آیتی نیز در کواکب الدریه می‏نویسد: "باب نزد خانه کعبه داعیه خود را علنی نموده بدین نغمه بدیعتاً تغنی نمود: "انا القائم الذی تنتظرون" من همان قائم هستم که انتظار او را می‏کشید". و در کتاب ظهور الحق می‏نویسد: "سید باب به عبدالخالق یزدی می‏نویسد: "انا القائم الذی کنتم بظهوره تنتظرون" در اثر این ادعاها و ظاهر کردن چنین کلماتی سید علی‏محمد تحت تعقیب حکومت بوشهر قرار گرفت و پس از دستگیری او را روانه شیراز کردند تا در حضور علما در مسجد وکیل و در حضور امام جمعه شیراز دعاوی خود را انکار نمود. کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی واقعه را چنین توصیف می‏کند: "حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعیّت کرد و گفت: "لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غایب بداند، لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند، لعنت خدا بر کسی که بگوید من منکر وحدانیّت خدا هستم، لعنت خدا بر کسی که مرا منکر نبوت حضرت رسول بداند، لعنت خدا بر کسی که مرا منکر انبیاء الهی بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امیرالمؤمنین - علیه السلام - و سایر ائمه اطهار بداند". و همچنین در مجلدات آخر روضة الصفا هدایت این گونه می‏نگارد: "روی او را سیاه کردند و به مسجد وکیل بردند و او اظهار توبه و انابه کرد و بر خود لعن نمود و پای جناب فضایل مآب شیخ امام جماعت را بوسید و استغفار کرد". ولی در رساله سیاح که نوشته عباس افندی (عبدالبهاء) است به صورت مجمل چنین وارد شده است: "بر منبر نوعی تکلم نمود که سبب سکوت و سکون حاضران و ثبوت و رسوخ تابعان گردید". سفر سید علی‏محمد به اصفهان و روانه کردن او به تهران پس از آن که در مسجد وکیل شیراز توبه نامه خود را ابراز داشت چون توجه زیادی نسبت به مراقبت از او نمی‏شد با تماس مخفیانه‏ای با حاکم اصفهان که شخصی به نام منوچهر خان گرجی بود از شیراز گریخته و به اصفهان رفت و ادعاهای سابق خود را ادامه داد. و اما درباره منوچهر خان، مهدی قلی خان زعیم الدوله تبریزی در کتاب باب الابواب چنین می‏نویسد: "ظاهرا مسلمان شدند و در باطن بدین مسیحی خود باقی بودند، چنین است شیوه اکثر مسیحیانی که در امور دول اسلامی دخالت می‏کنند، برای رسیدن به مطلوب خود و گرفتن انتقام خونهایی که از نژاد آنان بدست مسلمین ریخته شده است و ریختن تخم فتنه و فساد در میان مسلمین ظاهرا مسلمان می‏شدند و در حقیقت جاسوس دول مسیحی و شمشیر برنده و آلت کوبنده دست آنها هستند ولی امراء اسلام از آنها غافل و به مکر و حیله آنان جاهلند، این حقیقتی است که از مراجعه و تتبع تاریخ دولتهای اندلس و عثمانی معلوم می‏شود". از تاریخ چنین بر می‏آید که منوچهر خان (معتمد الدوله) و برادرش که هر دو از مسیحیان بودند در ظاهر از دین خویش برگشته و اظهار مسلمانی کردند و پستهایی را به خود اختصاص دادند و این مطلب را میرزاجانی کاشانی در نقطة الکاف چنین می‏نگارد: "خلاصه آن که مرحوم معتمد الدوله جان و مال و ایمان خود را در راه آن سلطان ممالک (سید علی‏محمد) داد اما ایمانش را به این معنی که ظاهرا اگر چه قبول اسلام نموده بود ولی چونکه به سرّ اسلام بر نخورده بود لهذا سرّا هم از دین قبلی خود (مسیحیت) منقطع نگردیده". و اما این که چگونه او و برادرش به این پستها حائز آمدند را (کینیاز دالگورکی) سفیر کبیر روسیه در ایران در عصر قاجار در اعترافات خود که در مجله شرق به عنوان یک نفر سیاسی روحانی در اوت 1924 و 1925 چاپ شد این گونه توضیح می‏دهد: "بحدی نفوذ ما در دربار ایران زیاد شد که هر چه می‏خواستیم می‏کردیم و بحدی من خودمانی شده بودم که در هر محفل و محضر مرا دعوت می‏کردند، من هم واقعاً مثل آخوندهای صاحب نفوذ در امور دخالت می‏کردم ... . باری هر یک از وزرا و امرای دولتی که مناسبات آنها با ما خوب بود صاحب شغل خوب می‏شدند. حکومت فارس که با فیروز میرزا بود به منوچهرخان معتمد الدوله واگذار و پشتکاری فارس به او شد. و اللّه وردی بیک گرجی که محرم بود مهرداد همایونی گردید". و در نوشته‏هایش راجع به آمدن سید علی‏محمد به اصفهان این طور می‏نویسید: "همین که به من اطلاع رسید که (باب) وارد اصفهان شده یک نامه دوستانه به معتمد الدوله حکمران اصفهان نوشتم و سفارش سید (باب) را نمودم که از دوستان من و دارای کرامت است! از او نگهداری کنید. الحق معتمد الدوله چندی از او خوب نگهداری کرد". در این هنگام طرفداران سید علی‏محمد به بهانه حمایت از او در چند شهر دست به آشوبهایی زدند و موجب درگیریهایی با شیعیان شدند، بنابراین حکومت وقت به منوچهرخان اعلام نمود که سید را دستگیر کرده و به تهران روانه کند و او نیز با حیله خاصی سید علی‏محمد را از اصفهان خارج کرده و ظاهرا به تهران روانه کرد ولی باز مخفیانه او را به اصفهان برگرداند و شش ماه در عمارت خورشید از او حفاظت کرد. در تاریخ نبیل زرندی حیله منوچهر خان را به این صورت توضیح می‏دهد: "پانصد سوار را مأمور کرد با حضرت باب! هنگام غروب آفتاب از اصفهان خارج شوند و به تهران عزیمت نمایند. ضمناً به رئیس سواران دستور داد که پس از طی هر فرسنگی صد سوار را به اصفهان برگرداند و از بیست نفر آخر ده نفر را که مورد اعتماد هستند نگه دارد و ده نفر دیگر را برای جمع آوری مالیات مأمور کند و آن ده نفر باقی مانده که مورد اعتماد بودند از راه غیر معمولی به طوری که کسی نفهمد باب را به اصفهان برگردانند و طوری بیایند که قبل از طلوع صبح وارد شهر بشوند". ولی این وضع به زودی دگرگون شد و با فوت منوچهرخان حاکم جدید تصمیم گرفت که سید علی‏محمد را روانه تهران کند، دالگورکی با اظهار تأسف از این جریان می‏نویسد: "از بدبختی سید، معتمد الدوله مرحوم شد! بیچاره سید را گرفتند و به تهران روانه کردند، من هم بوسیله میرزا حسینعلی (بهاء) و میرزا یحیی (صبح ازل) و چند نفر دیگر در تهران هوو و جنجال راه انداختیم که صاحب الامر را گرفته‏اند لذا دولت او را از کنار گرد روانه رباط کریم نموده و از آن جا به ماکو بردند ولی دوستان من آنچه ممکن بود تلاش کردند و جنجال راه انداختند". تبعید باب به تبریز قبل از این که سید علی‏محمد را به تهران ببرند او را به تبریز روانه کردند و از آن جا به زندان ماکو و چهریق منتقل شد و از همین زندان بود که نامه‏های باب به اطراف و اکناف فرستاده می‏شد و در مدت اقامت باب در زندان ماکو در بین بابیان اختلاف است. میرزاجانی در نقطة الکاف می‏گوید سه سال بوده ولی عباس افندی (عبدالبهاء) در مقاله سیاح آن را 9 ماه می‏داند و آیتی (آواره) در کواکب الدریّه و اشراق خاوری در تلخیص تاریخ نبیل زرندی نیز آن را 9 ماه دانسته‏اند. ادعای قائمیت باب در طول این مدت 3 ماه و یا 9 ماه که در اواخر سال 1246 رخ داد ادعاهای باب از حد بابیت گذشت و چنانچه در نقطة الکاف آمده‏است: "سید باب چون تبعید شد ادعای قائمیت کرد" و در جایی دیگر از این کتاب آمده است: "سنه پنجم (1265 قمری) نقطه قائمیت در هیکل حضرت ذکر ظاهر شد و سماء مشیت گردید" و این ادعا را سید علی‏محمد کتباً به مقربان خود اظهار می‏دارد و بنا به نوشته کتاب ظهور الحق سید باب به عبد الخالق یزدی می‏نویسید: "انا القائم الذی کنتم بظهوره تنتظرون". و در جایی دیگر برای یکی از خواص خود به نام ملا علی ترشیزی خراسانی معروف به عظیم که از یاران با وفای باب بوده و حتی در مسافرتها و تبعیدها از باب جدا نمی‏شده ادعای قائمیت خود را اظهار می‏دارد. اشراق خاوری در تلخیص تاریخ نبیل زرندی می‏نویسد: "در شب دوم پس از وصول باب به تبریز حضرت باب جناب عظیم را احضار فرمودند و علناً در نزد او به قائمیت اظهار نمودند. عظیم چون این ادعا را شنید در قبول مردد شد. حضرت باب به او فرمودند من فردا در محضر ولیعهد (ناصر الدین میرزا) و حضور علما و اعیان ادعای خود را علنی خواهم کرد. عظیم گفت من آن شب تا صبح نخوابیدم بالاخره پس از فکر و تأمل به قائمیت او ایمان آوردم چون باب چنین دید گفت: ببین امر چقدر مهم است که امثال عظیم‏ها به شک می‏افتند". محاکمه باب در تبریز هنگامی که غائله باب در بعضی از شهرها و نقاط کشور بالا گرفت و طرفداران او باعث اغتشاشاتی شدند. حکومت وقت تصمیم گرفت که مجلسی از علمای تبریز تشکیل دهد و در آن جا به امر باب رسیدگی شود. لذا ناصرالدین میرزا ولیعهد محمد شاه مأمور شد که آن مجلس را بر پا کند و او نیز در نامه‏ای که به پدرش (محمد شاه) می‏نویسد جریان را چنین توضیح می‏دهد: "هو اللّه تعالی شأنه" قربان خاک پای مبارک شوم درباب "باب" که فرمان قضا صادر شده بود که علمای طرفین را حاضر کرده. با او گفتگو نمایند، حسب الحکم همایون محصّل فرستاد. با زنجیر از ارومیه آورده به کاظم خان سپرده و رقعه به جناب مجتهد نوشت که آمده به ادلّه و براهین و قوانین دین مبین گفت و شنید کنند جناب مجتهد در جواب نوشتند که از تقریرات جمعی معتمدین و ملاحظه تقریرات این شخص بی دین کفرا و اظهر من الشمس و اوضح من الامس است. بعد از شهادت شهود تکلیف داعی مجددا در گفت و شنید نیست. لهذا جناب آخوند ملا محمود و ملا مرتضی قلی را احضار نمود. در مجلس از نوکران این غلام امیر اصلانخان و میرزا یحیی و کاظم خان نیز ایستادند. اول حاجی ملا محمود پرسید که: مسموع می‏شود که تو می‏گویی من باب امام هستم و بابم و بعضی کلمات گفته‏ای که دلیل بر امام بودن بلکه پیغمبری تو است! گفت: بلی حبیب من و قبله من نایب امام هستم و باب هستم و آنچه گفته‏ام و شنیده‏اید راست است، اطاعت من بر شما واجب است به دلیل: "ادخلو الباب سجّدا" ولیکن این کلمات را من نگفته‏ام آن که گفته است، گفته است. پرسیدند: گوینده کیست؟ جواب داد: آن که بکوه طور تجلی کرد. چرا نبود روا از نیکبختی روا باشد انا الحق از درختی من در میان نیست، اینها را خدا گفته است. بنده به منزله شجره طور هستم. آن وقت در او خلق می‏شد، الان در من خلق می‏شود و بخدا قسم کسی که از صدر اسلام تا کنون انتظار او را می‏کشیدید منم. آن که چهل هزار از علما منکر او خواهند شد منم. پرسیدند: این حدیث در کدام کتاب است که چهل هزار از علما منکر او خواهند گشت؟ گفت: اگر چهل هزار نباشد چهار هزار که هست! مرتضی قلی خان گفت: بسیار خوب تو از این قرار صاحب الامری اما در احادیث هست که آن حضرت از مکّه ظهور خواهند فرمود و نقبای جن و انس با چهل و پنج هزار جنیان ایمان خواهند آورد و مواریث انبیاء از قبیل زره داود و نگین سلیمان و ید بیضاء با آن جناب خواهد بود. کو عصای موسی؟ کو ید بیضاء؟ جواب داد که من مأذون به آوردن اینها نیستم! جناب آخوند ملا محمود گفت: غلط کردی که بدون اذن آمدی. بعد از آن پرسیدند که: از معجزات و کرامات چه داری؟ گفت اعجاز من این است که برای عصای خود آیه نازل می‏کنم و شروع کرد به خواندن این فقره: "بسم اللّه الرحمن الرحیم سبحان اللّه القدوس السبوح الذی خلق السموات و الارض کما خلق هذه العصا آیة من آیاته". اعراب کلمات را به قاعده نحو غلط خوانده، تاء سموات را به فتح خواند. گفتند: به کسر بخوان آنگاه الارض را مکسور خواند. اصلان خان عرض کرد: اگر این قبیل فقرات از جمله آیات باشد من هم می‏توانم تلفیق نمود. عرض کرد: "الحمدللّه الذی خلق العصا کما خلق الصباح و المساء". باب خجل شد، بعد از آن حاجی ملا محمود پرسید: حدیث وارد است که مأمون از جناب رضا - علیه السلام - سؤال نمود که دلیل بر خلافت جدّ شما چیست؟ فرمود: آیه "انفسنا" مأمون گفت: "لو لا نسائنا" حضرت فرمود: "لو لا ابنائنا" این سوءال و جواب را تطبیق کن و مقصود را بیان نما؟ ساعتی تأمل نمود و جواب نگفت. بعد از این مسائل از فقه و سایر علوم پرسیدند، جواب گفتن نتوانست حتّی از مسائل بدیهیه فقه از قبیل شک و سهو سؤال نمودند ندانست و سر به زیر افکند و باز از آن سخنان بی معنا آغاز کرد که همان نورم که به طور تجلّی کرد زیرا که در حدیث است که آن نور نور یکی از شیعیان بوده است. این غلام گفت: از کجا آن شیعه تو بوده‏ای شاید ملا مرتضی قلی باشد؟! بیشتر شرمگین شد و سر به زیر افکند. چون مجلس گفتگو تمام شد جناب شیخ الاسلام را احضار کرد، باب را چوب مضبوط زد و تنبیه معقول نمود و او به توبه و بازگشت پرداخت و از غلطهای خود انابه کرد و استغاثه کرد و التزام پا به مهر سپرده که دیگر از این غلطها نکند و الان محبوس و مقید است، منتظر قلم اعلیحضرت اقدس همایون شهریاری روح العالمین فداه است. امر امر همایونی است". و متن این نامه را مرحوم دهخدا در لغت نامه در ذیل کلمه باب و نیز مستر براوون در کتاب مواد تحقیق درباره مذهب باب و نیز ابوالفضل گلپایگانی در کشف الغطاء نوشته است. توبه نامه باب در تبریز پس از این جلسه محاکمه، باب در نوشته‏ای خطاب به محمد شاه این گونه می‏نویسد: "فداک روحی، الحمدللّه کما هو اهله و مستحقه که ظهورات فضل و رحمت خود را بر کافه عباد خود شامل گردانیده، بحمداللّه ثم حمدا که مثل آن حضرت را ینبوع رأفت و رحمت خود فرمود، که به ظهور عطوفتش تفقد از بندگان و تستر بر مجرمان و ترحم بر یاغیان فرموده، اشهد اللّه من عنده که این بنده ضعیف را قصدی نیست که خلاف رضای خداوند و اسلام و اهل ولایت او باشد. اگر چه بنفسه وجودم ذنب صرف است ولی چون قلبم موقن به توحید خداوند جل ذکره و نبوت رسول‏اللّه - صلی اللّه علیه و آله - و ولایت اهل ولایت اوست و لسانم مقرّ بر کل ما نزل من عنداللّه است امید رحمت او را دارم و مطلقاً خلاف رضای حق را نخواسته‏ام و اگر کلماتی که خلاف رضای او بود از قلم جاری شد غرضم عصیان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را، و این بنده را مطلقاً علمی نیست که منوط به ادعایی باشد و استغفراللّه ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی امر، و بعضی مناجات و کلمات که از لسان جاری شد دلیلش بر هیچ امری نیست و مدعای نیابت خاصه حضرت حجّة اللّه - علیه السلام - را ادعای مبطل می‏دانم و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعای دیگر، مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنان است که این دعا گو را به الطاف و عنایات و بساط رأفت و رحمت خود سرافراز فرمایند". و السلام. و این توبه نامه هم اکنون در مجلس شورا به خط خود او موجود است و مستر براوون نیز در کتاب مواد تحقیق درباره مذهب باب آن را کلیشه کرده است. در هر حال پس از این توبه نامه باز او را به زندان برگرداندند اما این امر سبب آن نشد که سید علی‏محمد دست از ادعاهای خود بردارد و دوباره سعی در پراکنده نمودن افکار و عقاید خویش به بیرون از زندان نمود. ادعای پیامبری باب سید علی‏محمد در کتاب بیان خود این ادعا را این گونه بیان می‏کند: "از حین ظهور شجره بیان الی ما یغرب، قیامت (آخر دین) رسول اللّه محمد - صلی اللّه علیه و آله - است که در قرآن خداوند وعده فرموده بود که اول آن بعد از دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاولی سنه 1260 که سنه 1270 بعثت می‏شود اول قیامت (آخر) قرآن بوده ... چنانکه ظهور قائم آل محمد بعینه همان ظهور رسول اللّه است". و در احسن القصص سوره 52 می‏نویسد: "و ان کنتم فی ریب مما قد انزل اللّه علی عبدنا هذا فأتوا بأحرف من مثله" یعنی: اگر در آنچه که خداوند بر بنده ما این (باب) نازل کرده شک دارید چند حرف مانند آن را بیاورید. و احسن القصص همان کتابی است که در آن خطاب به علما می‏گوید: "یا معشر العلماء انّ اللّه قد حرّم علیکم بعد هذا الکتاب التدریس فی غیره" یعنی: ای گروه علما خداوند بعد از این کتاب (احسن القصص) تدریس در غیرش را بر شما حرام کرده است!! ادعای خدایی باب ادعاهای باب عاقبت به آن جایی انجامید که در بیان فارسی، باب اول، واحد اول از خود به عنوان خدایی یاد کرد و این گونه نوشت که: "کل شی‏ء به این شی‏ء واحد (خودش) بر می‏گردد و کل شی‏ء به این شی‏ء واحد خلق می‏شود و این شی‏ء واحد در قیامت بعد نیست مگر من یظهره اللّه الذی ینطق فی کلّ شی‏ء اننی انا اللّه الا انا رب کل شی‏ء، و انّ مادونی خلقی، انّ یاخلقی ایای فاعبدون". یعنی: من خدا هستم و جز من خدایی نیست و من پروردگار همه پدیده‏ها می‏باشم و غیر من هر چه هست آفریده من است. ای مخلوق من مرا پرستش کنید". و در جایی دیگر در کتاب الواح لوح دوّم می‏نویسد: "اللهم انک انت الهان الإلهین لتؤتیّن الالوهیّة من تشاء و لتنزعن الالوهیة عمن تشاء ... اللّهم انک انت ربّان السماوات و الارض و ما بینهما لتؤتین الربوبیّة من تشاء و لتنزعن الربوبیّة عمن تشاء". یعنی: پروردگارا تو خدای بزرگ خدایانی و البته عطا می‏کنی الوهیت را به هر کسی که می‏خواهی و می‏گیری الوهیت را از هر که اراده کنی و خداوندا تو پروردگار بزرگ آسمانها و زمینی. البته می‏بخشی ربوبیت را به هر شخصی که خواستی و منع می‏کنی آن را از هر که خواستی. و نیز در رساله للثمرة خطاب به میرزا یحیی (صبح ازل) می‏گوید: "یا اسم الازل فاشهد علیّ انه لا اله الا انا العزیز المحبوب" یعنی: ای اسم ازل (میرزا یحیی به ابجد 38 و ازل هم 38 است) گواهی بده بر من که نیست خدا جز من که مقتدر و محبوب هستم. اعدام سید علی‏محمد باب در اثر چنین کلمات و عقایدی بود که علما بر آن شدند تا حکم به اعدام وی بدهند ولی با دیدن نوشتجات و رفتار جنون آمیز او به علّت شبهه خلط دماغ و جنون رأی به اعدام وی ندادند ولی هر روز اغتشاشات و درگیریها در بین شیعیان و بابیان بالا می‏گرفت و منجر به کشته شدن جمعی کثیر می‏شد. بنابراین وزیر کاردان و با کفایت وقت (مرحوم امیر کبیر) به خاطر رفع این غائله تصمیم به اعدام و تیر باران سید علی‏محمد باب گرفت و در سال 1266 در کنار خندق تبریز او را تیرباران کردند. جهت‏گیری روسیه در تبعید و اعدام باب و امّا همانگونه که قبلاً ذکر شد سفیر کبیر روسیه با نام دالگورکی نقش به سزایی در حمایت از سید علی محمد داشته است و عامل اصلی توقف سید علی محمد در اصفهان، و سبب جنجال و آشوب راه انداختن در هنگام تبعید او، همین سفیر کبیر بوده است. در زندان ماکو نیز ملاقاتهایی ما بین ایلچی روس و سید حسین یزدی منشی مخصوص و کاتب باب صورت می‏گرفت، چنانچه در نقطه الکاف آمده است که ایلچی روس مخصوصاً برای این ملاقات به تبریز می‏آمده و ملاقاتهای متعددی کرده است. سید حسن یزدی سید حسن یزدی کسی است که در زندان ماکو و چهریق همراه باب بوده و سمت منشیگری و کتابت را به عهده داشته است. در کتاب مفتاح باب‏الابواب چنین آمده: "هنگامی که باب را به تبریز آوردند او نیز همراه باب بود، همین که محکومیت و اعدام باب قطعی شد، ترس و هراس بر وی مستولی شده چنانکه رنگ از صورتش پریده بود شروع به بیزاری از باب و ناسزا گفتن و لعن به وی نمود تا حدی که برخواست و آب دهن به روی باب انداخت، در نتیجه آزاد شد ولی بعد از مدّتی دوباره به حزب بهائیان پیوست". گفتگوی دالگورکی با محمد شاه دالگورکی در نوشته‏هایش موضع‏گیری خویش را در برابر اعدام باب چنین نقل می‏کند: "اگر سید را در تهران نگاه می‏داشتند و سؤالاتی از او می‏شد یقین داشتم سید آشکارا مطالب را می‏گفت و مرا رسوا می‏نمود پس به فکر افتادم که سید را در خارج از تهران تلف نموده و پس از آن جنجال برپا نمایم. لذا به خدمت شاه رسیدم و گفتم: آیا سیدی که در تبریز است و ادعای صاحب الزمانی می‏کند راست می‏گوید؟ شاه گفت: به ولیعهد نوشتم که با حضور علما تحقیقاتی از او بنماید. من مترصد بودم تا خبر رسید که ولیعهد او را احضار و در جواب علما عاجز و درمانده شده و در همان مجلس توبه می‏نماید، پس من دیدم که حقیقتاً زحمات چندین ساله‏ام از بین رفته پس به شاه گفتم: اشخاص دروغگو و مزدور را باید به سزای خود رسانید". نقاشی قنسول روس از جسد باب عباس افندی (عبد البهاء) در مقاله سیاح می‏نویسد: "روز ثانی قنسول روس با نقاشی حاضر شد و نقش آن دو جسد را (جسد باب و محمدعلی نامی از طرفدارانش) به وضعی که در خندق افتاده بود برداشت". جسد و قبر باب درباره جسد و قبر باب نیز در بین بابیان اختلافاتی به چشم می‏خورد چنانچه برخی از آنان معتقدند جسد او به "حیفا" برده شده و بعضی مانند میرزاجانی در کتاب نقطة الکاف قائلند که در تبریز به خاک سپرده شده و می‏نویسد: "جسم همایون آن سرور را دو روز و دو شب در میدان انداخته بعد از آن، احبا جسم را با حریر سفید پیچیده و نعش را در قبر نهادند و خلاصه آن که الحال این امر مستور است و هر کس نیز بداند بر او حرام است اظهار آن تا زمانی که حضرت خداوند مصلحت در اظهار آن بداند". و امّا آیتی در کتاب کشف الحیل این گونه می‏نگارد که: "جسد باب در همان تبریز در محلی مجهول و در اطراف خندق مدفون بود و استخوان آن هم خاک شده و کسی راهی به آن نجسته است و این که بهائیان گویند استخوان او را به حیفا آورده‏اند و در آن جا دفن کرده‏اند یک گفتار دور از حقیقت است که خود من تا چندی باور داشتم و در کتاب تاریخم نوشتم ولی با تجدید نظر یقین کرده‏ام که استخوان باب به حیفا نرفته و در تبریز خاک شده است". و امّا در مناهج المعارف (فرهنگ عقاید شیعه) این عبارت آمده است: "القیت جثته الخبیثة عند الکلاب العاویة فاکلن السمکة حتّی رأسها".  

 

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 14:5 - پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388


آمارهایی از هشت سال دفاع مقدس
 
آیا میدانید: شروع جنگ ایران و عراق ازتاریخ 31/6/59 بوده است 0 آیا میدانید: عراق با 12 لشگر زرهی ، مکانیزه ، پیاده و 36 تیپ مستقل از 3 محور ( جنوبی ؛ میانی ؛ شمالی) به ایران حمله کرده است0 آیا میدانید: عرق با ماشین جنگی (5400 دستگاه تانگ ، 400 قبضه توپ ضدهوائی ، 366 فروند هواپیما ، 400 فروند هلی کوپتر ) به سرزمین اسلامی ایران حمله کرده است0 آیا میدانید : جنگ تحمیلی عراق بر ایران طولانی ترین و پرهزینه ترین و وسیع ترین جنگ بوده است ( 5/1 برابر جنگ جهانی اول ، 2 برابر جنگ جهانی دوم بوده است.) آیا میدانید: در طول 8 سال دفاع مقدس 19 عملیات بزرگ ، 19 عملیات متوسط ، 125 عملیات کوچک توسط رزمندگان اسلام انجام شد. آیا میدانید: جنگ تحمیلی عراق بر ایران 2887 روز (96 ماه ) و  8 سال طول کشیده است.آیامیدانید : درطول نبرد 8 سال دفاع مقدس 1000 روز نبرد فعال بوده است. آیامیدانید: در طول 8 سال دفاع مقدس : 213 هزار شهید ، 140 هزار جانباز ، 320 هزار مجروح ،40 هزار نفرآزاده تقدیم امت شده است.آیا میدانید : درطول جنگ تحمیلی عراق بر ایران تعداد 72363 نفر عراقی اسیر و تعداد 395148 کشته و تعداد366 فروند هواپیما و90 هلیکوپتر سرنگون شده ا ست. آیا میدانید: درطول 8 سال دفاع مقدس: 7 عملیات بارمز یا الله ، 13 عملیات بارمزمحمد رسول الله ، 7 عملیات بانام علی ، 13 عملیات با نام زهرا ، 11 عملیات با نام حسین  و 8 عملیات با رمز یا صاحب الزمان بوده است. آیا میدانید: درطول 8 سال دفاع مقدس:45000شهید نام محمد ، 20000 شهید درنامشان کلمه الله داشته است ، 30000 شهید نام علی ، 2000 شهید  نام رضا ،13000 شهید نام حسین ،5400 شهید نام عباس ، 4500 شهید نام اکبر ،3500 شهید نام اصغر ، 2300 شهید نام قاسم داشته اند. آیا میدانید : از 213 هزار شهید    171235 هزار شهید درخط مقدم ، 16870 نفر براثر حملات هوائی و توپخانه به شهادت رسیده اند.آیا میدانید: 44% شهدا سن ها از16 تا20 سال ، 30% از21 تا 26 سال ، 8% 26 تا 30 سال ، 18% بالای 30 سال بوده اند. 

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 13:59 - پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388


آیا می‌دانید انرژی الکتریسیته حاصل از 750 بار شانه کردن موهای یک زن ژاپنی معادل با روشن کردن یک لامپ شصت وات به مدت 3 دقیقه است؟
- آیا می‌دانید تا کنون تعداد سه میلیارد و سیصدهزار میلیون کوکاکولا به فروش رفته است که برابر با نصف جمعیت جهان است؟
- آیا می‌دانید که گوریل را برای این گوریل نامیده‌اند که علاقه زیادی به خوابیدن روی ریل قطار دارد؟
- آیا می‌دانید که ترینیداد و توباگو به زبان بومیان آن معنی کلوچه گردویی می‌دهد و به همین دلیل ساعت‌های دیواری آنجا از چوب درخت گردو ساخته می‌شوند؟
- آیا می‌دانید که گوشت کروکودیل آفریقایی 128 بار خوشمزه‌تر از پوست موز است؟
- آیا می‌دانید اولین مردمی که نفس کشیدن را یاد گرفتند، ایرانیان بودند؟
- آیا می‌دانید کرم ضدآفتاب نخستین بار در شمال ایران کشف شد و ساکنان اولیه جنوب دریای خزر با ترکیب پیله‌باقالا و پاچ‌باقالا اولین کرِم‌ها را اختراع کردند؟
- آیا می‌دانید اولین تیم فوتبال دنیا، توسط ایرانیان در تخت جمشید کنونی پایه‌گذاری شد و بعدها پرسپولیس نام‌گرفت؟
- آیا می‌دانید گلابی در حقیقت یک نوع مارمولک وحشی است که از میوه‌ای به همین نام تغذیه می‌کند؟
- آیا می‌دانید بهترین وسیله برای تمیز کردن دماغ، انگشت است و تمام مردم دنیا از قدیم از همین ابزار استفاده می‌کردند؟
- آیا می‌دانید در برج میلاد 33 متر طناب به کار رفته است؟
- آیا می‌دانید چرا در دیزی بازه یا آن‌که چرا دم خر درازه؟
- آیا می‌دانید چرا آب تو تلمبه‌ست یا حتی چرا گوشکوب قلنبه‌ست؟


نمی‌دانید دیگر... اگر می‌دانستید دنیا جای بهتری برای زندگی بود. من به چند علت خواستم تا شما این چیزها را بدانید.
یکی برای این که این مطالب «آیا می‌دانید» کلی بازدیدکننده داره و می‌تونه هیت اینجا رو ببره بالا و از طرف دیگه هم مشترک خبرمایه‌مون زیاد می‌شه. بعدش خواستم بگم که ما مثلاً خیلی بارمونه و دیگه این که مطلب کپی‌پیست‌خور برای مجله‌ها جور کنم. باشد که رستگار شوم.

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 13:51 - پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388


مردان علوم 1

                                                         پروفسورحسابی

 وی به سال 1281  تهران زاده شد. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران,  شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر (خانم گوهرشاد حسابي)  تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.دربیروت پدرتجدید فراش کرد وبه همین سبب همسراولش را به همراه دو فرزندش ، محمود ومحمد،  به دلیل مقررات ازسفارتخانه اخراج کرد وهیچ کمکی هم به آنان نکرد. این دوران ، دوران فقروتنگدستی برای محمود ومادروبرادرش بود   دکترمحمودحسابی حافظ قران بودو به آن اعتقادي بس عظیم  داشتند. وی به ادبیات سنتی کشورش عشق می ورزید ديوان حافظ را از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

وی  سرانجام رشته فیزیک را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و توانست در 25 سالگی در جه دکتری خود را دررشته فیزیک با دفاع از رساله خود با عنوان "حساسیت  سلولهای فتو الکتریک " دریافت دارد . او بعدها جزء برترین شاگردان انیشتن شد . دکتر حسابی در بازگشت به وطن تاسیس دانشگاه تهران را پیشنهاد داد و خود معمار دانشکده فنی آن شد و تا آخرین روز های عمرریاست گروه فیزیک این دانشکده را به عهده داشت . دکترحسابی دردوران نخست وزیری مصدق وزیرفرهنگ دولت او شد . پروفسورحسابی به چهارزبان انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی وعربی سخن می گفت وبه زبانهای سانسکریت ، لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی تسلط داشت

شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

ازآن دانشمند فقید بیست وپنج مقاله وکتاب به زیورطبع آراسته شده است . دکترحسابی درسال 1990 میلادی به عنوان مرد نخست علمی جهان معرفی شد ودرسال 1366 درکنگره 60 سال فیزیک کشور لقب پدر فیزیک ایران را به خود گرفت

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور 

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي 

_ پايه گذاري دانشسراي عالي 

_ ساخت اولين راديو در كشور 

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور 

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور 

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور 

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران 

_ تعيين ساعت ايران 

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد" 

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي 

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف 

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي 

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني 

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران  

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران 

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز 

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان 

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي 

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران 

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) 

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد 

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت 

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور 

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران 

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

او درسال 1371 دربیمارستان دانشگاه ژنوبه هنگام معالجه قلبی دارفانی را وداع گفت . ازنکات جالب توجه این دانشمند وفیزیکدان هموطن دلبستگی ویژه به مفاخرایرانی اسلامی بود که ازجمله می توان به تعلق خاطرایشان به زبان فارسی یاد کرد ، به همین سبب وی برای واژه های دخیل درفارسی، معاد لیابی می کرد که نتایج زحماتش درفرهنگنامه ای گرد آمده که توسط انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ شده است.      

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 9:17 - چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388


هالووین چیست؟این مراسم از کجا آمده است؟ اگر پاسخ این سئوالات را می خواهید بدانید !به این مقاله نگاهی بیافکنید.


هالووین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.




هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغرب‌زمین است که مراسم آن در شب 31 اکتبر برگزار می‌شود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای امریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده 19 ام با خود به قاره امریکا آوردند.
یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوه‌ای ترسناک داده می‌شود.

جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار می‌شود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشن‌های مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سال‌ها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی می‌کردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا می‌کردند، همگی دور هم جمع می‌شدند، آتش می‌افروختند، قربانی می‌کردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت می‌کرد و همگی بر سر یک سفره می‌نشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز می‌شود و ارواح درگذشتگان‌شان نیز در این جمع حاضر می‌شوند و ارتزاق می‌کنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت می‌کردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدی‌ها و بلاها در امان می‌ماندند.
از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار می‌شد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، می‌توان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباس‌هایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی مانده‌های آتش و خاکستر به خانه‌ها با این نیت که آنها را از بدی‌ها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیش‌ها با شب زنده‌داری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون می‌کردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومی‌ها به این منطقه آیین‌ هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بی‌تأثیر نبود تا آنجا که کم‌کم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر می‌دانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباس‌های عجیب و ترسناک می‌پوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار می‌کردند و برای آن به در خانه‌ها می‌رفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن می‌کردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج می‌داد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا می‌کرد برای او یک کار نیک انجام می‌دادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمی‌داد او را به سخره و بازی می‌گرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندی‌ها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیین‌ها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکایی‌ها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبل‌هایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر می‌رسید. گاه پیش می‌آمد که راه مردم را می‌بستند، به در خانه‌ها سبزی و میوه پرتاب می‌کردند، با سنگ و کلوخ دودکش‌ خانه‌ها را مسدود می‌کردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را «تریک» می‌کنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدید آورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد.
هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار می‌رود و با برگزاری این جشن کم‌کم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی می‌روند
اینم از یه وبلاگ کاملا غیر تخصصی

اعتقاد بر این است که در این روز ٬ارواح از كالبد هايشان خارج شده و به پيكر جانداران وارد مي شوند.نژاد سلت در مقابل درب هاي منازلشان غذا مي گذارند تا ارواح خوب را جذب كنند وماسك هايي را بمنظور ترساندن افراد شرور بر چهره مي زنند
.
اهل دانش معتقدن که این جشن هالوئین یا جشن مردگان مربوط می شه به پاگانها یا مذهب اروپائیان پیش از مسیحیت که مثل ایران باستان به جای عذاداری همه اش جشن می گرفتن حتی مراسم مربوط به دیدار با مردگان رو




هالوئين در مکزيک


این جشن دید و بازدید با مردگان یا دیدار با ارواح به شکلهای مختلفی بین کشورهای مسیحی باقی مونده. تو تحقیقات سرسری ای که کردیم فهمیدیم که لهستانی ها روز اول نوامبر(فردای هالوئین) می رن سر قبر مرده هاشون و شمع روشن می کنن. مکزیکی ها هم 3 نوامبر جشن مردگان دارن، که گویا مخلوطيه از یک رسم باستانی و مسیحيت
.



مردم تو این جشن خودشونو به شکل اسکلت درست می کنن با لباسهای رنگی و گل و شمع و فشفشه، یک بزن و برقصی راه می ندازن که بیا و ببین . . . یکجور بالماسکه رنگارنگ راه می ندازن که خیلی دیدنیه. خوشبختانه یک رستوران مکزیکی تو لندن پیدا کردیم که این جشنو می گیره
.






__________________

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 19:44 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


 شما حتی به دنیای ارتباطات نیز علاقه خاصی نداشته باشید و به نوعی اخبار آن را پیگیری نکنید حتماً بارها و بارها نام بلوتوث را شنیده اید و حتماً از آن بهره گرفته اید چرا که همه گیر شدن این تکنولوژی آنقدر گسترده شده است که ناخواسته چه جزء علاقه مندان به تازه های ارتباطات باشید و چه یک فرد دورافتاده از دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات با این تکنولوژی درگیر شده اید. امروزه در بسیاری از وسایل پیرامون خود می توان به سادگی رد پای بلوتوث را مشاهده کرد. کافی است در این خصوص کمی به اطراف خود با دقت نگاه کنیم. اگر تمایل به دانستن اطلاعات بیشتری درخصوص این تکنولوژی برتر دارید به شما توصیه می کنیم با این مطلب همراه شوید.


● از پادشاه تا دندان
بلوتوث به ارتباط بیسیم با برد کوتاه گفته می شود که امروزه این فناوری در تمام قطعات، وسایل الکترونیکی و ارتباطی کاربرد دارد و تنها استفاده از آن به شبکه ها و اینترنت مربوط نمی شود تا آنجا که اگر سری به بازار فروش کامپیوتر و قطعات آن بزنید به راحتی می توان موس ها و صفحه کلیدهایی را خریداری کرد که از این تکنولوژی استفاده کرده اند و دیگر در آنها خبری از سیم های دست و پاگیر نیست.
گفته می شود فکر اولیه بلوتوث در سال ۱۹۹۴ در شرکت موبایل اریکسون که یک شرکت سوئدی به شمار می رفت، شکل گرفت و کار مهندسی آن در سال ۱۹۹۵ آغاز شد و به نوعی فکر اولیه به فراتر از تلفن های همراه و گوشی های آنها توسعه یافت اما شاید برایتان این سوال مطرح شده باشد که چرا نام این تکنولوژی را بلوتوث گذاشته اند که در پاسخ باید گفت، شرکت اریکسون واژه بلوثوث را از نام یک پادشاه دانمارکی به نام «هارولد بلوتوث بلاتانت» که بین سال های ۹۴۰ تا ۹۸۱ میلادی می زیسته، گرفته است. گفته می شود این پادشاه در دوره حکومت خود که یک وایکینگ بود به طور صلح آمیز، دانمارک، سوئد جنوبی و نروژ شمالی را متحد کرد و همین کار به او شهرت یک پادشاه ماهر در ارتباط و مذاکره را در تاریخ داد. از این رو اریکسون نام بلوتوث را برای این فناوری انتخاب کرد و به این مساله امیدوار بود تا بتواند به طور صلح آمیز وسایل مختلف را متحد کند چرا که اگر تنها یک شرکت این فناوری را حمایت می کرد هرگز در راه خود به موفقیت نمی رسید. بنابراین با پیروی از این مساله در سال ۱۹۹۸ اریکسون یک موافقتنامه با شرکت های IBM، اینتل، نوکیا، توشیبا و مایکروسافت به امضا رساند که بر پایه این موافقتنامه گروه Bluetooth Special Interest Group شکل گرفت و هدف این گروه نظارت بر پیشرفت بلوتوث و عمومی ساختن آن بود و پس از آن شرکت های تری کام، Lucent، موتورولا و بیش از دو هزار کمپانی دیگر نیز به این سازمان ملحق شدند.
مانند بسیاری از واژه ها که در زبان فارسی ترجمه یا معادلی برای آن در نظر گرفته می شود درخصوص تکنولوژی بلوتوث نیز باید گفت بعضی ها برای آن دندان آبی را ترجمه کرده اند.
حال چه بلوتوث بگوییم چه دندان آبی، باید گفت این تکنولوژی استانداردی برای امواج رادیویی است که برای ارتباطات بیسیم کامپیوترهای قابل حمل مانند لپ تاپ ها و تلفن های همراه و وسایل رایج الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرد. گفتنی است این امواج برای فاصله های نزدیک استفاده می شوند و برای ارتباطات بیسیم تکنولوژی ارزانی محسوب می شوند و به وسیله این تکنولوژی می توانید بین دو وسیله که دارای این تکنولوژی باشند به صورت بیسیم پیغام، عکس یا هر اطلاعات دیگر را رد و بدل کنید.


● یک زبان مشترک
قبل از آنکه به عملکرد بلوتوث نگاهی داشته باشیم بد نیست این نکته را بدانید که نحوه صدور جواز بلوتوث به چه صورتی است. گفته می شود قبل از اینکه یک کارخانه بتواند محصولی را از تکنولوژی بیسیم بلوتوث استفاده می کند، وارد بازار کند باید جواز آن را از دو جهت دریافت کند؛ اول اینکه محصول مورد نظر استانداردهای لازم را داشته باشد که بتواند با دستگاه های دیگر که دارای تکنولوژی بیسیم بلوتوث هستند ارتباط برقرار کند. دوم اینکه چه در کشور سازنده و چه در کشوری که محصول به فروش می رود این سیستم مجوزهای لازم را دریافت کرده باشد.
لوازمی همچون کامپیوترها، تلفن ها و جزء لوازمی به شمار می آیند که در دسته لوازم الکترونیکی جای می گیرند. گفتنی است این وسایل می توانند از طرق مختلفی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند مانند استفاده از سیم ها، کابل ها، سیگنال های رادیویی، اشعه مادون قرمز یا حتی انواع پیشرفته تری از رابط ها و پروتکل های ارتباطی و در این میان باید گفت روش های اتصال دستگاه های الکترونیکی به یکدیگر روز به روز پیچیده تر می شوند و فناوری بلوتوث یک روش ارتباطی ایده آل در لوازم الکترونیکی به شمار می آید که دارای ساختاری ساده است و به صورت بدون سیم و اتوماتیک انجام می شود و یکی از خصوصیاتی است که کار با لوازم الکترونیکی را جذاب تر و ساده تر می کند و در مجموع باید گفت هر وسیله یی که از سیم برای انتقال اطلاعات خود استفاده نمی کند، از امواج رادیویی بهره می برد و امواج رادیویی در واقع سیگنال هایی هستند که توسط فرستنده در هوا پخش می شود و قادر به انتقال صدا، تصویر و انواع مختلف اطلاعات است.
بلوتوث یک رشتـه خصوصیت بیسیم است که ارتباطات کوتاه برد بین وسایل مجهز به تراشه های کوچک و اختصاصی بلوتوث را تعریف می کند. بلوتوث فقط کابل ها را حذف نمی کند ، بلکه یک روش بیسیم برای وصل کردن کامپیوتر ها با همه وسایل همراه الکترونیکی فراهم می سازد و شبکه های کامپیوتری کوچک و خصوصی مشهور بهPAN (Personal Area Network) یا شبکه شخصی را به وجود می آورد. بلوتوث یک زبان مشترک بین وسایل مختلف می سازد که به آنها امکان می دهد به آسانی با هم ارتباط برقرار کنند و به هم وصل شوند. وسایل مجهز به تراشه های بلوتوث حدود ۱۰ متر تا ۱۰۰ متر برد دارند و می توانند داده ها را در سرعت ۷۲۰ کیلوبایت در ثانیه انتقال دهند. وقتی دو وسیله مجهز به تراشه های بلوتوث نزدیک یکدیگر قرار می گیرند، نرم افزار نهاده شده در تراشه های فرستنده / گیرنده بلوتوث به طور خودکار یک ارتباط را برقرار می سازد و داده ها را نقل و انتقال می دهد.
□□□
فناوری های نوین همیشه در حال تغییر و تحول هستند و در این میان نیز باید گفت فناوری بلوتوث نیز از ابتدا تاکنون با نسخه های مختلف در اختیار کاربران قرار گرفته و پیشرفت های فراوانی را نیز در آینده پیش رو خواهد داشت. در آخرین خبرها نقل شده است که کارشناسان فناوری اطلاعات و ارتباطات مراحل تولید سومین نسخه از فناوری بلوتوث را با نام۳.۰ Bluetooth را به پایان رسانده اند و این فناوری فوق العاده به صورت رسمی در تاریخ ۲۱ آوریل وارد بازار خواهد شد و در مجموع باید گفت اگر تا دیروز تکنولوژی بلوتوث مهم ترین مزیت آن حذف سیم و صرفه جویی برای کاربران خود بود اما امروزه این تکنولوژی می رود تا دروازه های جدیدی از فناوری را به روی مشتاقان خود بگشاید.



کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 19:14 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


ناتوي فرهنگي و ضرورت توجه به آن

در تهاجم فرهنگي، هدف تخريب بنيان هاي فكري و ارزشها و هنجارهاي جهان بيني و ايدئولوژي نظام قبلي براي جايگزيني نظام انديشه هاي جديد است كه در اين صورت براي اشغال نيز خيلي نياز به سرمايه گذاري نيست.
 
تاخت و تاز نيروهاي مسلح يك كشور در مناطق مرزي كشور ديگر به قصد جنگ افروزي را تهاجم گويند. تهاجم سخت افزارانه و نظامي كه ثبات پيدا نمايد و نهادهايي از طريق كشور مهاجم در سرزمين اشغال شده ايجاد گردد، تبديل به اشغال مي شود؛ اما تهاجم فرهنگي تلاش برنامه ريزي شده و سازمان يافته يك گروه يا جامعه براي تحميل باورها، ارزش ها، اعتقادات، اخلاقيات و رفتارهاي مورد نظر خويش بر ساير گروهها و جوامع ديگر مي باشد.
تهاجم فرهنگي تفاوت هاي متعددي به لحاظ ماهوي، شكلي، ابزارها و تاثيرات با تهاجم سخت و نظامي دارد. در تهاجم نظامي، اول خاك و سرزمين فتح مي شود سپس با ساختن نهادهاي مدني و آموزشي و ايجاد سيستم هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي به تغيير آگاهي ها، گرايش ها و تمايلات و رفتارهاي غالب و اكثريت مردم جامعه مورد هجوم با هدف دور سازي از تمايلات و آگاهي هاي قبلي پرداخته مي شود. در حالي كه تهاجم فرهنگي، مجموعه اقدامات آگاهانه، طراحي شده و هدفمند دشمنان نظام براي تغيير آگاهي ها و تمايلات و آداب و فرهنگ غالب مردم قبل از اشغال ظاهري و حمله نظامي است. در واقع در تهاجم فرهنگي، هدف تخريب بنيان هاي فكري و ارزشها و هنجارهاي جهان بيني و ايدئولوژي نظام قبلي براي جايگزيني نظام انديشه هاي جديد است كه در اين صورت براي اشغال نيز خيلي نياز به سرمايه گذاري نيست. زيرا زماني كه مرزهاي انديشه اي و اعتقادي ملتي فتح و جا به جا شود، فتح خاك آن چندان سخت نخواهد بود.
پديده ها، وسايل و ابزارهايي كه در اختيار نظام اجتماعي سياسي مهاجم قرار مي گيرد تا به وسيله آنها براي تغيير آگاهي ها و گرايش ها و جهان بيني ها مورد استفاده واقع شود، ابزارهاي تهاجم فرهنگي تلقي مي شود. با تاملي عميق به عناصر تشكيل دهنده نظام استكباري جوامع توسعه يافته غرب مي توان تمامي عوامل موثر در شكل گيري و حفظ تمدن غرب را جزء ابزارهاي تهاجم فرهنگي قلمداد نمود. خرده نظام هاي تشكيل دهنده نظام اجتماعي غرب، علوم انساني كه در لابه لاي مباحث آن جهان بيني و ارزشهاي خاص غرب نهفته، تكنولوژي غربي، كالا و خدمات از آن جهت كه عامل بر هم زدن تعادل زندگي انساني و موجب تحريك نيازهاي جسمي و فراموش شدن معنويت است. در كنار نظام اطلاع رساني و تبليغات غربي با محوريت اومانيسم و حذف خدا و دين از عرصه زندگي اجتماعي و سياسي انسانها، برنامه سازي هاي مبتذل جنسيتي در ماهواره ها و شبكه هاي عنكبوتي اينترنتي از جمله مهمترين ابزارهاي تهاجم فرهنگي غرب عليه ارزشهاي جوامع ديگر به ويژه جوامع اسلامي، علي الخصوص ايران اسلامي است. زيرا اسلامي كه در ايران به عنوان الگوي حكومتي در حال پياده شدن است، مطامع و منافع غرب و آمريكا را در جهان به خطر انداخته و ملتها را بيدار ساخته است و از آنجايي كه توان مقابله نظامي با ايران را ندارند، ناگزير به تغيير بنيان هاي فرهنگي و اسلامي اين ملت و به ويژه نسل جوان مي انديشند.
دغدغه فرهنگي
بشر از گذشته هاي دور در پي يافتن پاسخ به برخي از سوالات بنيادين و دغدغه هاي فكري خود بوده است. پرسش از ضرورت حكومت، ويژگي حاكمان و چرايي اطاعت پذيري مردمان در مقابل حكومت از اين قبيل سوالات بوده است. البته نوع پاسخها به اين پرسش ها براساس ارزش ها، آداب و سنن هر ملتي متفاوت بوده و هست. از جمله دغدغه هاي هميشگي انديشمندان و متفكران جوامع انساني، شناخت آن كليتي بوده كه ارزش ها، آداب، سنن و زبان مشترك را در بر مي گرفته و هويت معنوي و وجه مميز حيات اجتماعي ملتها را مشخص مي كرده است. اين كليت كه مي توان نام فرهنگ به آن داد امروزه نسبت به گذشته هم بيشتر در كانون توجه ملتها و دولتها قرار گرفته و هم به موازات افزايش اين اهميت، تهديدات فزون تري نيز آن را در معرض خطر و تهاجم قرار داده است. از سوي ديگر ماهيت انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 بيش از هر چيزي متكي به شاخصه هاي فرهنگي و ارزشي جامعه اسلامي ايران بوده و هم اكنون نيز يكي از مهمترين دغدغه هاي حقيقي و اولويت هاي حياتي نظام اسلامي در حوزه مباحث فرهنگي شمرده مي شود. هر چند قدر و ارزش ديگر دستاوردهاي نظام اسلامي چون انرژي هسته اي، سلول هاي بنيادي و.. غير قابل انكار است اما آنچه كه نقش موتور محركه و هدايت گري و مهندسي زيربنايي اين قبيل پيشرفت هاي رو بنايي را فراهم نموده، بدون ترديد فرهنگ و هنجار هاي ارزشي و اسلامي برآمده از اسلام و انقلاب اسلامي امام خميني (ره) مي باشد. اين توجه و اهميت در دوران زعامت مقام معظم رهبري نه تنها كم رنگ نشده، بلكه به جرات مي توان ادعا كرد كه مهمترين و كليدي ترين مقوله اي است كه رهبر فرزانه انقلاب طي سال هاي مسئوليت شان چه در دوران رياست جمهوري و چه در سالهاي زعامت بر رهبري، مورد توجه و تذكر جدي قرار داده و پيكان توجه مقامات و انديشمندان جامعه را به آن معطوف كرده اند. مقوله فرهنگ و بررسي آن از دو بعد ايجابي مثل مهندسي فرهنگي و سلبي يعني تهاجم فرهنگي بوده و هست. معظم له در سال 63 و در زمان رياست جمهوري طي ديداري كه با علماي اهل سنت بندر تركمن داشتند، با طرح اين سوال كه در مقابل اين تهاجم فرهنگي چه كسي بايد ايمان مردم را حفظ و مسلح كند؟ به وظايف اساسي علماي دين در راستاي تربيت عالي ديني مطلع و آگاه با معلومات قانون قانع كننده و غني اسلامي براي واكسينه كردن مسلمانان در برابر القاي شبه دشمنان اشاره فرمودند. در سال 1369 فضلا و طلاب حوزه علميه قم را به مقابله منطقي با مهاجمان فراخوانده و فرمودند: تهاجم فرهنگي عظيمي عليه اسلام با تمام ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي و... در حال انجام است.
در اوايل دهه 70 و در اوج فعاليت هاي رسانه اي و تبليغاتي غرب عليه ايران اسلامي از تهاجم فرهنگي با تعبير شبيخون فرهنگي و در طي چند سال اخير هم از جنگ نرم فرهنگي و يا ناتوي فرهنگي دشمن خبر دادند و اخيرا در ديدار با هيات دولت، نسبت به مظلوميت فرهنگي جامعه اسلامي هشدار دادند. برخي از ابزارهاي مبارزه با تهاجم فرهنگي از منظر رهبر فرزانه عبارتند از: كار فرهنگي حق مدار و تقويت بنيان هاي عقيدتي و مذهبي جوانان و مردم وترويج سنتهاي اسلامي با ابزار كارآمد روز و...
ناتوي فرهنگي
ناتو چيست؟ در ادبيات نظامي نام سازماني نظامي متشكل از كشورهاي استعمارگر، به سردمداري آمريكا است كه از يكديگر در مقابل تهديدات و حملات ساير كشورها پشتيباني و حمايت مي نمايند.
ناتوي فرهنگي يعني چه؟ يعني ابرقدرتها با كمك كليه وسائل، فناوري و اطلاعاتي حتي امواج به راحتي در خانه هاي ما وارد مي شوند و با صوت و تصوير، نوشتار، هنر، ورزش و حتي علم ما و فرزندانمان را تحت تاثير قرار مي دهند و با اهداف سياسي، فرهنگي و تبليغي در صدد متزلزل كردن فرهنگ خودي و سنتي كشورهاي جهان سوم به خصوص كشورهاي مسلمان برمي آيند. آنها به راحتي كالاهاي خود را تبليغ مي كنند، پيام هاي رواني خود را مي فرستند، زمينه هاي آشفتگي هويت را براي جوانان فراهم مي كنند، ابهت فرهنگي و ديني خانواده ها را مي شكنند و براي رسيدن به اهداف خود از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند و با كمك فناوري اطلاعات به ويژه اينترنت مرزهاي زماني و جغرافيايي جوامع مختلف را در هم شكسته و وارد تمام جوامع بشري مي شوند.
تبيين ريشه تاريخي: حدود 4 سال پس از جنگ جهاني دوم (1949) سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) با حضور آمريكا و كشورهاي اروپاي غربي با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شكل گرفت. اعضاي ناتو اگر چه به بحث و بررسي اقتصادي و سياسي نيز مي پرداختند اما رويكرد اصلي ناتو، نظامي بود. اين سازمان با اشغال كره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و تركيه در سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود كرد. ناتو با ايجاد تاسيسات پايه اي مشترك در زمينه هايي مانند دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استانداردسازي جنگ افزارهاي خود نه تنها در كشورهاي عضو قدرت خود را نهادينه كرد، بلكه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را خارج از حوزه ناتو حفظ كرده اند.
* اهداف ناتوي فرهنگي
- نابودي هويت ملي جوامع بشري
- مقابله با ايمان انسانهاي داراي هويت ديني و ملي
- رويكردهاي نظام سلطه در اجراي ناتوي فرهنگي
- جنگ نرم در قالب تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در كشورهاي هدف
- ترويج ارزشهاي مشترك غرب به منظور تضعيف ارزشهاي مقاوم كشورهاي هدف
- پيشگيري از شكل گيري تمدن اسلامي
* ابزارهاي اجراي ناتوي فرهنگي
- خبرگزاري‌هاي بين المللي
- شبكه هاي ماهواره اي
- روزنامه هاي زنجيره اي
- سايتهاي اينترنتي
- ايستگاه هاي راديويي
- ترويج مواد مخدر و قرص هاي روانگردان و باندهاي قاچاق
- ترويج فيلمها و برنامه هاي مستهجن با تيراژ ميليوني و با نازلترين قيمت
- تاسيس NGO هاي مختلف در قالب محيط زيست و هنر، حقوق بشر، دموكراسي و...
- اقدامات حمايتي و هدايتي نخبگان، سياسيون، اساتيد دانشگاه و دانشجويان
- تقويت قوم گرايي و ناسيوناليسم و تضعيف همگرايي داخلي كشورها
- برپايي انقلابات رنگي (نارنجي، زرد، قرمز و.. ) و مخملي در كشورها
- تشديد مذاهب ساختگي و فرقه گرايي، انحراف مذهبي و تفرقه مذهبي خرافه گرايي، صوفي گرايي و تبليغ عرفان هاي وارداتي و...
- ترويج مد و مدگرايي، قداست زدايي، بي بند و باري ظاهري، استحاله.

محسن سعيدي--منبع: سايت هاي خبري بصيرت

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 19:4 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


  اسکندر، سیصدوفیلم شبی با پادشاه:

                 الیور استون در فیلم "اسکندر" ، ایرانی های دوره هخامنشی را رسما و علنا "بربر" خواند و جنایتکاری همچون اسکندر را آزادکننده قوم ایرانی دانست (که حتی سر و صدای زرتشتیان عالم را به خاطر سوء استفاده از نشانه فروهر در زیر نام اسکندر در آورد!) اینک فیلمی به نام" 300 "به میدان آمده تا محوریت شرارت امروز جهان (به زعم جرج بوش و اعوان و انصارش) را صبغه ای تاریخی و کهن ببخشد و بگوید که اصلا این ایرانیان از عهد باستان غیرمتمدن و جنگ طلب  بوده اند!!  و دروغ هم که به قول معروف کنتور ندارد .

حالا داستان فیلم "300" حضرات آمریکایی و کمپانی فخیمه برادران وارنر است (مهم نیست کارگردان کیست !!) که برای سپاه خشایار شاه در مقابل یونانیان رقم یک میلیون نفر را ذکر کرده اند!!! جل الخالق !!!! به قول یکی از دوستان اگر شک دارید بروید و خودتان بشمارید !!!! کسی نیست از این حضرات بپرسد که اصلا در آن زمان در کل ایران یک میلیون نفر زندگی می کردند؟!!( حتی براساس تحریفات تاریخ نویس محبوبشان یعنی جناب هرودت ؟!!!)

البته قبل از این هم چندی پیش فیلمی به نام "شبی با پادشاه" درباره استر و مردخای (اسطوره های یهودیان ) بر پرده رفت که در آن باز هم به خشایار شاه پرداخته شده و او را آدمی به شدت بی شعور و عقب افتاده و وزیر فرهیخته اش یعنی "هامان" را فردی خونخوار و ددمنش به تصویر کشیده بود. جالب است که در آن فیلم هم ایرانیان مردمی ترسو و غیر متمدن و خوش گذاران و بی فرهنگ نشان داده شده بودند که هامان با تشکیل جمعیتی مخوف انها را به قتل عام یهودیان تشویق می کند. و نکته جالب تر اینکه همه ایرانیان و حتی خود خشایار شاه در این فیلم لباس های عربی پوشیده اند!! ( در حالی که واقعه فوق مربوط به حدود 1500 سال پیش از ظهور اسلام ثبت شده است). فیلم "شبی با پادشاه" داستان یهودیان آزاد شده به دست کوروش کبیر (پس از فتح بابل) را به تصویر می کشد که در شهر شوش (یا همان سوسا) همراه با ایرانیان آریایی نژاد زندگی می کنند.پادشاه خشایار هخامنشی پیش از سفر به یونان و جنگ با آنان جشنی برگزار می کند که در جریان آن مست می شود و از همسرش ملکه وشتی می خواهد که به محفل بزم آید و در برابر بزرگان پارس برهنه شود.ملکه سرباز می زند و بزرگان پارس بر اساس قانون پارسی خشایار شاه را مکلف می کنند که ملکه را خلع کند و زنی دیگر را برگزیند .

در این میان هامان (وزیر خشایار شاه ) پیشنهاد می کند که جمله دختران پارس را گرد آورند تا پادشاه پس از شبی همخوابگی با آنان یکی را به همسری برگزیند.

این جاست که سربازان سنگدل ایران در هر منزل را می کوبند و دخترکان باکره را بیرون کشیده به کاخ سلطنتی می برند .

هاداسا؛ دختری یهودی از بازماندگان غارت اورشلیم که والدینش را از دست داده و پیش عموی خود مردخای زندگی می کند نیز؛ در میان دخترکان اسیر است .او به قصر می رود و بنابر توصیه عموی دساس خود نام و نژاد خود را پنهان می کند و در نهایت دل خشایارشاه را می رباید .در این میان مشاور امین شاه به طرز مشکوکی می میرد و هامان وزیر سنگدل خشایار شاه تنها به این دلیل که مردخای یهودی او را کرنش نمی کند طرح کشتار همه یهودیان را به شاه ارایه می کند. جایی در فیلم -هامان ـ که پدرش توسط یهودیان کشته شده و مادرش به اسیری برده شده برای ایرانیان سخنرانی می کند که بله ! یهودیان طرفدار یونانیان هستند و آنها هم طرفدار دموکراسی! می دانید دموکراسی یعنی چه ؟! و در جواب غرش جمعیت می گوید : دموکراسی یعنی همه با هم برابرند !! آیا شما با بردگان خود برابرید ؟!! و اینگونه دستور کشتار یهودیان را مهر و موم کرده به جمله مملکت پارس ( از اتیوپی تا هندوستان ) می فرستد. استر از جریان مطلع شده و شاه را آگاه می سازد و خشایار دستور مرگ هامان را صادر می کند .

یهودیان از خود دفاع می کنند و پارسیان را به خاک و خون می کشند.جنگ چندین روز طول می کشد و قوم یهود آزادانه پارسیان را کشتار می کنند .استر ملکه شده و اعلان عمومی می دهد که یهودیان باید این دو روز کشتار را جشن بگیرند.

در پایان استر و خشایار به حجله می روند در حالی که اتاق زفاف آنها با تشعشعات نورانی ستاره داوود روشن شده است

***

حال جای این پرسش ها باقی می ماند :

۱.اگر ایرانیان با یهودیان دشمن هستند چگونه است که آنها را با فراغ بال پذیرا شدند  تا حدی که بعضی از آنها ماندن به ایران را به بازگشت اورشلیم ترجیح دادند؟

۲. با فرض گناهکار بودن هامان (که با یهودیان خصومت شخصی دارد ) چرا فرزندان او؛بر خلاف عرف؛ قتل عام می شوند؟

۳. ایرانیان برده دار و بی تمدن بودند یا یونانیان ؟ در پرسپولیس الواحی یافت شده که معلوم می کند تمام ساخت بنای پرسپولیس توسط کارگران آزاد ( با حق بیمه و مرخصی و خوار و بار) انجام شده است و آنهااز جان و دل برای ساخت این بنای پرشکوه که مایه مباهات جملگی پارسیان است کوشیده اند در حالی که یونانیان مروج برده داری و استثمار توده بودند (نگاه کنید به شورش اسپارتاکوس و کشتار فرستادگان صلح ایرانی به دست لئونیداس اسپارتی)

۴.سازندگان فیلم انگار از یاد برده اند که در جریان جنگ تاریخی خشایار شاه با یونانیان ؛تمیستوکل سردار آتنی بود که بر خلاف اصول انسانی -قبل از شروع جنگ با سپاه ایران-سه جوان ایرانی را که نزد یونانیان اسیر بودند ؛در راه باکوس (یکی از خدایان یونان) قربانی کرد و این را مقایسه کنید با رفتار مهرانگیز کوروش و داریوش با اسیران یونانی و مصری!

***

متاسفانه ایرانیان در این فیلم موجوداتی خشک و عبوس و بی منطق و زورگو معرفی شده اند که هدسه(یا همان ملکه استر) قصد تربیت و کنترل و راهبری آنان را دارد !

این که هالیوود فیلمی بسازد و همه جا تبلیغ کند (۳۰۰) بدتر است یا اینکه ایرانیان در تمام روایات تاریخی هالیوود ؛مستبد و زورگو  و برده دار و وحشی و همجنس گرامعرفی شوند(شبی با پادشاه )

در فیلم ۳۰۰ جلوه های کامپیوتری اغراق شده کودکانه تنها یاعث ملال است؛ اما در فیلم شبی با پادشاه نشان گردون مهر آریایی یا چلیپا (که در گردن هامان است) در برابر ستاره داوود استر به خاک می افتد و این حکایت آرزوی دیرینه یهودیان است که نژاد سام برابر نژاد آریا پیروز باشد .(در فیلم همان قدر که به زیبایی ستاره داوود تاکید شده است؛ بر سباعت و زشتی گردون مهر اصرار شده است )

جالب این است که دوستان کلیمی من در ایران ( که جملگی میهن پرستند و در عین حال متدین) اذعان دارند که این فیلم (شبی با پادشاه ) چیزی جز تحریف تاریخ نیست و لابی های اسراییلی متنفذ در ساخت آن دست داشته اند  تا پس از جنجال هولوکاست برگ دیگری بر بی تمدنی ایرانیان در طول تاریخ بیفزایند.

در نهایت می خواهم بگویم که گاهی اوقات(مانند آنچه در فیلم شبی با پادشاه یا اسکندر می بینیم ) بیان حرف در لفافه موثرتر است تا بزرگنمایی های نخ نما شده ای چون فیلم ۳۰۰ .

***

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 18:44 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


سیاستی كه طبق آن برای پیروزی در جنگ علیه تروریسم بین المللی، جنگ ایده‌ها‌ و عقاید باید راه انداخت.

      

در این نظم نوین جهانی كه به قول فوكویاما تئوری پرداز پایان تاریخ اسلام دریای فاشیستی برای شنای تروریستهاست.

و یا به قول توماس فردمن تحلیلگر سیاسی آمریكا یی اسلام بزرگترین دشمن غرب است، و جنگ با این دشمن تنها با ارتش ممكن نیست بلكه باید در مدارس، كلیساها، مساجد، معابد به رویارویی با آن پرداخت.

هم اكنون سیر محصولات فرهنگی غرب برای تحقق بخشیدن به آرمان فوق، راهی بازارهای كشورهای مسلمان شده، محصولاتی كه پس از استفاده از آنها شخص از هویت و فرهنگ خود دلزده می‌شود،آمریكا را به عنوان امپراطور صالح دنیای جدید می‌پذیرد و او را عصاره نیروهای خیر عالم تصور می‌كند.

یكی از این محصولات فرهنگی كه بسیار نیز تاثیر گذار است بازیهای رایانه ای هستند كه بیشتر، سرمایه‌ها‌ی اجتماعی جهان اسلام را هدف گرفته اند.

 

بیش از دو دهه است كه بازیهای رایانه ای وارد بازار شده اند. اولین آنها، بازیهای شركت آتاری( ATARI) (دستگاه TV GAME )مانند بازی PONG كه تنها شامل دو خط،یك توپ و یك زمین مانند زمین تنیس بود. پس از آن بازیهای ویدئویی سیر تكاملی خود را طی كردند كه در اواسط دهه هشتاد بازیها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME )سوق پیدا كردند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 آمریكا، ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامه‌ها‌ی رییس جمهور وقت ریگان بود بازیهایی مثل star flight و…

 

پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده كه خود را بی رقیب در جهان یافت تصور امپراطوری بر دنیا به هدفی جدی برای تبدیل شد.و از هر وسیله ای برای اثبات و جا انداختن این هدف استفاده كرده و می‌كند.

بازیهای رایانه ای یكی از این ابزار و وسایل است در این بازیها آمریكا مدینه فاضله و آرمان شهر، نهایت رفاه، صلح و امنیت معرفی می‌شودو نظام فرهنگی آن تنها سیستمی است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ می‌كند.

تفكر حاكم بر این بازیها نشلات گرفته از منجیان متنوع آخر الزمان است كه هر كدام دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود می‌باشد.


آخر الزمان تكنولوژیك:

 

در آخر الزمان تكنولوژیكی ربات‌ها‌ و ساخته‌ها‌ی دست بشر به مرحله ای از تكامل و هوش می‌رسند كه علیه انسانها دست به شورش زده و قصد نابودی نسل بشر را دارند.و انسانها نیز توانایی مبازه با آنها را ندارند در این زمان یك منجی شجاع كه دارای قدرت عشق و ایمان است (خصیصه ای كه ماشینها از آن بی بهره اند)به مبارزه بر می‌خیزد و پس از نبردهای طولانی وسخت نسل بشر را نجات می‌دهد.

 

مثلا شما در بازی ماتریكس(ENTER THE MATRIX )، به همراه یك گروه از آرمان شهری به نام زایان(ZION) وظیفه نجات جهان را از دست انسان نما‌ها‌ بر عهده می‌گیرید ودرحین بازی باید با شجاعت بی نظیر خود جهان را از دست ماشینهای دیو صفت نجات دهید.


آخر الزمان طبیعی:

در آخر الزمان طبیعی، طبیعت سر به شورش برمی دارد و بشر را با حربه‌ها‌یی مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سیل و… تهدید می‌كند و یا دخالتهای بی جای انسان در ساختارهای ژنتیك باعث پیدایش غولها و حیوانات ناشناخته عظیم الجثه ای می‌شود.

 

به عنوان مثال در بازی جزیره سایه‌ها‌ شما برای پی بردن و نجات بشریت از دست (آلن) و (اوبد ) مورتون (كه پدر خود را كه یك دانشمند ژنتیك بوده كشته اند) كه قصد دارند به وسیله تحقیقات پدرشان بر جهان مسلط شوند. نتایج شگفت انگیزی كه می‌تواند دنیا را به نابودی بكشاند وارد جزیره شوید


آخر الزمان تخیلی:

در آخر الزمان تخیلی، موجودات ناشناخته فضایی زمین و نسل بشریت را به مخاطره انداخته و این بار یك منجی بسیار دانا با قدرت ماوراء انسانی به مبارزه با این موجودات می‌پردازد.

به عنوان مثال در بازی سام ماجراجو شما به عنوان یك منجی در نقش سام استون ظاهر می‌شوید سام به خاطر شجاعت فوق العاده اش در مبارزه با این موجودات به اسطوره ای تبدیل شده،به كمك ماشین زمان به گذشته بر می‌گردد تا جنگ بر علیه این یاغیان را به نفع بشریت تمام كند.


آخر الزمان اسطوره‌ای:

در آخر الزمان اسطوره ای یك ضد منجی از دل افسانه‌ها‌ و اسطور‌ها‌ی باستانی پا به دنیای ما گذاشته و قصد نابودی بشر را دارد كه در این حال با ظهور یك منجی آگاه به دنیای اسطورها و مجهز به جادو و سحر به مبارزه با این دشمنان می‌پردازد.

مثلا در بازی (نفرین شدگان) شما به عنوان یك منجی در نقش دختر یا پسر 15 ساله یك كشاورز بازی را آغاز می‌كنید متجاوزان كراگ به فرمان یك موجود اهریمنی در جستجوی جادو و سحر‌ها‌یی برای حكمرانی بر كل دنیاست این اهریمن می‌خواهد با استفاده از این جادو‌ها‌ تمام موجودات خوب دنیا از جمله شما را به اسارت در آورد كه شما، یك ماجراجوی سر سخت مبارزه با این شیطان را بر عهده می‌گیرید. شما برای این كار باید از جنگلهای انبوه و ژرف، درههای خشك،بیابانها،سیاهچالهای مرطوب، گورستانهای قدیمی، كوههای پر از برف، غارهای یخی و از عمق غارهای پر از مواد مذاب عبور كنید تا از این فاجعه جلوگیری كنید.

یكی دیگر از ایدههای حاكم بر بازیهای رایانه ای جنگ هسته ای است كه از آن با عنوان آرماگدون(armageddon) نبرد نهایی حق علیه باطل یاد می‌شود.كه استفاده از سلاح اتمی در آن قابل پیشگیری نیست و ظهور حضرت مسیح بدون وقوع این حادثه ممكن نیست. در بازیهای مختلف به این پدیده پرداخته شده است.

بعنوان مثال شما در بازی مامور مخفی 2،در نقش كیت آرچر یك جاسوس خبره ظاهر می‌شوید كه می‌باید از وقوع جنگ هسته ای و نابودی نسل بشر توسط تروریستها جلوگیری كنید.


آخر الزمان دینی:

در میان آخر الزمانهای مختلف، آخر الزمان دینی مورد توجه خاص قرار گرفته است.در این آخرالزمان انسانهای شیطان صفت در قالب گروههای تروریستی و… قصد به دست گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاك و خدایی را دارندو شما به عنوان منجی در نقش جاسوس خبره و با ایمان و یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتا سربازانی از ارتش آمریكاو انگلیس )به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشریت می‌پردازید(حال ممكن است این دشمن قبلا در زمین به جنایت پرداخته و شما مجددا به مبارزه با آن می‌پردازید و یا دشمنانی كه در آینده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت).

بازیهایی همچون اسلحه مر گبار، گروه ضربت، بازگشت به قلعه ولفن اشتاین و…

در بازی اسلحه مرگبار شما در نقش یك گروه ضد تروریستی باید 11 ماموریت مختلف و پر هیجان را پشت سر بگذارید و در طی عملیات علاوه بر ناكام گذاشتن تروریستها در فعالیتهایشان اسناد و مدارك مختلفی جمع آوری كنید و به برنامه‌ها‌ی آینده تروریستها پی ببرید در ضمن باید گروگانها را نجات دهید هر گونه خطا باعث به خطر افتادن جان گروگانها می‌شود.

یا در بازی گروه ضربت در سال 2008 به مبارزه با میهن پرستان افراطی مسكو بروید. قصد آنها تاسیس مجدد امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی است. تاجیكستان، اوكراین، بلاروس و دیگر كشورهای استقلال یافته یكی پس از دیگری در شرف پیوستن به این امپراطوری هستند شما كماندوهای دلاوری هستید كه خود را گروه ضربت می‌نامید

ویا در بازی معروف (بازگشت به قلعه ولفن اشتاین ) (RETURN TO CASTLE WOLFENSTEIN)مجددا به مبارزه با نازی‌ها‌ می‌روید.

در این بازی تعدادی از فرماندهان ارشد اس. اس از جمله هیملر (فرمانده كل نیروهای اس. اس )قصد دارند تا با توسل به تكنولوژی پیشرفته و استفاده از قدرت‌ها‌ی مافوق طبیعی به جنگ علیه بشریت بیایندو شما در نقش مامورانی از ستاد ضد اطلاعات ارتش بایستس از اجرای اهداف فوق جلوگیری كنید و جهان را از نابودی نجات دهید

ویا در بازی call of duty شما در نقش سربازان انگلیسی، آمریكایی و روسی آموزش می‌بینید و برای مبارزه با آلمانیها به منطقه اعزام می‌شوید.شما پس از طی كردن مراحل مختلف وارد برلین پایتخت آلمان شده و پرچم آزادی !را بالای ساختمانها به اهتزاز در آورید.

علاوه بر بازیهای ذكر شده كه به دشمنان بشریت در گذشته یا آینده پرداخت شده است،غرب سعی دارد سیاستهای تجاوز گرانه كنونی خود را در عرصه بین الملل توجیه كند اهدافی همچون مبارزه با تروریسم بین المللی، مبارزه با گروههای تروریستی همچون القاعده و یا مبارزه با دیكتاتورهای جهان همچون صدام و…

این روند پس از 11 سپتامبر با شتاب بیشتری پیگیری شد.

 

بعنوان مثال در بازی نیروی دلتا (DELTA FORCE) شما بعنوان یك گروه ضد تروریستی مامور می‌شوید تا با تروریستها در هر كجای دنیا كه از سوی آمریكا معرفی می‌شوندمبارزه كنید در قسمتی از این بازی شما وقتی وارد اردوگاه تروریستها می‌شوید تصویر شیخ یاسین تصویر رهبر حماس (كه چندی پیش به دست دولت تروریستی اسراییل به شهادت رسید)را بر دیوار می‌بینید یا در بازی (D DE LTA FORCE 2) با مبارزه با تروریستها وارد خوزستان می‌شوید و با تروریستهایی مواجه می‌شوید كه با چهره ای كریه، خشن و بد ذات ترسیم شده آنها لباس عربی بر تن دارند با صورتهای نتراشیده و…

از بازیهای دیگری كه در این زمینه می‌توان به آن اشاره كرد بازی (جنگ ژنرالها) و (طوفان صحرا) می‌باشد.

 

در جنگ ژنرالها (GENERALS) شما به عنوان سربازان آمریكایی ماموریت مبارزه و سركوب تروریستها و دشمنان بشریت را دارید شما به عراق برای مبارزه با رژیم صدام می‌روید یا به افغانستان (مزار شریف ) برای مبارزه با گروه القاعده می‌روید.

نكات جالب توجه ای در این بازی به چشم می‌خوردمثلا در ابتدای بازی فیلمی پخش می‌شود كه هواپیما و هلی كوپتر‌ها‌ی آمریكایی در حال گشت زنی هستند كه توسط دشمن مورد حمله قرار می‌گیرند و سقوط می‌كنند پس از آن است كه شما وظیفه دارید متجاوزان را سركوب كنید و نشان می‌دهد كه هیچگاه آمریكا اولین گلوله را شلیك نمی‏كند و فقط برای دفاع از خود دست به تجاوز و حمله می‌زند


همچنین هم در عملیات عراق و هم در عملیات افغانستان به هر نحو ممكن از نمادها و سمبلهای اسلامی استفاده شده و به كسی كه این بازی را انجام می‌دهد القا می‌كند كه اسلام علت این خشونتهاست در عراق نیروهای صدام در جلوی مسجد اسقرار دارند و یا در مزار شریف منارههای مسجد دیده می‌شود.

در هر دو قسمت عملیات عراق و افغانستان بعثی‌ها‌ و گروه القاعده (دشمن ) به رنگ سبز نشان داده می‌شود (كلاه سبز، تانكها و نفر برها و نیروهایی كه نشانه‌ها‌ آنها رنگ سبز است)كه به نظر می‌رسد كه این انتخاب رنگ نیز به دلیل نیست همانطور كه در بازیهای قدیمی تر كه آمریكا به نبرد با دشمن می‌رفت تروریستها و دشمنان به رنگ قرمز (نماد شوروی )نشان داده می‌شوند.

 

یكی دیگر از این بازیها كه شاید بهتر و جذابتر از همه بازیها فوق طراحی شده اند طوفان صحرا (DESERT STORM ) است. شما در این بازی ابتدا در ارتش آمریكا تمامی دوره‌ها‌ی آموزشهای لازم را گذرانده و سپس به عراق اعزام می‌شوید (داستان این بازی مر بوط به زمان جنگ خلیج فارس و حمله عراق به كویت است) و وظیفه دارید ماموریتهای محوله را انجام دهید ماموریتهایی در مرز عراق و كویت، داخل كویت، شمال عراق، مرز عربستان و…و اهداف از قبل پیش بینی شده را نابود كنید اهدافی همچون فرودگاهها ی نظامی، سایتهای موشكی، مراكز رادار، سایتهای ضدهوایی و …


با مطالب عنوان شده دیگر نمی‏توان به بازیهای رایانه ای تنها به عنوان ابزار جذاب برای تفریح و سرگرمی كودكان نگاه كرد بلكه باید به آنها از دید دشمنان تفكر اسلامی نگریست.و در مقابل با تولید جانشینهای مناسب برای اینگونه بازیها با توجه به عمق منابع ملی و ومذهبی به مبارزه با این تجاوز پرداخت.

آیا زمان آن نرسیده تا با منابع غنی ملی، باستانی ایران بازی‌ها‌یی همچون رستم و سهراب تولید شوند ؟

یا با نگاهی به 8 سال دفاع مقدس، بازیهایی با محتوی عملیات‌ها‌ برای زنده نگه داشتن تاریخ جنگ، بازی‌ها‌یی همچون حماسه خرمشهر و… تولید شوند

یا بازی با عنوان انتفاضه برای بیان جنایتهای رژیم غاصب اسراییل و فداكاریهای مسلمان آن كشور تولید و به بازار عرضه شوند؟

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 18:42 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن محمد بن عبدالوهاب[۱] (۱۰۸۲-۱۱۷۰ ه.خ، ۱۱۱۵-۱۲۰۶ ه.ق، ۱۷۰۳-۱۷۹۱ میلادی) از علمای سنی عربستان سعودی است. وی خود پیرو ابن تیمیه بود و با ایدئولوژی‌های شیعه و تصوف و... آن زمان به مخالفت برخاست. محمد عبدالوهاب تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق می‌دانست.

محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۰۸۲ ه.خ (۱۱۱۵ ه.ق) در عونیه نجد متولد شد و در دمشق به تحصیل پرداخت و از علماء حنبلی آراء ابن تیمیه متوفی در سال۷۰۶ ه.خ (۷۲۸ ه.ق) و ابن قیم الجوزیه شاگرد او متوفی در سال۷۲۸ ه.خ(۷۵۱ ه.ق) را آموخت. ابن عبدالوهاب به بغداد و بصره مسافرت کرد و مذهب حنبلی را تکمیل کرد و در بازگشت، محمد بن سعود را که بر قبائل عتوب و عنزه امارت داشت به وهابیت دعوت کرد. و او نیز این عقیده را پذیرفت و افکار محمد بن عبدالوهاب را شعار حکومت خود کرد و برای نشر آن با شهرهای مجاور خود پیکارها کرد و مرکز حکومت خود را درعیه قرار داد، در آنزمان ریاضی‌ها از دعوت او سرپیچیدند و دهام بن دواس امیر ریاض با ابن سعود سالها پیکار کرد تا عاقبت مغلوب شد و حکومت ریاض به ابن سعود رسید. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزیز بن سعود به امارت رسید. او نیز برای نشر آئین وهابیت کوششها و جنگها کرد. در سال۱۱۷۹ ه.خ (۱۲۱۵ ه.ق) پانزده هزار تن از وهابیون برای پاک کردن شهر کربلا از آنچه «نمادهای شرک» می‌نامیدند به شهر کربلا حمله کرده و خزینه و حرم حسین پسر علی(ع) را بکلی تخریب کردند.[نیازمند منبع] چون این خبر منتشر شد فتحعلیشاه قاجار، پادشاه وقت ایران، صد هزار لشگر فراهم کرد و سلیمان پاشا والی بغداد نیز لشگری جدا برانگیخت که با لشکر وهابیون در صحرای نجد رزم کنند لکن در ایران جنگ روسیه پیش آمد و در عراق جنگ کردها برای برپایی کشور مستقل خودشان برپا شد و بدین صورت تفکر وهابیت به شکلی قدرتمند ظهور کرد.

بنابر روایات شیعیان، افکار محمد بن عبدالوهاب منجر به نزاع‌های خونینی در عراق و کشته شدن هزاران نفر از شیعیان در شهرهای شیعه نشین عراق و طائف و همچنین در میان مناطق صوفیه کردستان عراق و ترکیه شد.

وهابیت در ۵۰ سال گذشته مذهب درباری سعودی بوده‌است، اما گروهی تندرو از این میان بنام القاعده و سلفی‌های تکفیری (سلفی جهادی) ظهور نموده و باعث انشعاب در مکتب وهابیت شده‌اند.[نیازمند منبع]

علمای بزرگ وهابی مانند ابن جبرین شیعیان را رافضی مینامند و قتل آنان را مباح می‌دانند. تشیع را به مراتب بدتر از سایر ادیان می‌دانند و مال و جان آنان را حلال می‌دانند. این فتواها باعث کشته شدن هزاران زن و مرد و حتی کودک شیعه مذهب در کشورهای عراق و افغانستان شد.

[ویرایش] منابع

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 18:32 - شنبه بیست و سوم آبان 1388



 

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 18:29 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


شبكه چهار تلويزيون انگليس فيلم مستندي را با عنوان "مسجد سري" توليد نموده كه در ارتباط با نفوذ منفي عربستان صعودي در ميان گروه‌هاي اسلامي انگلستان جهت ترويج وهابي‌گري مي‌باشد. اين فيلم ويدئويي به روشني آشكار مي‌كند كه "وهابي‌گري مخالف عقايد اسلام اوليه است". اما آنچه افشا نمي‌كند اين است كه ترويج تفسير وهابي از اسلام، جزئي از تبليغات گسترده‌تري است كه سازمان جاسوسي آمريكا در آن نقش دارد و هدفش لكه‌دار كردن دين اسلام است.
وهابيان خود را اعضاي مشروع جامعه بزرگ اسلامي مي‌پندارند اما وهابي‌گري در قرن هجدهم توسط بريتانيا ايجاد شد تا اسلام را از درون نابود كند. اين طرز تفكر از همان زمان توسط دولت صعودي كه خود از سوي بريتانيا تاسيس شد تا عامل دسترسي غرب به بزرگترين منبع نفت خود باشد، گسترش يافت.
در زمان حاضر وهابيان با شاخه انحرافي زيان‌بارتري متحد شده‌اند كه سلفي نام دارد. آنها خود را چنين مي‌نامند چون ادعا مي‌كنند پيرو ابتدايي‌ترين نسل مسلمانان به نام سلف، و به عبارت ديگر نزديك‌ترين شاخه به اسلام اصيل هستند.
سلفي‌گري نتيجه سياستي از سياست‌هاي جنبش آكسفورد به رهبري لرد پالمرستون، بنجامين ديزرائيلي و ادوارد بولور ليتون، در ابتداي قرن بود كه هدفش ترويج فراماسونري لژ اسكاتلند در خاورميانه به شمار مي‌رفت. لرد پالمرستون به همراه آلبرت پايك از اعضاي انجمن پالادين (Palladian Rite) بود كه برنامه‌ريزي براي سه جنگ جهاني را توطئه ريزي نمود و اوج آن در سومين جنگ در مقابل دنياي اسلام بود. بولور ليتون از شخصيت هاي برجسته اهل سر و پيشروي انجمن "رز و صليب" انگليسي بود كه مستقيما از انحرافات "شاباتا زوي" نشات گرفت و تا انجمن برادري آسيا (Asiatic Brethren) ادامه يافت.
مامور اين استراتژي شيادي بدنام به نام جمال الدين الافغاني، استاد اعظم فراماسون‌هاي مصر بود.
اهل سرهاي بي‌شمار ديگري كه با رز و صليبيان انگليسي آشنا بودند در آن زمان به مصر سفر كردند و و در بازگشتشان شاخه‌هاي انجمن لاكسر را ايجاد نمودند كه Ordo Templi Orientis) OTO)، كه بدنام ترين عضو آن آليستر كرولي بود از آن منشا گرفت.
نازي‌ها محصول اتحاد انجمن O.T.O و Thule Gesselschaft آلمان بودند. احتمالا به همين دليل است كه هيتلر زماني كه خواست ارتشي از ماموران اطلاعاتي آلماني را در مصر ايجاد كند با يك فراماسون و سلفي برجسته به نام حسن البنا تماس گرفت.
در سال 1954 جمال ناصر، رئيس جمهور مصر پس از آنكه فهميد انجمن‌هاي مخفي اخوان المسلمين مسئول حمله به او بوده‌اند سخت‌گيري‌هايي را به كاربست. تحقيقات آشكار ساخت كه اخوان المسلمين به واقع به عنوان يك واحد اطلاعاتي آلماني عمل كرده است. به علاوه، بر مبناي آنچه مايلز كپلند، عامل سابق سازمان سيا در خاورميانه، در زنگينامه‌اش با عنوان "بازيكن" افشا كرده است:
"اين همه‌ي ماجرا نبود. با دستگيري سازمان‌دهندگان اين انجمن آشكار شد كه آن كاملا زير نفوذ نيروهاي اطلاعاتي انگليس، آمريكا، فرانسه و شوروي بوده است كه هريك از آنها قادر بودند يا از آن بهره‌‌برداري فعالانه داشته باشند و يا بر مبناي اهداف خود آن را نابود كنند. يك درس مهم: تعصب كوركورانه تضميني در برابر فساد ندارد. درواقع اين‌ دو با هم سازگارند."
اعضاي درحال گريز اخوان المسلمين به خدمت هم‌پيمان سازمان سيا، يعني عربستان صعودي درآمدند. زماني‌كه جان لفتوس، از ماموران دادگستري در دهه 80 اجازه دسترسي به اسناد طبقه‌بندي شده دولتي را يافت كشف كرد كه سازمان سري انگلستان آمريكا را متقاعد نموده كه اين انجمن ناگزير شورشياني هستند كه خود را براي جنگ بزرگ بعدي كه قرار بود عليه شوروي باشد آماده مي‌كنند. به گفته لفتوس "وظيفه تعليمات ديني به آنها داده شد".
محمد قطب در ميان كساني بود كه بوسيله سيا به عربستان صعودي انتقال يافتند. او برادر رئيس مجازات شده انجمن، سيد قطب بود كه سپس با اسامه بن لادن طرح دوستي ريخت و او را وارد سازمان كرد.
در اوج دوران جنگ سرد اولين استراتژي مهمي كه آنها مجري‌اش شدند پياده‌ نظامي طرح آمريكا عليه شوروي بود. آمريكايي‌ها مي‌خواستند به درون شوروي نقب بزنند و آن را به نسخه فعلي تبديل كنند. آنها با شروع به پشتيباني مالي اعضاي اخوان المسلمين در اين كشور كه در پي آن شوروي چاره ديگري جز مداخله نداشت موفق شدند. آنچه در پي آمد 20 سال درگيري وحشيانه بود كه پس از آن دوباره با حمايت سازمان سيا گروه متعصب طالبان با عقايد وهابي خود به قدرت رسيد.
نيرنگ وهابيان اين است كه خود را نه فرقه‌اي از اسلام، بلكه گروهي از اكثريت سني معرفي مي‌كنند كه فقط سنتي‌ترند. چنانكه استفان شوارتز، نويسنده كتاب "دو چهره اسلام" اشاره نموده گرو‌ه ‌هاي اسلامي كه در جوامع غربي ايجاد مي‌شوند سنن پايدار اسلام نخستين را دارا نيستند. به همين دليل عربستان صعودي قادر است بر گروه‌هاي نوظهور تسلط يابد. آنها به‌ كمك ثروت كلان نفتي‌شان هزينه ساخت مسجد و چاپ اغلب منابع ادبي اسلامي به زبان انگليسي را تامين مي‌كنند و از همه‌ي سازمان‌هاي به اصطلاح "ميانه‌رو" كه نماينده منافع مسلمانان هستند حمايت مي‌نمايند.
هدف از ارتقاء وهابي‌گري تنها گسترش طرز تفكر تروريستي نيست بلكه آموزش مسلمانان و تبديلشان به موجوداتي است كه نمايانده همه صفات نكوهش شده از جمله زن‌ستيزي، جهالت و تعصب هستند. هدف خلق تصويري برجسته و زشت از مسلمانان است تا از آن طريق هويت خود را پنهان نگه دارند و جنگ تمدن‌ها يا همان جنگ عليه ترور و به عبارت بهتر جنگ با اسلام را براه بياندازند.
اين فيلم مطمئنا آتش كينه راستگرايان متعصب آمريكا و ساير نقاط را شعله‌ور مي‌كند اما آنچه پيام مهم‌تر فيلم به شمار مي‌رود، نداي بيداري مسلمانان است تا خائناني را كه در ميانشان پنهانند و دينشان را نابود مي‌كنند بشناسند. اكنون زمان آن فرا رسيده كه مسلمانان به اصول اصلي مذهبشان بازگردند.

--------------------

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 18:24 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


سوسياليسم چيست؟ ... What Is Socialism?

مالکیت و کنترل جمعی و دمکراتیک

سوسیالیسم به یک فلسفه ی اجتماعی اطلاق می گردد که به رهایی انسان ها از قیودات ناعادلانه اقتصادی/ اجتماعی و تشکیل جامعه ای عاری از استثمار و نابرابری معتقد باشد. بر تولیدات اجتماعی، روابط غیرکالایی/ غیرکارمزدی، حق تعیین سرنوشت در زندگی شخصی و تشکیل خود حکومتی های محلی/ افقی و مناسبات همبستگی آور می بایست جایگزین موازین استثمارگر سرمایه داری و از جمله مالکیت و کنترل خصوصی بر ابزار اجتماعی تولید و فعالیت های اقتصادی و ثروت، سیستم پولی و کارمزدی، حکومت اقتدارگرایانه صاحبان قدرت و ثروت و فرهنگ سودجویی فردی و رقابت گرایی مخرب گردد. اگر در چارچوب کاپیتالیسم، صاحبان سرمایه از طریق اهرم هایی نظیر مالکیت خصوصی بر ارکان عمده ی اقتصاد (سرمایه، تکنولوژی، اطلاعات، غیره) و بکارگیری نیروی کار پرولتاریا یعنی اکثریت توده های زحمتکش مردم به تولید و بازتولید ثروت و تصرف خصوصی آن می پردازند و اگر بر مبنای قانون ارزش به کارگر عمدتا، معادل متوسط مخارج معیشت وی و خانواده اش حقوق (بخشی از ارزش واقعی) پرداخت می شود و مابقی آن (ارزش افزوده) به عنوان سود به سرمایه دار تعلق می گیرد، طبعا این رابطه ی استثمارگرانه و نابرابر به ایجاد فاصله ی بسیار فراخ طبقاتی بین اقلیتی از صاحبان ثروت و قدرت در یک طرف و اکثریت عظیمی از پرولتاریا یعنی مجموعه ای از مزدبگیران، زحمتکشان، بیکاران در طرف دیگر و نتیجتا گسترش فقر و محرومیت وسیع در میان توده های مردم یعنی بخش اعظم جامعه منجر می گردد که عوارض اجتماعی بسیار دیگری مانند اختیار زدایی، مصرف گرایی بی هدف، ازخود بیگانگی، فرد گرایی و رقابت های ناسالم اقتصادی/ اجتماعی ماحصل ناهنجار آن می باشند. برای مثال در حالیکه اخیرا در امریکا، سالانه معادل 7 تریلیون دلار فعالیت اقتصادی انجام میگیرد و تنها در سال 2003 کمپانی های امریکا مبلغی، معادل 850 بیلیون دلار منفعت داشتند، اما بخاطر سلطه مناسبات استثماری سرمایه داری و وجود فاصله ی عظیم طبقاتی در این جامعه در سال های اخیر فقط حدود یک درصد از جمعیت صاحب بیش از 40 درصد از ثروت هستند اما حدود 20 درصد از مردم در زیر خط فقر بوده و بالای 60 درصد که طبقه ی کارگر را تشکیل می دهند هیچ گونه کنترلی بر فعالیت اقتصادی و کار خود ندارند و تحت کنترل برنامه های استراتژیک اقتصادی/ سیاسی از طرف طبقه ی سرمایه دار یعنی تقریبا 2 درصد از جمعیت، برای زندگی تلاش میکنند (مانتلی ریویر، جولای/ اگوست: 117 116 ،23، 17 و 16). نمونه دیگر آن را میتوان در ایران دید که ثروت 10 در صد از رده بالای جمعیت 17 برابر بیشتر از 10 درصد در پایین جامعه میباشد و بیش از 11 درصد از جمعیت زیر خط فقر زنذگی میکنند (سایت روشنگری 19 سپتامبر2006، گرفته شده از ایسنا، 23 شهریور 1385 ). وگرنه بنا بر نطر دیالکتیکی و ترقی بینانه جنبش چپ، با ظهور سوسیالیسم یعنی تغییر رادیکال در مناسبات اقتصادی/ اجتماعی سرمایه داری با نظامی که بر اساس مالکیت و کنترل عمومی و دمکراتیک بر اهرم های اصلی اقتصاد و ثروت تولید گشته از آنها استوار باشد، زندگی تقریبا برای همه ی انسان ها شکوفاتر و دلپذیرتر خواهد گردید. اگر در جامعه ی سرمایه داری به خاطر وجود روابط کارمزدی، نیروی کار همچون یک شیی (object) وجود خارجی و قدرتی مستقل به خود یافته بیگانه از و حتی در مقابل شخصیت انسانی قرار می گیرد و اکثریت مردم اسیر قیودات استثمارگر و ستمگر اجتماعی و تحت کنترل سرمایه و مناسبات کالایی آکنده از آن قرار می گیرند، درصورت برقراری سوسیالیسم، پرولتاریا یعنی اکثریت قاطع توده های مردم (مزدبگیران، بیکاران، محرومان شهر و روستا و سایر اقشار زحمتکش مانند اغلب پزشکان، متخصصان تکنولوژیک/ کامپیوتری، مدیران در رده های پایین و متوسط) فارغ از کنترل سرمایه بوده و با مشارکت آگاه و مستقیم خود در سازماندهی اقتصادی/ اجتماعی جامعه و از طریق نفی سیستم کارمزد و روابط بیگانه گرای مشتق یافته از آن که پدیده ی عمده ی نفی کننده ی انسانیت است، به ایجاد جامعه ای آزاد، برابر، عادلانه و همبستگی آور اقدام می کنند. در جامعه ی جدید دیگر زندگی مردم تحت کنترل عوامل مخرب اجتماعی (مناسبات استثمارگرایانه/ستمگرایانه و محدودیت های مادی/ معنوی متاثر از آن) قرار نمی گیرد بلکه ارزش ها و موازین مثبت بدست آمده در طول تاریخ بشری و از جمله آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی با ظرفیت های بسیار وسیع تر، رادیکال تر و انسانی تر متکامل تر شده در جامعه استقرار می یابند.

 


در اینجا قابل اهمیت است اشاره گردد که در قرن 20 آنچه که به نام سوسیالیسم در برخی از جوامع و به ویژه در شوروی سابق تجربه شد با ماهیت انسانی یک جامعه ی سوسیالیستی که تا به حال میلیون ها انسان زندگی و جان خود را در راه آن باخته اند فاصله داشت. نظام های مستبد تک حزبی که در آن انسان ها نمی توانستند عقاید دگراندیش خود را ابراز کنند، گروه ها و سازمان های اجتماعی/ سیاسی خود را تشکیل بدهند و به ویژه اینکه کارگران حق تشکیل اتحادیه ها و سازمان های مستقل خود را نداشتند و در عوض برنامه ریزی های اقتصادی/ اجتماعی و تصمیم گیری های استراتژیک برای ساختمان جامعه کاملا سانترالیزه و تحت کنترل یک اقلیت بسیار کوچک در رهبری احزاب کمونیست و در زیر نظر حکومت گران بودند، هیچگونه قرابتی با یک جامعه ی سوسیالیست دمکراتیک که حکومت واقعی پرولتاریا مستقر بوده و انسان ها بر زندگی شخصی و اجتماعی خود کنترل آزاد، آگاه و همبستگی آور داشته باشند، نداشتند. اگر به این نظریه ی بسیار مهم بنیانگزاران سوسیالیسم (مارکس و انگلس) پایبند باشیم که "آزادی هر فرد در قید آزادی برای همه" است، دیگر باید بدیهی باشد که سوسیالیسم یعنی ایجاد شرایطی عادلانه، برابرگونه و بدون استثمار از دمکراسی یعنی مشارکت آزاد و آگاه انسان ها در تعیین سرنوشت فردی و خصلت مناسبات اجتماعی جدا ناپذیر است. سوسیالیسم یعنی تبلور یک زندگی انسانی در ابعاد مادی و معنوی جامعه بدون وجود دمکراسی واقعی، یعنی یک ساختار سیاسی واقعا دمکراتیک دست یافتنی نخواهد بود. در خاتمه مسئله ی بسیار حیاتی این است که نفی مناسبات مخرب سرمایه داری و نقد از سوسیالیسم تجربه شده در این قرن تنها طرف ساده تر قضییه است و موضوع چگونگی حرکت در جهت ایجاد سوسیالیسم واقعی است که همچون چالش اصلی در مقابل جنبش چپ قرار دارد. اما اعتقاد به فلسفه ی ماتریالیسم دیالکتیک یعنی پیشروی ناگزیر جامعه به سوی موازین عالی تر معنوی و مناسبات عادلانه تر اجتماعی به مثابه ی سوخت و انرژی ذهنی انسان های سوسیالیست، سرانجام در مبارزات و فعالیت های جنبش های آزادیخواه و عدالت جو مادیت پیدا می کند. تاریخ بشری مٌهر خود را بر پیروزی این روند مترقی و انقلابی زده است. معتقدان به این راه مقدس انسانی، لاجرم، باید عمل کنند

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 17:55 - شنبه بیست و سوم آبان 1388






آرش کمانگیر

برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه های دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغهای گل
دشت های بی در و پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی خک عطر باران خورده در کهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن رفتن دویدن
عشق ورزیدن
غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کار کردن کار کردن
آرمیدن
چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پک نوشیدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن
بی تکان گهواره رنگین کمان را
در کنار بان ددین
یا شب برفی
پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
پیر مرد آرام و با لبخند
کنده ای در کوره افسرده جان افکند
چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد
زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
جنگلی هستی تو ای انسان
جنگل ای روییده آزاده
بی دریغ افکنده روی کوهها دامن
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشمهها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان
زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
کودکانم داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
بر زبان بس داستانهای پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
روز بدنامی
روزگار ننگ
غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
عشق در بیماری دلمردگی بیجان
فصل ها فصل زمستان شد
صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
ترس بود و بالهای مرگ
کس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پر جوش
مرزهای ملک
همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان
برجهای شهر
همچو باروهای دل بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو
هیچ سینه کینهای در بر نمی اندوخت
هیچ دل مهری نمی ورزید
هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد
هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید
باغهای آرزو بی برگ
آسمان اشک ها پر بار
گر مرو آزادگان دربند
روسپی نامردان در کار
انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپک دل دارند
هم به دست ما شکست ما بر اندیشند
نازک اندیشانشان بی شرم
که مباداشان دگر روزبهی در چشم
یافتند آخر فسونی را که می جستند
چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد
آخرین فرمان آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیکی فرود اید
خانه هامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا ؟ تا چند ؟
آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان ؟
هر دهانی این خبر را بازگو می کرد
چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می کرد
پیر مرد اندوهگین دستی به دیگر دست می سایید
از میان دره های دور گرگی خسته می نالید
برف روی برف می بارید
باد بالش را به پشت شیشه می مالید
صبح می آمد پیر مرد آرام کرد آغاز
پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست دشت نه دریایی از سرباز
آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست
بی نفس می شد سیاهی دردهان صبح
باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق چون بحری بر آشفته
به جوش آمد
خروشان شد
به موج افتاد
برش بگرفت وم ردی چون صدف
از سینه بیرون داد
منم آرش
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش سپاهی مردی آزاده
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
مجوییدم نسب
فرزند رنج و کار
گریزان چون شهاب از شب
چو صبح آماده دیدار
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد
دلم را در میان دست می گیرم
و می افشارمش در چنگ
دل این جام پر از کین پر از خون را
دل این بی تاب خشم آهنگ
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم
که تا بکوبم به جام قلبتان در رزم
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است
در این پیکار
در این کار
دل خلقی است در مشتم
امید مردمی خاموش هم پشتم
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سر بلند کوه ماوایم
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا نیر است آتش پر
مرا باد است فرمانبر
و لیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز
پس آنگه سر به سوی آٍمان بر کرد
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد
درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود
که با آرش ترا این آخرین دیداد خواهد بود
به صبح راستین سوگند
بهپنهان آفتاب مهربار پک بین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند
زمین می داند این را آسمان ها نیز
که تن بی عیب و جان پک است
نه نیرنگی به کار من نه افسونی
نه ترسی در سرم نه در دلم بک است
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش
نفس در سینه های بی تاب می زد جوش
ز پیشم مرگ
نقابی سهمگین بر چهره می اید
به هر گام هراس افکن
مرا با دیده خونبار می پاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد
به راهم می نشیند راه می بندد
به رویم سرد می خندد
به کوه و دره می ریزد طنین زهرخندش را
و بازش باز میگیرد
دلم از مرگ بیزار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است
ولی آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکاراست
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایسته آزادگی این است
هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می گیردم گه پیش می راند
پیش می ایم
دل و جان را به زیور های انسانی می آرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند
نقاب از چهره ترس آفرین مرگ خواهم کند
نیایش را دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد
برآ ای آفتاب ای توشه امید
برآ ای خوشه خورشید
تو جوشان چشمه ای من تشنه ای بی تاب
برآ سر ریز کن تا جان شود سیراب
چو پا در کام مرگی تند خو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم
به موج روشنایی شست و شو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم
شما ای قله های سرکش خاموش
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید
که ابر ‌آتشین را در پناه خویش می گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد
امدیم را برافرازید
چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید
زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه خورشید
هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید
نظر افکند آرش سوی شهر آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه
سرود بی کلامی با غمی جانکاه
ز چشمان برهمی شد با نسیم صبحدم همراه
کدامین نغمه می ریزد
کدام آهنگ ایا می تواند ساخت
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند ؟
طنین گامهایی را که آگاهانه می رفتند ؟
دشمنانش در سکوتی ریشخند آمیز
راه وا کردند
کودکان از بامها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیر مردان چشم گرداندند
دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا کردند
آرش اما همچنان خاموش
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او
پرده های اشک پی در پی فرود آمد
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز
خنده بر لب غرقه در رویا
کودکان با دیدگان خسته وپی جو
در شگفت از پهلوانی ها
شعله های کوره در پرواز
باد غوغا
شامگاهان
راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر
باز گردیدند
بی نشان از پیکر آرش
با کمان و ترکشی بی تیر
آری آری جان خود در تیر کرد آرش
کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش
تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
و آنجا را از آن پس
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند
آفتاب
درگریز بی شتاب خویش
سالها بر بام دنیا پکشان سر زد
ماهتاب
بی نصیب از شبروی هایش همه خاموش
در دل هر کوی و هر برزن
سر به هر ایوان و هر در زد
آفتاب و ماه را در گشت
سالها بگذشت
سالها و باز
در تمام پهنه البرز
وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید
وندرون دره های برف آلودی که می دانید
رهگذرهایی که شب در راه می مانند
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند
و نیاز خویش می خواهند
با دهان سنگهای کوه آرش می دهد پاسخ
می کندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه
می دهد امید
می نماید راه
در برون کلبه می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راهها چشم انتظاری کاروانی با صدای زنگ
کودکان دیری است در خوابند
در خوابست عمو نوروز
می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می رود پر سوز

شنبه 23 اسفند 1337

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 12:57 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


لیبرالیسم چیست؟

 

 جان هافمن/ ترجمه صالح نجفی

:لیبرالیسم اساسا نظرگاهی مدرن است، هرچند جنبه‌هایی از لیبرالیسم را می‌توان در میان سوفیست‌ها (سوفسطائیان)ی یونان باستان یافت كه معتقد بودند دولت نه طبیعی بلكه قراردادی است. توماس هابز (1679-1588) یكی از نخستین لیبرال‌های بریتانیا بود، و آنچه هابز را لیبرال می‌كند، مقدمات منطقی مربوط به فردیت انتزاعی است كه شالوده استدلال وی را در دفاع از یك دولت فرمان‌فرمای نیرومند شكل می‌دهند.

لیبرالیسم كلاسیك، تا اواخر قرن هجدهم، بر فرضیه قسمی «وضع طبیعی» صحه می‌گذاشت كه در آن انسان‌ها بنا به طبیعت‌شان برابر انگاشته می‌شدند كه برون از محدوده هم دولت هم «جامعه» زندگی می‌كنند و رضا می‌دهند به اینكه از طریق یك «قرارداد یا پیمان اجتماعی» تشكیل دولت بدهند. شمول عام این آزادی و برابری است كه لیبرالیسم را به لحاظ تاریخی تا بدین پایه بنیادبرانداز و نظام‌ستیز می‌نماید.

همه افراد در ساحت نظریه آزاد و برابرند، به قسمی كه لیبرالیسم از قبول اینكه سلسله مراتب‌های سركوبگر طبیعی‌اند سر باز می‌زند. هابز به لحاظ این استدلالش اساسا لیبرال است كه می‌گوید مردم به حكم طبیعت می‌كوشند تا بر خویش حكومت برانند؛ انسان‌ها حقوقی جدایی‌ناپذیر دارند. اگرچه هابز در جنگ داخلی انگلستان جانب محافظه‌كاران را گرفت، مقدمات منطق لیبرالی استدلال وی بود كه باعث شد سلطنت‌طلبان با او با احتیاط و تردید برخورد كنند.


كسی كه كارهایش بنا به عرف متداول لیبرالی‌تر است جان‌لاك (1704-1632) بود. لاك از دولتی دفاع می‌كند كه تابع قانون باشد. هرچند هم او و هم هابز نفوذ امری دولت را مشروط به قرارداد و توافق آرا می‌دیدند، لاك برتری و اختیارات ویژه دولت را محدود به دفاع از «مالكیت» خصوصی می‌سازد و اساسا روا می‌دارد شهروندان ناراضی حق براندازی یك دولت ستم‌پیشه را داشته باشند. درست است كه لیبرال‌های كلاسیك استدلال می‌كردند كه دولت موجودیتی قراردادی و مصنوع (یعنی غیرطبیعی و ساخته دست بشر) است، جملگی بر این نظر بودند كه دولت ضروری است زیرا، به هر جهت، وضع طبیعی را نمی‌توان تداوم بخشید.

 حتی ژان ژاك روسو (1778-1712)، كه معتقد است فرد به میانجی قرارداد اجتماعی از نو قوام می‌پذیرد، اظهار می‌دارد كه افراد از آزادی‌ای بهره دارند كه طبیعی و لاینفك است. به همین علت، او نیز لیبرال است، گیرم كه منتقدانش در هراس باشند كه یك دولت «مشروع و تابع اراده عمومی (General) ممكن است در «آزاد» ساختن مردم، قدرت‌های گسترده و پردامنه‌ای را در كار كند.
تا پایان قرن هجدهم، لیبرال‌ها انگاره وضع طبیعی را كنار گذاشتند. ایشان پذیرفتند كه افراد همواره در متن یك جامعه زندگی می‌كنند، و این تصور را كه دولت آفریده یك قرارداد اجتماعی است، نامعقول و ناموجه یافتند.

 با همه این اوصاف، لیبرال‌ها همچنان با انگاره‌ای كلی از فرد كار می‌كردند كه او را، مرد یا زن (البته معمولا مرد)، از روابط اجتماعی منتزع می‌سازد.


روسو بی‌پرده و بی‌پروا دیدگاهی مردسالار دارد. وقتی فرض می‌گیرد كه شهروند باید مرد (و نه چیزی بیش از آن) باشد، و همین فرض بود كه مری وُلستن كرافت (1797-1759) را وا داشت تا به تلخی شكوه سردهد كه دفاع روسو از خودآیینی و آزادی، زنان را شامل نمی‌شود. در حالی كه فایده‌گرایان ممكن است انگاره «حقوق طبیعی» را رد كرده باشند، ایشان نیز پذیرفتند كه افراد را باید موجوداتی اتم‌وار و جدا از هم تصور كرد كه آزادی‌شان را می‌توان به طریقی مطلقا مجرد و انتزاعی بیان كرد. جامعه برون از فرد می‌ماند، حتی هنگامی كه لیبرال‌ها از طبیعت اجتماعی نوع بشر سخن می‌گویند.

 منتزع كردن افراد از روابط اجتماعی است كه آنها را آنچه هستند می‌سازد، و تنش ضروری میان نظریه عامی كه لیبرال‌ها تبلیغ می‌كنند و واقعیت رویه عملی‌شان را توضیح می‌دهد. لیبرال‌ها به لحاظ تاریخی هوادار «برده‌داری» بودند (هرچه باشد، برده‌داری جزء حقوق مالكیت است)، و نیز طرفدار نخبه‌گرایی، «مرد (پدر)سالاری»، «استعمار»، و «قدرت» سیاسی طبقات متوسط بودند، و فقط در قرن بیستم است كه لیبرال‌ها به دفاع از قاعده دموكراسی برخاسته‌اند. كلید فهم این تناقض ظاهری را در این دیدگاه لیبرالی باید جست كه «بازار» طبیعی است و میل به مالكیت خصوصی با طبیعت بشر گره خورده و عجین است.

منظور از مالكیت صرفا، مایملك و ثروت نیست، مالكیت ناظر است بر اموالی كه می‌توانند «درآمد» كافی جهت بقای مستقل و ناوابسته افراد تولید كنند.


و از آن روی كه افراد از روی طبع به مالكیت خصوصی میل می‌ورزند، مردان برتر از زنان شمرده می‌شوند؛ «خانواده»‌ساز و كاری برای انتقال از پدر به پسر قلمداد می‌شود؛ «عقلانیت» با تصرف اموال و از آن خود كردن دارایی‌ها یكی گرفته می‌شود؛ آنان كه مالی ندارند از حق رای و حقوق شهروندی محروم می‌شوند؛ «متمدن‌ها» به استعمار «كوچك‌ترها» می‌پردازند؛ و نظر به نزاع‌هایی كه مالكیت خصوصی به بار می‌آورد، لیبرال‌ها از ضرورت دولت دفاع می‌كنند. بیهوده نیست كه جان استیوارت میل می‌توانست در رساله مشهورش در باب آزادی (1859) استدلال كند كه زور هنگامی كه افراد به جامعه آسیب می‌رسانند نه‌تنها ضروری است، بلكه افراد خاصی (مثلا بومیان آمریكا) برای حكومت بر خود و اداره خویش «آمادگی» لازم را ندارند و دیگران باید بر ایشان حكومت كنند. فقط اینكه چگونه باید آزادی و دولت را با هم آشتی داد برای لیبرال‌ها مسئله‌ای لاینحل می‌ماند، زیرا آزادی (به‌درستی) غیبت زور تلقی می‌شود و با این همه دولت، هرچند در لیبرالی‌ترین تفسیرها امری مصنوع و غیرطبیعی است، ضروری قلمداد می‌گردد.


منتقدان لیبرالیسم استدلال می‌كنند كه برداشت لیبرالیسم از آزادی به بی‌بندوباری و خودنابودسازی میدان می‌دهد، اما ما نباید مقدمات انتزاعی مفاهیم لیبرالی را همان‌طور كه هستند بپذیریم. آنها با انگاره مالكیت خصوصی گره خورده‌اند و بنابر این اعمال ارزش‌های لیبرالی با این نهاد (یعنی مالكیت خصوصی) پیوند می‌خورد. عجیب نیست كه لیبرالیسم ناآگاهانه و از روی سهو گستره جامعی از ایدئولوژی‌ها را پدید آورده كه می‌كوشند نظریه لیبرالی را با رویه عمل اجتماعی سازگار كنند. سروری‌ستیزان (آنارشیست‌ها) استدلال می‌كنند كه دولت مانعی بر سر راه آزادی است؛ سوسیالیست‌ها می‌گویند آزادی و برابری نه فقط سیاسی و حقوقی بلكه اجتماعی هم باید باشد. فمینیست‌ها اعتراض می‌كنند كه فردیت، اگر بناست همگانی باشد، باید نه فقط مردان كه زنان را نیز شامل گردد، و این در حالی است كه طرفداران محیط زیست و هواداران حقوق حیوانات ایراد می‌گیرند كه نگرش‌های برابری‌طلب می‌باید از محدوده بشری فراتر روند.

 لیبرال‌های مدرن مفهوم آزادی را به قلمروهای اجتماعی تسری داده‌اند، چندان كه محض نمونه معمار دولت رفاه‌پرور یك لیبرال بود.

لیبرال‌های مدرن بازار را هم موجودیتی خودآیین و خودتنظیم نمی‌دانند بلكه- همچون جان مینارد كینز كه خود یك لیبرال بزرگ بریتانیایی بود- از مداخله دولت دفاع می‌كنند و نقش نهادهای جمعی نظیر تعاونی‌ها، تشكل‌های صنفی و اتحادیه‌های كارگری را برای تامین عدالت اجتماعی لازم می‌دانند. لیبرال‌های اجتماعی گاهی بسیار به سوسیالیست‌ها نزدیك می‌نمایند، هرچند یقینا به ‌دنبال تغییر جامعه سرمایه‌داری نیستند بلكه می‌خواهند آن را انسانی‌تر و دایر بر مدار انصاف گردانند و البته انگاره افرادی كه درصددند تا آزادی خود را از راه كسب مالكیت خصوصی متحقق سازند، در قلب نظریه لیبرالی به قوت خویش باقی است.

منبع: دایره‌المعارف علوم اجتماعی


کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 12:39 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


قصه ی شهر سنگستان

دو تا كفتر
نشسته اند روی شاخه ی سدر كهنسالی
كه روییده غریب از همگنان در ردامن كوه قوی پیكر
دو دلجو مهربان با هم
 دو غمگین قصه گوی غصه های هر دوان با هم
خوشا دیگر خوشا عهد دو جان همزبان با هم
دو تنها رهگذر كفتر
نوازشهای این آن را تسلی بخش
تسلیهای آن این نوازشگر
خطاب ار هست : خواهر جان
جوابش : جان خواهر جان
بگو با مهربان خویش درد و داستان خویش
 نگفتی ، جان خواهر ! اینكه خوابیده ست اینجا كیست
 ستان خفته ست و با دستان فروپوشانده چشمان را
تو پنداری نمی خواهد ببیند روی ما را نیز كورا دوست می داریم
نگفتی كیست ، باری سرگذشتش چیست
 پریشانی غریب و خسته ، ره گم كرده را ماند
شبانی گله اش را گرگها خورده
و گرنه تاجری كالاش را دریا فروبرده
و شاید عاشقی سرگشته ی كوه و بیابانها
سپرده با خیالی دل
نه ش از آسودگی آرامشی حاصل
نه اش از پیمودن دریا و كوه و دشت و دامانها
اگر گم كرده راهی بی سرانجامست
مرا به ش پند و پیغام است
 در این آفاق من گردیده ام بسیار
 نماندستم نپیموده به دستی هیچ سویی را
 نمایم تا كدامین راه گیرد پیش
 ازینسو ، سوی خفتنگاه مهر و ماه ، راهی نیست
بیابانهای بی فریاد و كهساران خار و خشك و بی رحم ست
 وز آنسو ، سوی رستنگاه ماه و مهر هم ، كس را پناهی نیست
یكی دریای هول هایل است و خشم توفانها
سدیگر سوی تفته دوزخی پرتاب
و ان دیگر بسی زمهریر است و زمستانها
رهایی را اگر راهی ست
جز از راهی كه روید زان گلی ، خاری ، گیاهی نیست
نه ، خواهر جان ! چه جای شوخی و شنگی ست ؟
غریبی، بی نصیبی ، مانده در راهی
پناه آورده سوی سایه ی سدری
ببنیش ، پای تا سر درد و دلتنگی ست
نشانیها كه در او هست
 نشانیها كه می بینم در او بهرام را ماند
همان بهرام ورجاوند
كه پیش از روز رستاخیز خواهد خاست
 هزاران كار خواهد كرد نام آور
هزاران طرفه خواهد زاد ازو بشكوه
 پس از او گیو بن گودرز
و با وی توس بن نوذر
 و گرشاسپ دلیر شیر گندآور
و آن دیگر
 و آن دیگر
انیران فرو كوبند وین اهریمنی رایات را بر خاك اندازند
بسوزند آنچه ناپاكی ست ، ناخوبی ست
 پریشان شهر ویرام را دگر سازند
 درفش كاویان را فره و در سایه ش
غبار سالین از جهره بزدایند
 برافرازند
 نه ، جانا ! این نه جای طعنه و سردی ست
گرش نتوان گرفتن دست ، بیدادست این تیپای بیغاره
ببنیش ، روز كور شوربخت ، این ناجوانمردی ست
نشانیها كه دیدم دادمش ، باری
بگو تا كیست این گمنام گرد آلود
ستان افتاده ، چشمان را فروپوشیده با دستان
 تواند بود كو باماست گوشش وز خلال پنجه بیندمان
نشانیها كه گفتی هر كدامش برگی از باغی ست
 و از بسیارها تایی
به رخسارش عرق هر قطره ای از مرده دریایی
 نه خال است و نگار آنها كه بینی ، هر یكی داغی ست
 كه گوید داستان از سوختنهایی
 یكی آواره مرد است این پریشانگرد
 همان شهزاده ی از شهر خود رانده
 نهاده سر به صحراها
گذشته از جزیره ها و دریاها
نبرده ره به جایی ، خسته در كوه و كمر مانده
اگر نفرین اگر افسون اگر تقدیر اگر شیطان
بجای آوردم او را ، هان
همان شهزاده ی بیچاره است او كه شبی دزدان دریایی
به شهرش حمله آوردند
بلی ، دزدان دریایی و قوم جاودان و خیل غوغایی
به شهرش حمله آوردند
و او مانند سردار دلیری نعره زد بر شهر
دلیران من ! ای شیران
زنان ! مردان ! جوانان ! كودكان ! پیران
 وبسیاری دلیرانه سخنها گفت اما پاسخی نشنفت
اگر تقدیر نفرین كرد یا شیطان فسون ، هر دست یا دستان
صدایی بر نیامد از سری زیرا همه ناگاه سنگ و سرد گردیدند
 از اینجا نام او شد شهریار شهر سنگستان
پریشانروز مسكین تیغ در دستش میان سنگها می گشت
 و چون دیوانگان فریاد می زد : آی
و می افتاد و بر می خاست ، گیران نعره می زد باز
 دلیران من ! اما سنگها خاموش
 همان شهزاده است آری كه دیگر سالهای سال
 ز بس دریا و كوه و دشت پیموده ست
 دلش سیر آمده از جان و جانش پیر و فرسوده ست
 و پندارد كه دیگر جست و جوها پوچ و بیهوده ست
 نه جوید زال زر را تا بسوزاند پر سیمرغ و پرسد چاره و ترفند
 نه دارد انتظار هفت تن جاوید ورجاوند
 دگر بیزار حتی از دریغا گویی و نوحه
چو روح جغد گردان در مزار آجین این شبهای بی ساحل
ز سنگستان شومش بر گرفته دل
پناه آورده سوی سایه ی سدری
كه رسته در كنار كوه بی حاصل
و سنگستان گمنامش
كه روزی روزگاری شبچراغ روزگاران بود
نشید همگنانش ، آغرین را و نیایش را
سرود آتش و خورشید و باران بود
اگر تیر و اگر دی ، هر كدام و كی
به فر سور و آذینها بهاران در بهاران بود
كنون ننگ آشیانی نفرت آبادست ، سوگش سور
چنان چون آبخوستی روسپی . آغوش زی آفاق بگشوده
در او جای هزاران جوی پر آب گل آلوده
و صیادان دریابارهای دور
و بردنها و بردنها و بردنها
و كشتی ها و كشتی ها و كشتی ها
 و گزمه ها و گشتی ها
سخن بسیار یا كم ، وقت بیگاه ست
 نگه كن ، روز كوتاه ست
هنوز از آشیان دوریم و شب نزدیك
 شنیدم قصه ی اینپیر مسكین را
بگو آیا تواند بود كو را رستگاری روی بنماید ؟
 كلیدی هست آیا كه ش طلسم بسته بگشاید ؟
تواند بود
 پس از این كوه تشنه دره ای ژرف است
 در او نزدیك غاری تار و تنها ، چشمه ای روشن
 از اینجا تا كنار چشمه راهی نیست
چنین باید كه شهزاده در آن چشمه بشوید تن
 غبار قرنها دلمردگی از خویش بزداید
 اهورا وایزدان وامشاسپندان را
 سزاشان با سرود سالخورد نغز بستاید
پس از آن هفت ریگ از یگهای چشمه بردارد
 در آن نزدیكها چاهی ست
 كنارش آذری افزود و او را نمازی گرم بگزارد
پس آنگه هفت ریگش را
 به نام و یاد هفت امشاسپندان در دهان چاه اندازد
 ازو جوشید خواهد آب
 و خواهد گشت شیرین چشمه ای جوشان
 نشان آنكه دیگر خاستش بخت جوان از خواب
 تواند باز بیند روزگار وصل
 تواند بود و باید بود
 ز اسب افتاده او نز اصل
غریبم ، قصه ام چون غصه ام بسیار
سخن پوشیده بشنو ، من مرده ست و اصلم پیر و پژمرده ست
 غم دل با تو گویم غار
كبوترهای جادوی بشارتگوی
 نشستند و تواند بود و باید بودها گفتند
 بشارتها به من دادند و سوی آشیان رفتند
 من آن كالام را دریا فرو برده
 گله ام را گرگها خورده
 من آن آواره ی این دشت بی فرسنگ
 من آن شهر اسیرم ، ساكنانش سنگ
ولی گویا دگر این بینوا شهزاده بایددخمه ای جوید
 دریغا دخمه ای در خورد این تنهای بدفرجام نتوان یافت
 كجایی ای حریق ؟ ای سیل ؟ ای آوار ؟
 اشارتها درست و راست بود اما بشارتها
ببخشا گر غبار آلود راه و شوخگینم ، غار
 درخشان چشمه پیش چشم من خوشید
 فروزان آتشم را باد خاموشید
 فكندم ریگها را یك به یك در چاه
همه امشاسپندان را به نام آواز دادم لیك
به جای آب دود از چاه سر بر كرد ، گفتی دیو می گفت : آه
 مگر دیگر فروغ ایزدی آذر مقدس نیست ؟
مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست ؟
 زمین گندید ، آیا بر فراز آسمان كس نیست ؟
گسسته است زنجیر هزار اهریمنی تر ز آنكه در بند دماوندست
 پشوتن مرده است آیا ؟
 و برف جاودان بارنده سام گرد را سنگ سیاهی كرده است آیا ؟
 سخن می گفت ، سر در غار كرده ، شهریار شهر سنگستان
 سخن می گفت با تاریكی خلوت
تو پنداری مغی دلمرده در آتشگهی خاموش
 ز بیداد انیران شكوه ها می كرد
ستم های فرنگ و ترك و تازی را
شكایت با شكسته بازوان میترا می كرد
 غمان قرنها را زار می نالید
حزین آوای او در غار می گشت و صدا می كرد
 غم دل با تو گویم ، غار
 بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست ؟
 صدا نالنده پاسخ داد
آری نیست ؟

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 12:29 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


تاريخچه بم  

شهرستان بم یکی از شهرستانهای استان کرمان در جنوب شرقی ایران است. مرکز این شهرستان شهر بم است. این شهرستان بیشتر منطقه‌ای کویری به حساب می‌آید. جمعیت شهرستان بم بنا بر سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، برابر ۲۸۲۳۱۱ نفر است.

بم در قديم يكي از پنج كوره ايالات فارس بود. بم در مسير جاده‌هايي كه جنوب شرقي ايران را با سيستان، افغانستان، و بلوچستان مرتبط مي‌كند قرار دارد. به همين جهت اين شهر از دوره ساسانيان اهميت نظامي و بازرگاني زيادي داشته است. اين شهر در سال 1131 هجري قمري به تصرف محمود افغان در آمد، ولي به علت شورشي كه در قندهار روي داد آنجا را رها كرده و عازم قندهار شدولي بار ديگر در سال 1134 هجري قمري بر بم استيلا يافت و اين وضع تا سال 1143 كه نادر، اشرف افغان را شكست داد ادامه داشت. در همين شهر بود كه لطفعلي خان زند در سال 1209 هجري قمري توسط آقا محمد خان قاجار دستگير شد. خان قاجار به يادگار اين موفقيت كله مناره‌اي از سرهاي 600 تن از مخالفين خود در بم بر افراشت. شهر و قلعه باستاني بم يكي از يادگارهاي شگفت معماري فلات مركزي ايران مي‌باشد.

 

مراکز باستاني و تاريخي

 

ارگ جديد بم

در جوار ارگ قديم بم مجموعه توريستي ارگ جديد احداث شده است كه يكي از مجهزترين مناطق توريستي ـ صنعتي ايران محسوب مي‌شود. شهرك عظيم و مدرن ارگ جديد با برخورداري از پيشرفته ترين تجهيزات داراي دهكده توريستي مدرن، تاسيسات رفاهي و فضاهاي تفريحي متعدد و ... است.

دراين دهكده انواع واحدهاي مسكوني منطقه كوير به شكل سنتي خود احداث گرديده و وجود چند باغ بر جذابيت آن افزوده است . شهر جديد ارگ بم داراي اقامتگاه‌هاي مدرن توريستي مشتمل بر 12 هتل پنج ستاره، چهار ستاره و سه ستاره با استانداردهاي ممتاز اقامت، فضاي سبز، امكانات ورزشي و رفاهي مي‌باشد. علاوه بر آن، مكان‌هاي پذيرايي شامل رستوران، چايخانه سنتي، كافي شاپ، بوفه و تريا و ديگر تسهيلات پذيرايي از امكانات اين مجتمع تفريحي و توريستي محسوب مي‌شود.

 

ارگ قديم بم

ارگ بم در شمال شرقي شهر بم و در دامنه صخرهاي عظيم واقع شده است. اين قلعه، شهر قديمي بم مي‌باشد اين قلعه از سه جهت به باغ‌ها، خانه‌هاي مسكوني و زمين‌هاي كشاورزي منتهي مي‌شود و از سمت شمال در امتداد رودخانه‌اي قرار گرفته است. اين شهر قديمي از چهار قسمت و 38 برج ديده باني تشكيل شده و مساحت آن در حدود 20000 متر مربع است. گرداگرد اين قلعه داراي خندق عميق مي‌باشد تا از يورش بيگانگان مصون بماند. مصالح اصلي بنا خشت خام، گل رس و كاه است، ولي در بعضي قسمتهاي آن سنگ و آجر و تنه درخت خرما نيز به كار رفته است.

ارگ بم از قسمتهايي تشكيل شده كه عبارتند از: دروازه ورودي، محله عامه نشين، سربازخانه و بناي مركزي (حاكم‌نشين).

در ارگ بم خانه‌هاي عمومي كنار كوه، روي زمين مسطح بنا شده و از نظر شهرسازي و عناصر زندگي شهري، مجموعه كاملي است كه تا حدودي نيازهاي جامعه زمان خود را رفع مي‌كردند.

مكان‌هاي شناخته شده آن بازار، حسينيه، مسجد، آتشكده، زورخانه، حمام‌عمومي و سابات جهودها است. مجموعه بناي حاكم نشين را عمارت چهارفصل و خانه‌اي تشكيل مي‌دهد. عمارت چهار فصل سه طبقه دارد كه محل استقرار حكومت قلعه بوده است. اين بنا كه به دوران پيش از اسلام مربوط مي‌شود توسط بهمن‌بن اسفنديار ساخته شده است.

 

 

جاذبه هاي طبيعي

 

ييلاقات ده بكردي

ده بكردي معروف‌ترين ييلاق مهم استان و شايد جنوب شرقي ايران است كه در دامنه كوه شير و كوه‌هاي بارز واقع شده است. اين منطقه از توابع شهرستان بم است و تنها ناحيه، با آب و هواي معتدل اين منطقه است كه در مسير ارتباطي بم و كرمان به جيرفت و بندر عباس قرار دارد.

ده بكردي از نواحي شگفت انگيز استان كرمان به شمار مي‌رود و مانند بهشتي ميان دو منطقه بسيار گرم بم و جيرفت قرار گرفته است. اين منطقه در دره‌اي سرسبز و خنك واقع شده و از درختان گردو، بادام، صنوبر و ... پوشيده شده است.

 

ييلاقات مسكون

منطقه ييلاقي مسكون در مسير ارتباطي بم به جيرفت قرار دارد و فاصله آن تا جيرفت 30 كيلومتر مي‌باشد. اين منطقه، آبادي‌هاي زياد، مناظري زيبا و هوايي دلفريب دارد و تابستان‌ها به مركز تفرجگاهي بزرگ تبديل مي‌شود.

 

كوه هزار

اين كوه در 114 كيلومتري شمال غربي بم در دهستان راين واقع شده و 4465 متر ارتفاع دارد. كوهستاني است به وسعت 900 كيلومتر مربع مركب از كوه‌هاي سربند و سرمشك كه به وسيله ارتفاعات پست تري از سوي غرب به كوه‌هاي لاله‌زار و از جنوب به كوه بهرآسمان اتصال يافته است.

 

كوه قدمگاه

اين كوه در 38 كيلومتري جنوب‌غربي بم و در مجاورت دهستان آب‌گرم قرار دارد كه موقعيت دقيق استقرار آن شرق روستاي در رود مي‌باشد. اين كوه از رشته كوه‌هاي بارز محسوب مي‌شود و 3520 متر ارتفاع دارد.

کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 12:1 - شنبه بیست و سوم آبان 1388


«فرانسيس فوکوياما» کتاب پايان تاريخ خود را در سه کنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم ارائه کرد.
فوکوياما در کنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد: شيعه، پرنده‌اي است که افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي که دو بال دارد: يک بال سبز و يک بال سرخ.
عاشورا و حماسة پر شکوه آن پديده‌اي است که همواره رمز و راز نيروي پنهان و آشکار شيعيان و آزادي خواهان بوده است. قدرت اين رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را هميشه در حيرت و شگفتي و سردرگمي فرو برده است. از همين رو، دشمنان، به ويژه صهيونيسم جهاني بر آنند تا با شبيه‌سازي و بهره‌گيري از اين واقعه، براي دنياي پوشالي و خيالي خود، جلوه‌هاي مقدّس و آسماني بيافرينند. براي مثال، در سه کنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم، «فرانسيس فوکوياما» کتاب پايان تاريخ خود را ارائه کرد. اين کتاب در برابر کتاب برخورد تمدّن‌ها اثر «ساموئل هانتينگتون» است. فوکوياما مدّعي است که خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي جزئي به دست فرهنگ غالب بلعيده مي‌شوند و رسانه‌ها، دنيا را به سمت دهکدة واحد پيش مي‌برند و به ناچار دنيا درگير جنگي خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراين، براي پيش‌گيري از اين جنگ بايد يکي را به عنوان کدخدايي بپذيريم و در ادامه ثابت مي‌کند که کدخدا، امريکا است. فوکوياما مي‌گويد: اين نبرد حتمي است، ولي برندة آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارک ثابت مي‌کند که برندة نبردِ آخرالزّمان، شيعيان هستند.
فوکوياما در کنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد:
شيعه، پرنده‌اي است که افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي که دو بال دارد: يک بال سبز و يک بال سرخ.
او بال سبز اين پرنده را مهدويّت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادت‌طلبي که ريشه در کربلا دارد و شيعه را فنا ناپذير کرده است، معرفي مي‌کند.
فوکوياما معتقد است شيعه بُعد سومي هم دارد که اهميّتش بسيار است. او مي‌گويد:
اين پرنده، زرهي به نام ولايت پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي‌شود. شيعه، عنصري است که هر چه او را از بين مي‌برند، بيشتر مي‌شود.
وي جنگ عراق و ايران را مثال مي‌زند و مي‌گويد:
اين‌ها فاو را تسخير کرده‌اند، مي‌روند کربلا را هم بگيرند و اين، يعني فتح قدس، اگر کربلا را بگيرند، اينجا را هم قطعاً مي‌گيرند.
او براي دفع اين خطر پيشنهاد مي‌کند با امتياز دادن به ايران، جنگ را متوقّف کنيد.
فوکوياما، مهندسي معکوسي را براي شيعه و مهندسي صحيحي را براي خودشان طراحي مي‌کند و مي‌نويسد:
مهندسي معکوس براي شيعيان اين است که ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد. تا اين را خط نزنيد، نمي‌توانيد به ساحت قدسي کربلا و مهدويّت تجاوز کنيد... براي پيروزي بر يک ملّت بايد ميل مردم را تغيير داد... ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، در گام بعد، شهادت طلبي اين‌ها را به رفاه‌طلبي تبديل کنيد. اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشه‌هاي امام زماني از جامعة شيعه رخت مي‌بندد... شما بياييد براي غرب هم امام زمان و کربلا و ولي فقيه بتراشيد.
فوکوياما براي اين کار، مکتب جديدي به نام اونجليس عرضه کرد. مکتبي که قدمتش به 1987 ميلادي بر مي‌گردد. طرفداران اين مکتب معتقدند عيساي ناصري خواهد آمد. فوکوياما به آن‌ها توصيه مي‌کند در فيلم‌هايشان هر چه را شيعيان دربارة امام زمان مي‌‌گويند، بر شخصيّت عيساي ناصري تطبيق بدهند. بر اساس دستور فوکوياما، فيلم‌هايي بر اساس مدل «روايت فتح» شهيد آويني، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به کارگيري مؤلّفه‌هاي احساسي برنامه‌هاي شهيد آويني، با همان تيپ‌ها و همان ديالوگ‌ها که شهيد آويني‌ مي‌گفت.
فيلم نجات سرباز رايان با محتواي تجليل از مادر سه شهيد؛ فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فيلم زماني سرباز بوديم با تئوري بازسازي کربلا و بر اساس الگوي عمليّات کربلاي 5؛ فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنةکربلا، فيلم جن‌گير که در آن از نمادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود.
نکته:
در تمامي اين فيلم‌ها، بر اساس نظرية فوکوياما، امام حسين(ع) و کربلا، يک طرف و سوي ديگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوي شيعي انتخاب شده است. لباس سربازان امريکايي، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دليل تقدّس اين رنگ در آرمان‌هاي شيعي. هنر پيشه‌ها تا پايان فيلم ناشناخته‌اند و همچنين تا آخر فيلم فقط نقش‌هاي قدسي بازي مي‌کنند.


کانون فرهنگی جوانان شهرستان ریگان | 18:49 - پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388